Mohagheghi9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «زندگینامه ام پدر: یدالله / متولد: 1340- اصفهان / تاریخ شهادت: 26/12/1372 محل شهادت: مر...» ایجاد کرد) |
Shamirzae9711 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
| − | + | نام پدر: یدالله / متولد: [[1340]]- اصفهان / تاریخ شهادت: [[26/12/1372]] محل شهادت: مرز ایران- مسکو / نحوه شهادت: حمله موشکی / شغل: معلم | |
| − | شهید بتول لچینانی در سال 1340 در شهر زیبای فریدون شهر اصفهان به دنیا آمد. او در محیط مذهبی و با آرامش خانواده رشد کرد و در رشته اقتصاد دیپلم گرفت و به معلمی روی آورد. او عاشق تعلیم و تربیت کودکان بود. مدتی بعد، ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند بود. او به فرزندان خود مژگان و مهران عشق می ورزید و سعی می کرد آنها را به بهترین شکل تربیت کند. برادر بتول در جبهه حق علیه باطل مفقودالابثر شده بود و قلب خواهر در فراق برادر مملو از درد بود. پدر هم در مسکو زندگی می کرد. | + | [[شهید]] [[بتول لچینانی]] در سال 1340 در شهر زیبای فریدون شهر اصفهان به دنیا آمد. او در محیط مذهبی و با آرامش خانواده رشد کرد و در رشته اقتصاد دیپلم گرفت و به معلمی روی آورد. او عاشق تعلیم و تربیت کودکان بود. مدتی بعد، ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند بود. او به فرزندان خود مژگان و مهران عشق می ورزید و سعی می کرد آنها را به بهترین شکل تربیت کند. برادر بتول در جبهه حق علیه باطل مفقودالابثر شده بود و قلب خواهر در فراق برادر مملو از درد بود. پدر هم در مسکو زندگی می کرد. |
| − | بتول تصمیم گرفت با خانواده جهت دیدار پدر به مسکو برود و دل او را شاد کند. به مسکو رفتند و بچه ها پدربزرگ را دیدند و خاطرات گذشته مرور شد و اشک خوشحالی بر چهره ها چکید. هنگام بازگشت فرا رسید. در هواپیماها همه خوشحال و خندان بودند؛ اما ناگهان همه چیز تیره و تار شد. موشکی از نیروهای درگیر قره باغ به کابین هوپیما 130- C اصابت کرد و در پی آن، این خانواده کوچک به درجه رفیع شهادت رسیدند. | + | بتول تصمیم گرفت با خانواده جهت دیدار پدر به مسکو برود و دل او را شاد کند. به مسکو رفتند و بچه ها پدربزرگ را دیدند و خاطرات گذشته مرور شد و اشک خوشحالی بر چهره ها چکید. هنگام بازگشت فرا رسید. در هواپیماها همه خوشحال و خندان بودند؛ اما ناگهان همه چیز تیره و تار شد. موشکی از نیروهای درگیر قره باغ به کابین [[هوپیما 130- C]] اصابت کرد و در پی آن، این خانواده کوچک به درجه رفیع [[شهادت]] رسیدند. |
به راستی اینان به کدامین گناه کشته شدند. آیا می شود روزی فرا رسد که ابرهای تیرگی و ظلمت از آسمان کنار رود و خورشید درخشان بر همه جا پرتور افکند و عدالت در همه جا برقرار گردد. | به راستی اینان به کدامین گناه کشته شدند. آیا می شود روزی فرا رسد که ابرهای تیرگی و ظلمت از آسمان کنار رود و خورشید درخشان بر همه جا پرتور افکند و عدالت در همه جا برقرار گردد. | ||
| + | <ref> جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381</ref> | ||
| − | + | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | |||
| + | |||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۹
زندگینامه
نام پدر: یدالله / متولد: 1340- اصفهان / تاریخ شهادت: 26/12/1372 محل شهادت: مرز ایران- مسکو / نحوه شهادت: حمله موشکی / شغل: معلم
شهید بتول لچینانی در سال 1340 در شهر زیبای فریدون شهر اصفهان به دنیا آمد. او در محیط مذهبی و با آرامش خانواده رشد کرد و در رشته اقتصاد دیپلم گرفت و به معلمی روی آورد. او عاشق تعلیم و تربیت کودکان بود. مدتی بعد، ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند بود. او به فرزندان خود مژگان و مهران عشق می ورزید و سعی می کرد آنها را به بهترین شکل تربیت کند. برادر بتول در جبهه حق علیه باطل مفقودالابثر شده بود و قلب خواهر در فراق برادر مملو از درد بود. پدر هم در مسکو زندگی می کرد.
بتول تصمیم گرفت با خانواده جهت دیدار پدر به مسکو برود و دل او را شاد کند. به مسکو رفتند و بچه ها پدربزرگ را دیدند و خاطرات گذشته مرور شد و اشک خوشحالی بر چهره ها چکید. هنگام بازگشت فرا رسید. در هواپیماها همه خوشحال و خندان بودند؛ اما ناگهان همه چیز تیره و تار شد. موشکی از نیروهای درگیر قره باغ به کابین هوپیما 130- C اصابت کرد و در پی آن، این خانواده کوچک به درجه رفیع شهادت رسیدند.
به راستی اینان به کدامین گناه کشته شدند. آیا می شود روزی فرا رسد که ابرهای تیرگی و ظلمت از آسمان کنار رود و خورشید درخشان بر همه جا پرتور افکند و عدالت در همه جا برقرار گردد. [۱]
پانویس
- ↑ جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381