کتاب تو برادر من نیستی: تفاوت بین نسخهها
| (۳ نسخههای متوسط توسط کاربر مشابهی که نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
==معرفی== | ==معرفی== | ||
| − | کتاب «تو برادر من نیستی» خاطرات رزمندهای دیگر از سپاهیان اسلام استان خوزستان است که در دفاع از حرم نورانی عقیله بنی هاشم حضرت زینبکبری(س) به دست پلیدیان تکفیری به فیض شهادت نائل آمده است. | + | کتاب «تو برادر من نیستی» خاطرات رزمندهای دیگر از [[سپاهیان]] اسلام استان [[خوزستان]] است که در دفاع از حرم نورانی عقیله بنی هاشم حضرت زینبکبری(س) به دست پلیدیان تکفیری به فیض [[شهادت]] نائل آمده است. |
| − | شهید محمد تاجبخش از بسیجیان شهرستان گتوند و دیار شهدای عملیات یا مهدی (عج) است که در سال گذشته برای دفاع از حرم حضرت زینب کبری(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت و با تکفیریها به نبرد پرداخت . | + | [[شهید محمد تاجبخش]] از بسیجیان شهرستان گتوند و دیار شهدای [[عملیات یا مهدی (عج)]] است که در سال گذشته برای دفاع از حرم حضرت زینب کبری(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت و با تکفیریها به نبرد پرداخت . |
| − | این دلیرمرد گتوندی سرانجام پس از نبرد با گروههای تکفیری همزمان با شهادت شهید حججی به شهادت رسید و به آسمان پرکشید تا نام خود را به عنوان نخستین شهید مدافع حرم گتوند و دیار سردار شهید سرهنگ مقامی و سردار ابراهیم تاج بخش به ثبت برساند. | + | این دلیرمرد گتوندی سرانجام پس از نبرد با گروههای تکفیری همزمان با شهادت [[شهید حججی]] به شهادت رسید و به آسمان پرکشید تا نام خود را به عنوان نخستین شهید مدافع حرم گتوند و دیار [[سردار شهید سرهنگ مقامی]] و سردار ابراهیم تاج بخش به ثبت برساند. |
| − | شهید عباس تاجبخش و سردار شهید ابراهیم تاجبخش داییهای شهید محمد تاجبخش هستند که در سال 1365 در نبرد با لشکر بعث به شهادت رسیدند و حالا پس از 31 سال در بهشت میزبان خواهرزاده خود هستند. | + | [[شهید عباس تاجبخش]] و [[سردار شهید ابراهیم تاجبخش ]] داییهای [[شهید محمد تاجبخش]] هستند که در سال 1365 در نبرد با لشکر بعث به شهادت رسیدند و حالا پس از 31 سال در بهشت میزبان خواهرزاده خود هستند. |
==نمونه محتوا== | ==نمونه محتوا== | ||
| − | محمد دلاورانه می جنگید. بچه ها را سازمان می داد و دوباره مشغول شلیک می شد؛ انگار سال هاست تجربه جنگ دارد. نزدیک دو ساعت از آغاز حمله گذشته بود و فشنگ های ما رو به اتمام بود. حمید کنار من تیر به پایش خورد و زمین گیر شد. محمد با یک فاصله از ما در انتهای خاکریز و خطرناک ترین جا نشسته بود. گهگاهی بلند می شد و به طرف داعشی ها شلیک می کرد. مدام تصویر اسارت و برده شدن سرهایمان را می دیدم. در اوج ناامیدی رو به محمد فریاد زدم :«حسین می گوید جناح راست با شما. جناح راست با شما.» به حالت سجده درآمده بود تا حرف هایم را بشنود. فریاد زد:«خیالت راحت. به حسین بگو تا آخرین گلوله می جنگم و اگر تیرهایم تمام شد، باز هم از جایم تکان نمی خوردم.» این را گفت و اسلحه را برای شلیک دوباره آماده کرد. روی زانو ایستاد، تمرکز کرد و قبل از اینکه تیری بزند نقش زمین شد... | + | محمد دلاورانه می جنگید. بچه ها را سازمان می داد و دوباره مشغول شلیک می شد؛ انگار سال هاست تجربه جنگ دارد. نزدیک دو ساعت از آغاز حمله گذشته بود و فشنگ های ما رو به اتمام بود. حمید کنار من تیر به پایش خورد و زمین گیر شد. محمد با یک فاصله از ما در انتهای [[خاکریز ]] و خطرناک ترین جا نشسته بود. گهگاهی بلند می شد و به طرف داعشی ها شلیک می کرد. مدام تصویر اسارت و برده شدن سرهایمان را می دیدم. در اوج ناامیدی رو به محمد فریاد زدم :«حسین می گوید جناح راست با شما. جناح راست با شما.» به حالت سجده درآمده بود تا حرف هایم را بشنود. فریاد زد:«خیالت راحت. به حسین بگو تا آخرین گلوله می جنگم و اگر تیرهایم تمام شد، باز هم از جایم تکان نمی خوردم.» این را گفت و اسلحه را برای شلیک دوباره آماده کرد. روی زانو ایستاد، تمرکز کرد و قبل از اینکه تیری بزند نقش زمین شد... |
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۳
rId5
پدیدآورنده : صادق عباسی ولدی
نوبت چاپ : اول/ 1397
قیمت : 7500 تومان
معرفی
کتاب «تو برادر من نیستی» خاطرات رزمندهای دیگر از سپاهیان اسلام استان خوزستان است که در دفاع از حرم نورانی عقیله بنی هاشم حضرت زینبکبری(س) به دست پلیدیان تکفیری به فیض شهادت نائل آمده است. شهید محمد تاجبخش از بسیجیان شهرستان گتوند و دیار شهدای عملیات یا مهدی (عج) است که در سال گذشته برای دفاع از حرم حضرت زینب کبری(س) و حضرت رقیه(س) به سوریه رفت و با تکفیریها به نبرد پرداخت .
این دلیرمرد گتوندی سرانجام پس از نبرد با گروههای تکفیری همزمان با شهادت شهید حججی به شهادت رسید و به آسمان پرکشید تا نام خود را به عنوان نخستین شهید مدافع حرم گتوند و دیار سردار شهید سرهنگ مقامی و سردار ابراهیم تاج بخش به ثبت برساند.
شهید عباس تاجبخش و سردار شهید ابراهیم تاجبخش داییهای شهید محمد تاجبخش هستند که در سال 1365 در نبرد با لشکر بعث به شهادت رسیدند و حالا پس از 31 سال در بهشت میزبان خواهرزاده خود هستند.
نمونه محتوا
محمد دلاورانه می جنگید. بچه ها را سازمان می داد و دوباره مشغول شلیک می شد؛ انگار سال هاست تجربه جنگ دارد. نزدیک دو ساعت از آغاز حمله گذشته بود و فشنگ های ما رو به اتمام بود. حمید کنار من تیر به پایش خورد و زمین گیر شد. محمد با یک فاصله از ما در انتهای خاکریز و خطرناک ترین جا نشسته بود. گهگاهی بلند می شد و به طرف داعشی ها شلیک می کرد. مدام تصویر اسارت و برده شدن سرهایمان را می دیدم. در اوج ناامیدی رو به محمد فریاد زدم :«حسین می گوید جناح راست با شما. جناح راست با شما.» به حالت سجده درآمده بود تا حرف هایم را بشنود. فریاد زد:«خیالت راحت. به حسین بگو تا آخرین گلوله می جنگم و اگر تیرهایم تمام شد، باز هم از جایم تکان نمی خوردم.» این را گفت و اسلحه را برای شلیک دوباره آماده کرد. روی زانو ایستاد، تمرکز کرد و قبل از اینکه تیری بزند نقش زمین شد...
منبع سایت نشر شهید کاظمی