شهیدایرج کوچکی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۵ نسخه‌های متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شه ی د ا ی رج کوچک ی
+
[[شهید ایرج کوچکی]]
  
تار ی خ تولد :1344/05/02
+
تاریخ تولد : [[1344/05/02]]
  
تار ی خ شهادت : 1365/01/07
+
تاریخ شهادت : [[1365/01/07]]
  
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
  
نام: ا ی رج
+
نام: ایرج
  
 
نام خانوادگى: كوچكى
 
نام خانوادگى: كوچكى
  
نام پدر: ی ح ی ى
+
نام پدر: یحیى
  
تار ی خ‌تولد : 1344/05/02
+
تاریخ‌ تولد : 1344/05/02
  
ش .ش: 123
+
ش.ش: 123
  
محل‌صدورشناسنامه : شوشتر
+
محل‌ صدور شناسنامه : شوشتر
  
تار ی خ شهادت: 1365/01/07
+
تاریخ شهادت: 1365/01/07
  
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگ ی رى مستق ی م بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
+
شرح حادثه: حوادث ناشى از درگیرى مستقیم با دشمن-توسط دشمن‌ در جبهه
  
استان : بن ی ادشه ی داستان‌خوزستان
+
استان : بنیاد شهید استان‌ خوزستان
  
شهر : اداره‌بن ی ادشه ی دشوشتر
+
شهر : اداره‌ بنیاد شهید شوشتر
  
  
بسم الله الرحمن الرح ی م
+
بسم الله الرحمن الرحیم
  
با درود فراوان به رهبر كب ی ر انقلاب اسلامى ا ی ران و با درود به تمام رزمندگان اسلام و با سلام بر شه ی دان به خون غلط ی ده كربلا و بالاخص شهداى جنگ تحم ی لى و خداى را سپاس ب ی كران كه در رحمت را بر روى من گشود و جراتم داد تا از مرگ نهراسم و مانند د ی گر برادران رزمنده ك ه در جبهه‌ها با شور فراوان به سراغ مرگ م ی روند و خلاصه تا كنون من مرده بودم و در ا ی ن لحظه آغاز جهاد و شهادت است كه احساس م ی كنم زنده‌ام و زندگى غرور آفر ی ن را در پ ی ش روى م ی ب ی نم و من درس شهادت را در مكتب اسلام آموختم و به آموزگارم بگوئ ی د كه من ا ی نگونه در كلاس انقلاب حاضر و ناظر بودم و به همرزمانم بگوئ ی د من تكل ی فم را تا آخر ی ن لحظات حساس ن ی ز نوشتم نه با قلم بر كاغذ بلكه با خون بر خاك من نوشتم .
+
با درود فراوان به رهبر كبیر انقلاب اسلامى ایران و با درود به تمام رزمندگان اسلام و با سلام بر شهیدان به خون غلطیده كربلا و بالاخص شهداى جنگ تحمیلى و خداى را سپاس بی كران كه در رحمت را بر روى من گشود و جراتم داد تا از مرگ نهراسم و مانند دیگر برادران رزمنده كه در جبهه‌ها با شور فراوان به سراغ مرگ می روند و خلاصه تا كنون من مرده بودم و در این لحظه آغاز جهاد و [[شهادت]] است كه احساس می كنم زنده‌ام و زندگى غرور آفرین را در پیش روى میبینم و من درس [[شهادت]] را در مكتب اسلام آموختم و به آموزگارم بگوئید كه من اینگونه در كلاس انقلاب حاضر و ناظر بودم و به همرزمانم بگوئید من تكلیفم را تا آخرین لحظات حساس نیز نوشتم نه با قلم بر كاغذ بلكه با خون بر خاك من نوشتم .
  
پدر و مادر عز ی زم از شما كمال تشكر را دارم كه ا ی نگونه فرزندى ترب ی ت كرده و به ا ی ن انقلاب تحو ی ل داده و ه ی چ نگران من نباش ی د و با ی د مرا ببخش ی د ز ی را فرزند خوبى براى شما نبودم و نتوانستم براى شما مثمر باشم و به پدر و مادرم بگوئ ی د من كارنامه قبولى‌ام را به امضاى خ ون گرفتم و به دوستان و آشنا ی ان بگوئ ی د به جهاد در راه خدا ادامه ده ی د همانطور من ادامه دهنده دوستانم بوده و ه ی چ‌وقت از جهاد در راه خدا و عشق به معشوق روى برنگردان ی د .
+
پدر و مادر عزیزم از شما كمال تشكر را دارم كه این گونه فرزندى تربیت كرده و به این انقلاب تحویل داده و هیچ نگران من نباشید و باید مرا ببخشید زیرا فرزند خوبى براى شما نبودم و نتوانستم براى شما مثمر باشم و به پدر و مادرم بگوئید من كارنامه قبولى‌ام را به امضاى خون گرفتم و به دوستان و آشنایان بگوئید به جهاد در راه خدا ادامه دهید همانطور من ادامه دهنده دوستانم بوده و هیچ‌وقت از جهاد در راه خدا و عشق به معشوق روى برنگردانید .
  
از غربت خـاك تـا خـدا بـا ی د رفـت خون ی ن پرو بال و سرجدا با ی د رفت
+
از غربت خـاك تـا خـدا بـاید رفـت خونین پرو بال و سر جدا باید رفت
  
تا محضـر خـورش ی د به ام ی د وصال همپـاى شه ی ـد كـربـلا بـا ی ـد رفت
+
تا محضـر خـورشید به امید وصال همپـاى شهیـد كـربـلا بـا یـد رفت
  
برخ ی ـز كه موسم نبـرد ی ست بزرگ آنكس كه زجان گذشت مرد ی ست بزرگ
+
برخیز كه موسم نبـردیست بزرگ آنكس كه زجان گذشت مردیست بزرگ
  
مانـدن به بهانه‌هاى ش ی طانى نفس در س ی نـــه انقــلاب درد ی ست بزرگ
+
مانـدن به بهانه‌هاى شیطانى نفس در سینـــه انقــلاب درد ی ست بزرگ
  
ی كــى در عاشقــى افســانه گشتـه ی كــى از خـو ی شتـن ب ی گــانه گشتــه
+
یكــى در عاشقــى افســانه گشتـه ی كــى از خـویشتـن بیگــانه گشتــه
  
ی كـــى از جــذبه و شـوق شهـادت به گــرد شمـع چون پروانه گشتـه
+
یكـــى از جــذبه و شـوق شهـادت به گــرد شمـع چون پروانه گشتـه
  
 
مورخه 1365/01/17
 
مورخه 1365/01/17
 
+
سرباز وظیفه شهید ایرج كوچكى<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41101 سایت شهدای ارتش]</ref>
سرباز وظ ی فه شه ی د ا ی رج كوچكى
+
==پانویس==
 
+
<references />
 
+
منبع:سایت شهدای ارتش
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۹

شهید ایرج کوچکی

تاریخ تولد : 1344/05/02

تاریخ شهادت : 1365/01/07

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خوزستان - شوشتر – شوشتر


وصیت نامه

نام: ایرج

نام خانوادگى: كوچكى

نام پدر: یحیى

تاریخ‌ تولد : 1344/05/02

ش.ش: 123

محل‌ صدور شناسنامه : شوشتر

تاریخ شهادت: 1365/01/07

شرح حادثه: حوادث ناشى از درگیرى مستقیم با دشمن-توسط دشمن‌ در جبهه

استان : بنیاد شهید استان‌ خوزستان

شهر : اداره‌ بنیاد شهید شوشتر


بسم الله الرحمن الرحیم

با درود فراوان به رهبر كبیر انقلاب اسلامى ایران و با درود به تمام رزمندگان اسلام و با سلام بر شهیدان به خون غلطیده كربلا و بالاخص شهداى جنگ تحمیلى و خداى را سپاس بی كران كه در رحمت را بر روى من گشود و جراتم داد تا از مرگ نهراسم و مانند دیگر برادران رزمنده كه در جبهه‌ها با شور فراوان به سراغ مرگ می روند و خلاصه تا كنون من مرده بودم و در این لحظه آغاز جهاد و شهادت است كه احساس می كنم زنده‌ام و زندگى غرور آفرین را در پیش روى میبینم و من درس شهادت را در مكتب اسلام آموختم و به آموزگارم بگوئید كه من اینگونه در كلاس انقلاب حاضر و ناظر بودم و به همرزمانم بگوئید من تكلیفم را تا آخرین لحظات حساس نیز نوشتم نه با قلم بر كاغذ بلكه با خون بر خاك من نوشتم .

پدر و مادر عزیزم از شما كمال تشكر را دارم كه این گونه فرزندى تربیت كرده و به این انقلاب تحویل داده و هیچ نگران من نباشید و باید مرا ببخشید زیرا فرزند خوبى براى شما نبودم و نتوانستم براى شما مثمر باشم و به پدر و مادرم بگوئید من كارنامه قبولى‌ام را به امضاى خون گرفتم و به دوستان و آشنایان بگوئید به جهاد در راه خدا ادامه دهید همانطور من ادامه دهنده دوستانم بوده و هیچ‌وقت از جهاد در راه خدا و عشق به معشوق روى برنگردانید .

از غربت خـاك تـا خـدا بـاید رفـت خونین پرو بال و سر جدا باید رفت

تا محضـر خـورشید به امید وصال همپـاى شهیـد كـربـلا بـا یـد رفت

برخیز كه موسم نبـردیست بزرگ آنكس كه زجان گذشت مردیست بزرگ

مانـدن به بهانه‌هاى شیطانى نفس در سینـــه انقــلاب درد ی ست بزرگ

یكــى در عاشقــى افســانه گشتـه ی كــى از خـویشتـن بیگــانه گشتــه

یكـــى از جــذبه و شـوق شهـادت به گــرد شمـع چون پروانه گشتـه

مورخه 1365/01/17 سرباز وظیفه شهید ایرج كوچكى[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش