Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
Shamirzae9711 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
| − | نیم نگاهی به زندگی و اوج بندگی سردار شهید؛ سیدمحسن موسوی . شهید سیدمحسن موسوی از جمله شهدایی بود که در دوران حکومت شاه نیز فعالیتهایی داشته است و با شروع جنگ تحمیلی وارد جبهههای حق علیه باطل میشود و با توجه به نسبت فامیلی که با شهید خرازی فرمانده گردان خود داشته است این موضوع را پنهان میکند تا همچون بسیجی خالص و بدون در نظر گرفتن این امتیاز با بقیه تفاوتی نداشته باشد . این سردار بزرگ در سحرگاه جمعه 13/11/1365 در عملیات کربلای 5 در خاک شلمچه با اصابت گلوله به درجه رفیع شهادت نائل شدند . | + | نیم نگاهی به زندگی و اوج بندگی [[سردار شهید؛ سیدمحسن موسوی]] . شهید سیدمحسن موسوی از جمله شهدایی بود که در دوران حکومت شاه نیز فعالیتهایی داشته است و با شروع جنگ تحمیلی وارد جبهههای حق علیه باطل میشود و با توجه به نسبت فامیلی که با [[شهید خرازی]] فرمانده گردان خود داشته است این موضوع را پنهان میکند تا همچون [[بسیجی]] خالص و بدون در نظر گرفتن این امتیاز با بقیه تفاوتی نداشته باشد . این سردار بزرگ در سحرگاه جمعه [[13/11/1365]] در [[عملیات کربلای 5]] در خاک [[شلمچه]] با اصابت گلوله به درجه رفیع [[شهادت]] نائل شدند . |
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۶
امانتی
پدیدآورنده : سمانه قائد امینی، پریسا اباذری
نوبت چاپ : اول / 1393
قیمت : 6000 تومان
معرفی
نیم نگاهی به زندگی و اوج بندگی سردار شهید؛ سیدمحسن موسوی . شهید سیدمحسن موسوی از جمله شهدایی بود که در دوران حکومت شاه نیز فعالیتهایی داشته است و با شروع جنگ تحمیلی وارد جبهههای حق علیه باطل میشود و با توجه به نسبت فامیلی که با شهید خرازی فرمانده گردان خود داشته است این موضوع را پنهان میکند تا همچون بسیجی خالص و بدون در نظر گرفتن این امتیاز با بقیه تفاوتی نداشته باشد . این سردار بزرگ در سحرگاه جمعه 13/11/1365 در عملیات کربلای 5 در خاک شلمچه با اصابت گلوله به درجه رفیع شهادت نائل شدند .
نمونه محتوا
هر بار که با محسن چشم تو چشم میشدند، محسن سریع نگاهش را میدزدید .
این موضوع او را خیلی ناراحت کرده بود . بالاخره به محسن گفت : « خاله جون چرا چشمای قشنگت را از من میدزدی؟ از دستم ناراحتی؟ کار اشتباهی کردم؟ »
سید محسن با همان وقار و متانت آمیخته به شوخیاش گفت : « نه خاله جون ! از خودم میترسم نگاه کردن برام عادی بشود . اونوقت دیگر خیلی راحت به نامحرم نگاه کنم » .
منبع سايت نشر شهيد کاظمي