شهیدابوالفضل تعصبی: تفاوت بین نسخه‌ها

جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید ابوالفضل تعصبی را به شهیدابوالفضل تعصبی منتقل کرد)
 
(۴ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۸: سطر ۸:
 
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 
|تولد                  = خراسان، سبزوار، [[زادروزهای  ۳۰شهریور |۱۳۴۲/۶/۳۰]]  
 
|تولد                  = خراسان، سبزوار، [[زادروزهای  ۳۰شهریور |۱۳۴۲/۶/۳۰]]  
|شهادت                  = نامشخص، [[الگو:شهدای ۱دی |1۳۶۰/۱۰/۱]]  
+
|شهادت                  = نامشخص، [[الگو:شهدای ۱دی |۱۳۶۰/۱۰/۱]]  
 
|وفات                  =  
 
|وفات                  =  
 
|مرگ                    =  
 
|مرگ                    =  
سطر ۳۴: سطر ۳۴:
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
  
• در یکی از عملیاتها ابوالفضل به همراه فرمانده گردان آقای کمالی برای انجام مأموریت رفته بودند و در همان منطقه عراق بمباران هوایی می کند که بر اثر اصاابت بمب به ماشین حامل اینها ماشین منهدم می شود و ابوالفضل هم به شهادت می رسد
+
• در یکی از عملیاتها ابوالفضل به همراه فرمانده گردان [[آقای کمالی]] برای انجام مأموریت رفته بودند و در همان منطقه [[عراق]] بمباران هوایی می کند که بر اثر اصاابت بمب به ماشین حامل اینها ماشین منهدم می شود و ابوالفضل هم به [[شهادت]] می رسد
• ابوالفضل در سنین کوچکی یکبار دچار مریضی سختی شد که از او قطع امید کرده بودیم . به همین خاطر او را دخیل حضرت ابوالفضل (ع) کردیم که با لطف آن آقا او شفا پیدا کرد و این امر باعث شد تا جانش را در راه اسلام بدهد.
+
• ابوالفضل در سنین کوچکی یکبار دچار مریضی سختی شد که از او قطع امید کرده بودیم . به همین خاطر او را دخیل [[حضرت ابوالفضل (ع)]] کردیم که با لطف آن آقا او شفا پیدا کرد و این امر باعث شد تا جانش را در راه [[اسلام]] بدهد.
 
• زمانی که ابوالفضل کلاس یازده بود ترک تحصیل کرد و گفت: می خواهم به جبهه بروم. گفتم: مادر ان شاء ا... دیپلمت را بگیر بعد می روی گفت: نه مادر این کار واجب تر است. من می روم بعد اگر برگشتم ان شاء ا... درسم را ادامه می دهم.
 
• زمانی که ابوالفضل کلاس یازده بود ترک تحصیل کرد و گفت: می خواهم به جبهه بروم. گفتم: مادر ان شاء ا... دیپلمت را بگیر بعد می روی گفت: نه مادر این کار واجب تر است. من می روم بعد اگر برگشتم ان شاء ا... درسم را ادامه می دهم.
 
• یک شب قبل از شهادتش خواب دیدم که یکی از روحانیون محل که خیلی آدم باصفا و معنوی بود به من گفت: ابوالفضل پیش من است. شما نگران او نباشید. من هم چون ایشان را می شناختم و می دانستم که او از دنیا رفته، فهمیدم که ابوالفضل شهید شده است.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5236منبع سایت یاران رضا]</ref>
 
• یک شب قبل از شهادتش خواب دیدم که یکی از روحانیون محل که خیلی آدم باصفا و معنوی بود به من گفت: ابوالفضل پیش من است. شما نگران او نباشید. من هم چون ایشان را می شناختم و می دانستم که او از دنیا رفته، فهمیدم که ابوالفضل شهید شده است.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5236منبع سایت یاران رضا]</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۳

ابوالفضل تعصبی
IMG 20190212 113407.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد خراسان، سبزوار، ۱۳۴۲/۶/۳۰
شهادت نامشخص، ۱۳۶۰/۱۰/۱



خاطرات

• در یکی از عملیاتها ابوالفضل به همراه فرمانده گردان آقای کمالی برای انجام مأموریت رفته بودند و در همان منطقه عراق بمباران هوایی می کند که بر اثر اصاابت بمب به ماشین حامل اینها ماشین منهدم می شود و ابوالفضل هم به شهادت می رسد • ابوالفضل در سنین کوچکی یکبار دچار مریضی سختی شد که از او قطع امید کرده بودیم . به همین خاطر او را دخیل حضرت ابوالفضل (ع) کردیم که با لطف آن آقا او شفا پیدا کرد و این امر باعث شد تا جانش را در راه اسلام بدهد. • زمانی که ابوالفضل کلاس یازده بود ترک تحصیل کرد و گفت: می خواهم به جبهه بروم. گفتم: مادر ان شاء ا... دیپلمت را بگیر بعد می روی گفت: نه مادر این کار واجب تر است. من می روم بعد اگر برگشتم ان شاء ا... درسم را ادامه می دهم. • یک شب قبل از شهادتش خواب دیدم که یکی از روحانیون محل که خیلی آدم باصفا و معنوی بود به من گفت: ابوالفضل پیش من است. شما نگران او نباشید. من هم چون ایشان را می شناختم و می دانستم که او از دنیا رفته، فهمیدم که ابوالفضل شهید شده است.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۲۲ مهر ۱۳۹۸، در ‏۲۰:۱۳