Mehtari9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «نام پدر: سیدحسین متولد: 1303- تبریز تاریخ شهادت: 17/6/1357 محل شهادت: تهران نحوه شها...» ایجاد کرد) |
Shamirzae9711 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | نام پدر: سیدحسین متولد: 1303- تبریز | + | نام پدر: سیدحسین متولد: [[1303]]- تبریز |
| − | تاریخ شهادت: 17/6/1357 محل شهادت: تهران | + | تاریخ شهادت: [[17/6/1357]] محل شهادت: تهران |
نحوه شهادت: در نهضت اسلامی شغل: خانه دار | نحوه شهادت: در نهضت اسلامی شغل: خانه دار | ||
| + | |||
| + | ==وصیت نامه== | ||
فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت و چه زیباست این گل خوشبو در ذریه فاطمه زهرا (س) باشد. خداوند متعال در سال 1303 فرزندی به سید حسین و اُم اشرف عطا نمود که سیده نام نهاده شد. دختری که برای والدین، باقیاتُ الصالحات بود. | فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت و چه زیباست این گل خوشبو در ذریه فاطمه زهرا (س) باشد. خداوند متعال در سال 1303 فرزندی به سید حسین و اُم اشرف عطا نمود که سیده نام نهاده شد. دختری که برای والدین، باقیاتُ الصالحات بود. | ||
| سطر ۹: | سطر ۱۱: | ||
او در خطبه قهرمان پرور تبریز به دنیا آمد و رشد کرد. دوران، دوران استبداد بود و تبعیض. او درس معرفت و عشق را از پدر و مادر و در دامان طبیعت زیبای تبریز فرا می گرفت. برای عمل به سیره رسول الله ازدواج کرد و مادر دو دختر و دو پسر شد. مشکلات خانه داری و روزمره او را غافل نساخته بود. خفقان طاغوت او را آزار می داد؛ باید رژیم ستمشاهی برچیده می شد و همه باید قیام می کردند. او زنی مؤمن، متعهد و انقلابی بود. او طرفداری از عدالت و شجاعت و ایستادگی را از مادرش فاطمه زهرا (س) آموخته بود. | او در خطبه قهرمان پرور تبریز به دنیا آمد و رشد کرد. دوران، دوران استبداد بود و تبعیض. او درس معرفت و عشق را از پدر و مادر و در دامان طبیعت زیبای تبریز فرا می گرفت. برای عمل به سیره رسول الله ازدواج کرد و مادر دو دختر و دو پسر شد. مشکلات خانه داری و روزمره او را غافل نساخته بود. خفقان طاغوت او را آزار می داد؛ باید رژیم ستمشاهی برچیده می شد و همه باید قیام می کردند. او زنی مؤمن، متعهد و انقلابی بود. او طرفداری از عدالت و شجاعت و ایستادگی را از مادرش فاطمه زهرا (س) آموخته بود. | ||
| − | در بیشتر راهپیمایی ها و مراسم انقلابی فعالانه شرکت می کرد. سرانجام هفدهم شهریورماه سال پنجاه و هفت فرا رسید. پسرش سرباز بود. آن روز با آگاهی کامل به خطرات، به سوی میدان ژاله رهسپار شد تا فریاد مرگ بر شاه را سر دهد و از احوال فرزندش با خبر شد. به میدان ژاله رسید. سرباز کوردلی اسلحه را به سوی او نشانه گرفت و ماشه را کشید. و با برخورد گلوله به سرش عشق دوباره تفسیر شد، و غریبانه به شهادت رسید | + | در بیشتر راهپیمایی ها و مراسم انقلابی فعالانه شرکت می کرد. سرانجام هفدهم شهریورماه سال پنجاه و هفت فرا رسید. پسرش سرباز بود. آن روز با آگاهی کامل به خطرات، به سوی میدان ژاله رهسپار شد تا فریاد مرگ بر شاه را سر دهد و از احوال فرزندش با خبر شد. به میدان ژاله رسید. سرباز کوردلی [[اسلحه]] را به سوی او نشانه گرفت و ماشه را کشید. و با برخورد گلوله به سرش عشق دوباره تفسیر شد، و غریبانه به [[شهادت]] رسید. |
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | حتی شناسایی هم نشد و به عنوان زن ناشناس در [[بهشت زهرا (س)]] به خاک سپرده شد. فرزندان در فراق مادر اشک می ریختند و حتی آرامگاه او را نمی شناختند. یک سال بعد با دعاهای دختران و پیگیری پسران، محل دفن مادر شناخته شد و از آن روز به بعد سیده موسوی سرایی شنونده درد دلهای فرزندان خود گشت. | ||
| − | + | <ref> جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381</ref> | |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۴
نام پدر: سیدحسین متولد: 1303- تبریز
تاریخ شهادت: 17/6/1357 محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: در نهضت اسلامی شغل: خانه دار
وصیت نامه
فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت و چه زیباست این گل خوشبو در ذریه فاطمه زهرا (س) باشد. خداوند متعال در سال 1303 فرزندی به سید حسین و اُم اشرف عطا نمود که سیده نام نهاده شد. دختری که برای والدین، باقیاتُ الصالحات بود.
او در خطبه قهرمان پرور تبریز به دنیا آمد و رشد کرد. دوران، دوران استبداد بود و تبعیض. او درس معرفت و عشق را از پدر و مادر و در دامان طبیعت زیبای تبریز فرا می گرفت. برای عمل به سیره رسول الله ازدواج کرد و مادر دو دختر و دو پسر شد. مشکلات خانه داری و روزمره او را غافل نساخته بود. خفقان طاغوت او را آزار می داد؛ باید رژیم ستمشاهی برچیده می شد و همه باید قیام می کردند. او زنی مؤمن، متعهد و انقلابی بود. او طرفداری از عدالت و شجاعت و ایستادگی را از مادرش فاطمه زهرا (س) آموخته بود.
در بیشتر راهپیمایی ها و مراسم انقلابی فعالانه شرکت می کرد. سرانجام هفدهم شهریورماه سال پنجاه و هفت فرا رسید. پسرش سرباز بود. آن روز با آگاهی کامل به خطرات، به سوی میدان ژاله رهسپار شد تا فریاد مرگ بر شاه را سر دهد و از احوال فرزندش با خبر شد. به میدان ژاله رسید. سرباز کوردلی اسلحه را به سوی او نشانه گرفت و ماشه را کشید. و با برخورد گلوله به سرش عشق دوباره تفسیر شد، و غریبانه به شهادت رسید.
حتی شناسایی هم نشد و به عنوان زن ناشناس در بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. فرزندان در فراق مادر اشک می ریختند و حتی آرامگاه او را نمی شناختند. یک سال بعد با دعاهای دختران و پیگیری پسران، محل دفن مادر شناخته شد و از آن روز به بعد سیده موسوی سرایی شنونده درد دلهای فرزندان خود گشت.
پانویس
- ↑ جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381