Heydari9711 (بحث | مشارکتها) (برچسب: ویرایش موبایل) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
• برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که [[شهادت]] در راه خداست می رسم. | • برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که [[شهادت]] در راه خداست می رسم. | ||
• شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به [[شهادت]] رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط [[پلاک]] و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. | • شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به [[شهادت]] رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط [[پلاک]] و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. | ||
| − | • شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما [[شهید]] نشده اید. گفت: من [[شهید]] شده ام ولی در همه جا حضور دارم. | + | • شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما [[شهید]] نشده اید. گفت: من [[شهید]] شده ام ولی در همه جا حضور دارم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7280 | + | <references /> |
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۷
تاریخ تولد : 1344/08/07 نام : سیدمحمد محل تولد : قاین نام خانوادگی : حسینیشیرگ تاریخ شهادت : 1363/12/22 نام پدر : سیدعبداله مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : شهدا
خاطرات
• برادرم سید محمد علاقه شدیدی به جبهه و جنگ داشت به همین خاطر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. به او گفتم: این کار شما خیلی خوب بود و او را تشویق کردم. در جواب من گفت: با این کار به آرزوی خودم که شهادت در راه خداست می رسم. • شب عملیات با هم عازم خط مقدم شدیم در همان شب سید محمد از ناحیه گردن مجروح شد و بر اثر خون ریزی شدید به شهادت رسید. در آن لحظه با پاتک دشمن مواجه شدیم و مجبور شدیم به عقب بر گردیم و نتوانستیم جنازه ی او و چند شهید دیگر را به عقب ببریم و در همان محل ماندند، چند سال بعد جنازه ی مطهر او را پیدا کردند که فقط پلاک و چند تکه استخوان بود که همان ها را تشییع کردیم. • شبی خواب دیدم که سید محمد به روستا برگشته و هنوز لباسهای رزم به تن اوست او از ناحیه گردن مجروح شده بود از او پرسیدم اینجا چکار می کنی؟ جواب داد: برای برگزاری مراسمی به اینجا آمده ام. گفتم: مگر شما شهید نشده اید. گفت: من شهید شده ام ولی در همه جا حضور دارم.[۱]