شهید مجید وحدتی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید مجید وحدتی تاریخ تولد :1338/12/16 تاریخ شهادت : 1367/04/31 محل شهادت : نامشخص محل آ...» ایجاد کرد)
 
(زندگی نامه)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۶: سطر ۶:
 
   
 
   
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==
شهید گرانقدر مجید وحدتی به سال 1338 در روستای زوخانلو از توابع شهرستان قوچان از خانواده‌ای روستایی و کشاورز به دنیا آمد. تا کلاس پنجم را نزد خانواده در روستا گذراند، سپس برای ادامه تحصیل به نزد خواهر بزرگش در شهر رفت. وی دوران راهنمایی و دبیرستان را در قوچان سپری کرد و بسیار متکی به خود بود و برای مخارج تحصیلش پولی از خانواده نمی‌گرفت. وی بعد از مدرسه به شغل بنایی می‌پرداخت. بسیار مؤمن و باتقوا بود و تمام کارهایش خود را خودش انجام می‌داد و همچنین در کارهای خانه به خواهرش نیز کمک می‌کرد. بعد از دریافت دیپلم به عنوان معلم در روستای بوسفخان مشغول کار کردن شد و پس از شش ماه راهی خدمت مقدس سربازی شد ایشان به عنوان ارتشی در جنگ‌های لبنان شرکت نمود و از همرزمان شهید چمران بود و لوح‌های ارزشمندی که نشانه‌ی شجاعت، دلاوری و وفاداریش به میهن بود از دست ریاست جمهور جناب آقای خامنه‌ای دریافت نمود. چندین بار هم مجروح شد، اما به علت علاقه‌اش به جنگیدن دوباره به جبهه رفت. با اصرار خانواده در سال 1364 ازدواج کرد و ثمره‌ی این ازدواج یک دختر می‌باشد. در هنگام شهادت در تاریخ 31/04/1367 در عملیات نفت‌شهر پیکر مطهرش به شدت آسیب دیده به طوری که قابل شناسایی نبود و در معراج شهدای گمنام تهران دفن شد و بعدها خانواده از شهادتش باخبر شدند.  
+
شهید گرانقدر مجید وحدتی به سال 1338 در روستای زوخانلو از توابع شهرستان قوچان از خانواده‌ای روستایی و کشاورز به دنیا آمد. تا کلاس پنجم را نزد خانواده در روستا گذراند، سپس برای ادامه تحصیل به نزد خواهر بزرگش در شهر رفت. وی دوران راهنمایی و دبیرستان را در قوچان سپری کرد و بسیار متکی به خود بود و برای مخارج تحصیلش پولی از خانواده نمی‌گرفت. وی بعد از مدرسه به شغل بنایی می‌پرداخت. بسیار مؤمن و باتقوا بود و تمام کارهایش خود را خودش انجام می‌داد و همچنین در کارهای خانه به خواهرش نیز کمک می‌کرد. بعد از دریافت دیپلم به عنوان معلم در روستای بوسفخان مشغول کار کردن شد و پس از شش ماه راهی خدمت مقدس سربازی شد ایشان به عنوان ارتشی در جنگ‌های لبنان شرکت نمود و از همرزمان شهید چمران بود و لوح‌های ارزشمندی که نشانه‌ی شجاعت، دلاوری و وفاداریش به میهن بود از دست ریاست جمهور جناب آقای خامنه‌ای دریافت نمود. چندین بار هم مجروح شد، اما به علت علاقه‌اش به جنگیدن دوباره به جبهه رفت. با اصرار خانواده در سال 1364 ازدواج کرد و ثمره‌ی این ازدواج یک دختر می‌باشد. در هنگام [[شهادت]] در تاریخ 31/04/1367 در عملیات [[نفت‌شهر]] پیکر مطهرش به شدت آسیب دیده به طوری که قابل شناسایی نبود و در معراج شهدای گمنام تهران دفن شد و بعدها خانواده از شهادتش باخبر شدند.  
 
وصیت نامه
 
وصیت نامه
 
بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید مجید وحدتی آخرین بار ششم تیرماه شصت و هفت بود که پس از اتمام مرخصی‌اش به طرف محل خدمتش عزیمت کرد. مثل دفعات قبل توصیه‌اش به صبر، پایداری و تربیت صحیح فرزندش بود. وی آرزو داشت دخترش با موازین شرعی و حجاب بزرگ شود و در زمینه درس و تحصیل بسیار کوشا باشد و بتواند به مدارج بالای علم برسد
 
بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید مجید وحدتی آخرین بار ششم تیرماه شصت و هفت بود که پس از اتمام مرخصی‌اش به طرف محل خدمتش عزیمت کرد. مثل دفعات قبل توصیه‌اش به صبر، پایداری و تربیت صحیح فرزندش بود. وی آرزو داشت دخترش با موازین شرعی و حجاب بزرگ شود و در زمینه درس و تحصیل بسیار کوشا باشد و بتواند به مدارج بالای علم برسد
 
خاطرات
 
خاطرات
بسمه تعالی چگونگی شهادت از مورخه 31/04/1367 یعنی پس از عملیات مرصاد از سرنوشت وی بی‌اطلاع و بر این اندیشه بودیم که به همراه سایر دوستان و همسنگرانش در دست دژخیمان بعثی اسیر می‌باشد و پس از بازگشت آزادگان و همچنین همسنگران او از عراق حقیقت مطلب را آنگونه که اتفاق افتاده بود، برای ما شرح دادند. پس از اطلاع از اینکه قسمت‌هایی از خط مقدم سقوط کرده به همراه تنی چند از دوستان و همسنگران خود تصمیم می‌گیرند از یکی از هر طریق ممکن محاصره دشمن را بشکنند و راهی برای رسیدن به یگان‌های همجوار پیدا نمایند. پس از مقداری راهپیمایی در آن هوای بسیار گرم و سوزان صدای بلندگو را می‌شنوند که سربازان ایرانی را بسوی خود می‌خواند. آنان با شنیدن صدای بلندگو که از حلقوم منافقان از خدا بی‌خبر خارج می‌شد و سربازان خسته و تشنه‌ی سپاه اسلام را با فریب و نیرنگ به خود می‌خواند، به سمت صدا تغییر مسیر می‌دهند و ناگهان با گروهی از صدامیان کافر مواجه می‌شوند که در حین درگیری و اصابت تیر مستقیم از سوی بعثیان کافر، ایشان به شهادت می‌رسند و بقیه افراد همگی به اسارت درمی‌آیند.
+
بسمه تعالی چگونگی [[شهادت]] از مورخه 31/04/1367 یعنی پس از عملیات مرصاد از سرنوشت وی بی‌اطلاع و بر این اندیشه بودیم که به همراه سایر دوستان و همسنگرانش در دست دژخیمان بعثی اسیر می‌باشد و پس از بازگشت آزادگان و همچنین همسنگران او از عراق حقیقت مطلب را آنگونه که اتفاق افتاده بود، برای ما شرح دادند. پس از اطلاع از اینکه قسمت‌هایی از خط مقدم سقوط کرده به همراه تنی چند از دوستان و همسنگران خود تصمیم می‌گیرند از یکی از هر طریق ممکن محاصره دشمن را بشکنند و راهی برای رسیدن به یگان‌های همجوار پیدا نمایند. پس از مقداری راهپیمایی در آن هوای بسیار گرم و سوزان صدای بلندگو را می‌شنوند که سربازان ایرانی را بسوی خود می‌خواند. آنان با شنیدن صدای بلندگو که از حلقوم منافقان از خدا بی‌خبر خارج می‌شد و سربازان خسته و تشنه‌ی سپاه اسلام را با فریب و نیرنگ به خود می‌خواند، به سمت صدا تغییر مسیر می‌دهند و ناگهان با گروهی از صدامیان کافر مواجه می‌شوند که در حین درگیری و اصابت تیر مستقیم از سوی بعثیان کافر، ایشان به [[شهادت]] می‌رسند و بقیه افراد همگی به اسارت درمی‌آیند.
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 
 +
Image:0871818426 (1).jpg
 +
 
 +
 
 +
</gallery>
 +
 
 
منبع سایت شهدای ارتش
 
منبع سایت شهدای ارتش
 
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28882
 
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28882

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۵

شهید مجید وحدتی تاریخ تولد :1338/12/16 تاریخ شهادت : 1367/04/31 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا

زندگی نامه

شهید گرانقدر مجید وحدتی به سال 1338 در روستای زوخانلو از توابع شهرستان قوچان از خانواده‌ای روستایی و کشاورز به دنیا آمد. تا کلاس پنجم را نزد خانواده در روستا گذراند، سپس برای ادامه تحصیل به نزد خواهر بزرگش در شهر رفت. وی دوران راهنمایی و دبیرستان را در قوچان سپری کرد و بسیار متکی به خود بود و برای مخارج تحصیلش پولی از خانواده نمی‌گرفت. وی بعد از مدرسه به شغل بنایی می‌پرداخت. بسیار مؤمن و باتقوا بود و تمام کارهایش خود را خودش انجام می‌داد و همچنین در کارهای خانه به خواهرش نیز کمک می‌کرد. بعد از دریافت دیپلم به عنوان معلم در روستای بوسفخان مشغول کار کردن شد و پس از شش ماه راهی خدمت مقدس سربازی شد ایشان به عنوان ارتشی در جنگ‌های لبنان شرکت نمود و از همرزمان شهید چمران بود و لوح‌های ارزشمندی که نشانه‌ی شجاعت، دلاوری و وفاداریش به میهن بود از دست ریاست جمهور جناب آقای خامنه‌ای دریافت نمود. چندین بار هم مجروح شد، اما به علت علاقه‌اش به جنگیدن دوباره به جبهه رفت. با اصرار خانواده در سال 1364 ازدواج کرد و ثمره‌ی این ازدواج یک دختر می‌باشد. در هنگام شهادت در تاریخ 31/04/1367 در عملیات نفت‌شهر پیکر مطهرش به شدت آسیب دیده به طوری که قابل شناسایی نبود و در معراج شهدای گمنام تهران دفن شد و بعدها خانواده از شهادتش باخبر شدند. وصیت نامه بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید مجید وحدتی آخرین بار ششم تیرماه شصت و هفت بود که پس از اتمام مرخصی‌اش به طرف محل خدمتش عزیمت کرد. مثل دفعات قبل توصیه‌اش به صبر، پایداری و تربیت صحیح فرزندش بود. وی آرزو داشت دخترش با موازین شرعی و حجاب بزرگ شود و در زمینه درس و تحصیل بسیار کوشا باشد و بتواند به مدارج بالای علم برسد خاطرات بسمه تعالی چگونگی شهادت از مورخه 31/04/1367 یعنی پس از عملیات مرصاد از سرنوشت وی بی‌اطلاع و بر این اندیشه بودیم که به همراه سایر دوستان و همسنگرانش در دست دژخیمان بعثی اسیر می‌باشد و پس از بازگشت آزادگان و همچنین همسنگران او از عراق حقیقت مطلب را آنگونه که اتفاق افتاده بود، برای ما شرح دادند. پس از اطلاع از اینکه قسمت‌هایی از خط مقدم سقوط کرده به همراه تنی چند از دوستان و همسنگران خود تصمیم می‌گیرند از یکی از هر طریق ممکن محاصره دشمن را بشکنند و راهی برای رسیدن به یگان‌های همجوار پیدا نمایند. پس از مقداری راهپیمایی در آن هوای بسیار گرم و سوزان صدای بلندگو را می‌شنوند که سربازان ایرانی را بسوی خود می‌خواند. آنان با شنیدن صدای بلندگو که از حلقوم منافقان از خدا بی‌خبر خارج می‌شد و سربازان خسته و تشنه‌ی سپاه اسلام را با فریب و نیرنگ به خود می‌خواند، به سمت صدا تغییر مسیر می‌دهند و ناگهان با گروهی از صدامیان کافر مواجه می‌شوند که در حین درگیری و اصابت تیر مستقیم از سوی بعثیان کافر، ایشان به شهادت می‌رسند و بقیه افراد همگی به اسارت درمی‌آیند.

نگارخانه تصاویر

منبع سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28882