Sanaee9711 (بحث | مشارکتها) |
Khoshkenar9712 (بحث | مشارکتها) جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید اسکندر همایون را به شهیداسکندر همایون منتقل کرد) |
||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | شهید | + | [[شهید اسکندر همایون]] |
| − | تاریخ تولد : 1340/06/19 | + | تاریخ تولد : [[1340/06/19]] |
| − | تاریخ شهادت : 1360/09/09 | + | |
| + | تاریخ شهادت : [[1360/09/09]] | ||
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| + | |||
محل آرامگاه : فارس - مرودشت - کوشک | محل آرامگاه : فارس - مرودشت - کوشک | ||
| − | + | ==زندگی نامه== | |
| − | |||
بسم الله الرحمن الرحیم | بسم الله الرحمن الرحیم | ||
| − | شهید اسکندر همایون فرزند سر افراز در 1340/06/19 در خانواده ای مؤمن و متدین در روستای کوشکک یکی از روستاهای شهرستان مرودشت دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا طول راهنمایی در همان روستا به پایان رسانید. زمانی که دشمن بعثی به کشور اسلامی ما حمله ور شده بود. شهید اسکندر همایون نیز به مانند دیگر جوانان این مرز و بوم از طریق یگان اعزامی ارتش و به عنوان سرباز وظیفه راهی جبهه های حق علیه باطل گردید.شهید به عنوان تك تیر انداز شروع خدمت نمود که پس از رشادت ها و دلاوریها که در جبهه به جا گذاشت در تاریخ 1360/09/09 در مناطق جنگی بستان بر اثر اصابت تیر به قلب و سینه به درجه شهادت نائل آمد. | + | شهید اسکندر همایون فرزند سر افراز در 1340/06/19 در خانواده ای مؤمن و متدین در روستای کوشکک یکی از روستاهای شهرستان مرودشت دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا طول راهنمایی در همان روستا به پایان رسانید. زمانی که دشمن بعثی به کشور اسلامی ما حمله ور شده بود. شهید اسکندر همایون نیز به مانند دیگر جوانان این مرز و بوم از طریق یگان اعزامی [[ارتش]] و به عنوان سرباز وظیفه راهی جبهه های حق علیه باطل گردید.[[شهید]] به عنوان تك تیر انداز شروع خدمت نمود که پس از رشادت ها و دلاوریها که در جبهه به جا گذاشت در تاریخ 1360/09/09 در مناطق جنگی [[بستان]] بر اثر اصابت تیر به قلب و سینه به درجه [[شهادت]] نائل آمد. |
| − | وصیت نامه | + | ==وصیت نامه== |
| − | + | درود به روان پاك امام امت رهبر مستضعفین جهان رهبر دردمندان و مصیبت زدگان رهبر زحمت كشان و رنجبران و مظلومین جهان. بارالها از تو خواهانم با كمك این ملت غیور و مسلمان انقلاب اسلامى مان به رهبرى نائب امام زمان پرچمش؟؟؟ و مرزها و رودها و نداى اسلام محمد (ص) سراسر منطقه را فرا گیرد و نمونه اى از حكومت على (ع) در این منطقه استقرار یابد. خدایا ما را در برقرارى و پا بر جا شدن راه على (ع) كمك كن. افسوس كه من بیشتر از یك جان در كالبدم وجود ندارد كه بتوان با ایثار و از خودگذشتگى اسلام عزیز را یارى نمایم. خدایا من را ببخش اگر خداى ناكرده حرفى را برعلیه اسلام قدمى را بر علیه اسلام برداشته چرا كه از جهل و كوته بینى من بوده. خدایا [[شهادت]] من را جزء شهداى صدر اسلام ثبت بنما جزء شهداى زمان حضرت ختمى مرتبت كه اكمل موجودات افضل انسانها اشرف مخلوقات است قرار بده. افسوس كه یك جان بیشتر نداشتم كه در راه نایب امام زمان كه راه اسلام است هدیه نمایم. خدایا تشكر مى كنم كه تو این نعمت را به من دادى كه بتوانم در برابر تو و در راه اهداف حكومت اسلامى لذتها و صحبتهاى دنیوى را فراموش كنم و فقط راه تو را در نظر داشته ام. خدایا من هر چه از تو خواستم بمن عطا فرمودى حتى شهادت در راه خودت را از من دریغ ننمودى من چطور بتوانم از عهده شكر تو برآیم. پدر عزیزم مى دانم كه محبت من در دل تو بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برایت سنگین است ولى در راه الله و در راه بثمر رسیدن حكومت اسلامى بسى ناچیز است و از درگاه خداوند باید تشكر كنى كه این نعمت را بر شما ارزانى داشته و شما را از این ثواب برخوردار گردانیده است. پدر عزیزم مرا فراموش كن و مبادا خداى ناكرده گریه كنى و اجر و منزلت خود را در برابر حضرت پروردگار از میان ببرى. مادر عزیزم همچون پدر دلبندم مى دانم كه غم از دست رفتن فرزند براى مادر بسیار مشكل و دشوار است اگرچه بگویم مادر فراموشم كن ولى مى دانم كه این امر براى مادر امكان پذیر نمى باشد ولى مادر عزیزم غم دنیا كوتاه است بالاخره آدمى یك روز آمده و یك روز هم از دنیا مى رود چه بهتر كه مرگ و [[شهادت]] انسان در راه الله باشد. مادر عزیزم از زحماتیكه در مدت 20 سال كه از عمرم مى گذرد كشیدى تشكر مى كنم و از خداى باریتعالى خواهان اجر و منزلت در بهشت خداوند به شما عنایت فرماید. از برادرانم و خواهرانم خواهش مى كنم كه گریه نكنند. نگذارند پدر و مادرم گریه كنند از تمام دوستان وقوم و خویشان خواهش مى كنم كه نگذارند پدر و مادرم گریه كنند و برادرانم گریه كنند چونكه این آرزوى من بوده كه در راه الله بروم من به آرزویم رسیدم به جاى اینكه گریه كنید شادى كنید من مى روم پهلوى زابد عابدى و محمد ابراهیم همایون باز هم مى گویم نگذارید مادرم گریه كند دوستان و آشنایان شما هم گریه نكنید روزى كه من آمدم سربازى آرزوى من [[شهید]] شدن در راه الله.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28689 سایت شهدای ارتش]</ref> | |
خدانگهدار براى همیشه | خدانگهدار براى همیشه | ||
| − | + | <references /> | |
| + | |||
| − | |||
== ردهها == | == ردهها == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۸ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۸
تاریخ تولد : 1340/06/19
تاریخ شهادت : 1360/09/09
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : فارس - مرودشت - کوشک
زندگی نامه
بسم الله الرحمن الرحیم شهید اسکندر همایون فرزند سر افراز در 1340/06/19 در خانواده ای مؤمن و متدین در روستای کوشکک یکی از روستاهای شهرستان مرودشت دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا طول راهنمایی در همان روستا به پایان رسانید. زمانی که دشمن بعثی به کشور اسلامی ما حمله ور شده بود. شهید اسکندر همایون نیز به مانند دیگر جوانان این مرز و بوم از طریق یگان اعزامی ارتش و به عنوان سرباز وظیفه راهی جبهه های حق علیه باطل گردید.شهید به عنوان تك تیر انداز شروع خدمت نمود که پس از رشادت ها و دلاوریها که در جبهه به جا گذاشت در تاریخ 1360/09/09 در مناطق جنگی بستان بر اثر اصابت تیر به قلب و سینه به درجه شهادت نائل آمد.
وصیت نامه
درود به روان پاك امام امت رهبر مستضعفین جهان رهبر دردمندان و مصیبت زدگان رهبر زحمت كشان و رنجبران و مظلومین جهان. بارالها از تو خواهانم با كمك این ملت غیور و مسلمان انقلاب اسلامى مان به رهبرى نائب امام زمان پرچمش؟؟؟ و مرزها و رودها و نداى اسلام محمد (ص) سراسر منطقه را فرا گیرد و نمونه اى از حكومت على (ع) در این منطقه استقرار یابد. خدایا ما را در برقرارى و پا بر جا شدن راه على (ع) كمك كن. افسوس كه من بیشتر از یك جان در كالبدم وجود ندارد كه بتوان با ایثار و از خودگذشتگى اسلام عزیز را یارى نمایم. خدایا من را ببخش اگر خداى ناكرده حرفى را برعلیه اسلام قدمى را بر علیه اسلام برداشته چرا كه از جهل و كوته بینى من بوده. خدایا شهادت من را جزء شهداى صدر اسلام ثبت بنما جزء شهداى زمان حضرت ختمى مرتبت كه اكمل موجودات افضل انسانها اشرف مخلوقات است قرار بده. افسوس كه یك جان بیشتر نداشتم كه در راه نایب امام زمان كه راه اسلام است هدیه نمایم. خدایا تشكر مى كنم كه تو این نعمت را به من دادى كه بتوانم در برابر تو و در راه اهداف حكومت اسلامى لذتها و صحبتهاى دنیوى را فراموش كنم و فقط راه تو را در نظر داشته ام. خدایا من هر چه از تو خواستم بمن عطا فرمودى حتى شهادت در راه خودت را از من دریغ ننمودى من چطور بتوانم از عهده شكر تو برآیم. پدر عزیزم مى دانم كه محبت من در دل تو بسیار است و رنج و اندوه از دست رفتن من برایت سنگین است ولى در راه الله و در راه بثمر رسیدن حكومت اسلامى بسى ناچیز است و از درگاه خداوند باید تشكر كنى كه این نعمت را بر شما ارزانى داشته و شما را از این ثواب برخوردار گردانیده است. پدر عزیزم مرا فراموش كن و مبادا خداى ناكرده گریه كنى و اجر و منزلت خود را در برابر حضرت پروردگار از میان ببرى. مادر عزیزم همچون پدر دلبندم مى دانم كه غم از دست رفتن فرزند براى مادر بسیار مشكل و دشوار است اگرچه بگویم مادر فراموشم كن ولى مى دانم كه این امر براى مادر امكان پذیر نمى باشد ولى مادر عزیزم غم دنیا كوتاه است بالاخره آدمى یك روز آمده و یك روز هم از دنیا مى رود چه بهتر كه مرگ و شهادت انسان در راه الله باشد. مادر عزیزم از زحماتیكه در مدت 20 سال كه از عمرم مى گذرد كشیدى تشكر مى كنم و از خداى باریتعالى خواهان اجر و منزلت در بهشت خداوند به شما عنایت فرماید. از برادرانم و خواهرانم خواهش مى كنم كه گریه نكنند. نگذارند پدر و مادرم گریه كنند از تمام دوستان وقوم و خویشان خواهش مى كنم كه نگذارند پدر و مادرم گریه كنند و برادرانم گریه كنند چونكه این آرزوى من بوده كه در راه الله بروم من به آرزویم رسیدم به جاى اینكه گریه كنید شادى كنید من مى روم پهلوى زابد عابدى و محمد ابراهیم همایون باز هم مى گویم نگذارید مادرم گریه كند دوستان و آشنایان شما هم گریه نكنید روزى كه من آمدم سربازى آرزوى من شهید شدن در راه الله.[۱] خدانگهدار براى همیشه