Hoseininasab9802 (بحث | مشارکتها) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | شهید وحید براری | |
| − | + | تاریخ تولد :1341/10/15 | |
| − | + | تاریخ شهادت : 1363/05/24 | |
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
| − | خلاصه | + | خلاصه ای از زندگی شهید : |
| − | در | + | در یک شب سرد زمستانی (نیمه دی ماه [[1341]]) در [[تهران]]، میدان شهدا، خیابان پیروزی ، خیابان شکوفه، کوچه شهید حمید اسماعیلی قره، بن بست شهید محمد فتحعلی آشتیانی ، دیده به جهان گشود. دوره ابتدائی را در دبستان تشویق در خیابان 17 شهریور، و دوره راهنمایی را در مدرسه بابا طاهر واقع در خیابان فلاح گذراند و در رشته مکانیک هنرستان در حوالی میدان (شاه سابق) قیام مشغول به تحصیل بود که دوران [[دفاع مقدس]] آغاز و به [[خدمت مقدس سربازی]] فراخوان شد و در صبح روز 24 مرداد سال 1363 با چهره اي پاک و نورانی ، به قدری مهربانانه و شاد به لقاء الله پیوست که هرگز از خاطر و یادها نمی رود . |
| − | از همان دوران | + | از همان دوران کودکی پر انرژي و سرحال و فعال بود. با یک دوچرخه کوچک رفت و آمد داشت. دوچرخه، موتور، وسایل خانه و ماشين دوستان و همسايگان را تعمير مي كرد. در موتور سواری بسیار ماهر بود و برای تمرین با موتورهای پرشی به پيست موتور سواري می رفت، در هنگام بازگشت به خانه، در ابتدای خیابان، قبل از وارد شدن به کوچه، برای این که صدای موتور مزاحمتی برای مردم و همسایه ها نباشد آن را خاموش می کرد . |
| − | در زمان انقلاب در | + | در زمان [[انقلاب]] در سرمای زمستان، نفت را به خانه همسایگان مسن می برد، برایشان خرید می کرد و مراقب حال دیگران بود، [[عبادت]] می کرد و [[نماز]] می خواند، با اين كه جوان بود زرق و برق این دنیا را زیر پا گذاشت و در آخرین مرخصی ، به دیدن همه دوستان و آشنایان و حتی فامیل هایی که چند سالی آنها را نديده بود، رفت و حلالیت طلبید و همه را از خود راضی کرد. یک هفته بعد از بازگشت به [[جبهه]]، خبر شهادتش به خانواده رسید . و در صبح روز 24 مرداد سال 1363 در دره آلواتان در منطقه [[سردشت ــ پیرانشهر]] به درجه رفیع [[شهادت]] نائل گردید . |
| − | روحش شاد و | + | روحش شاد و یادش گرامی باد |
| − | نکات برجسته در | + | نکات برجسته در زندگی شهید : |
| − | الف ) | + | الف ) فعالیت های مهم عبادی و معنوی : |
| − | حضور در جلسات | + | حضور در جلسات دینی و مذهبی در منازل شهدا، مساجد، تکیه ها، هیئت ها، دسته های عزاداری و جلسات قرائت [[قرآن]]، |
| − | ب ) | + | ب ) فعالیت های مهم سیاسی و اجتماعی : |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | حضور در وقايع و تظاهرات زمان انقلاب با وجود سن كم (حدود 15-16)، به اتفاق دیگر اعضای خانواده (خواهر و برادران)؛ | ||
| + | ج ) ویژگی های بارز اخلاقی : | ||
| + | بسيار فعال، باهوش و زرنگ، علاقمند به کارهای فنی از کودکی ، مهارت در تعمير موتور و ماشین در دوران راهنمايي، بسیار متین و آرام، احترام به دیگران بخصوص بزرگترها، مهربان و خوشرو با كودكان و مردم، بسیار راز دار، قانع و ساده زيست . | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | + | فرازهایی از وصیت نامه : | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | سلام به روی گل پدر و مادر عزیزم، ان شاءالله که حالتان خوب باشد از خداوند برای شما آرزوی سلامتی می کنم و از زحماتی که برای من کشیده اید سپاسگذارم و شرمنده ام از این که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم؛ غرض از نوشتن این نامه این است اگر [[خداوند]] مرا لایق دانست و توفیق شهادت نصیبم گرداند، از شما حلالیت می طلبم و بدی هایم و جسارت هایم را به خوبی خودتان ببخشید. | |
| − | http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37134 | + | پدر و مادر عزیز، اگر من شهید شدم ناراحتی به خود راه ندهید و افتخار کنید که فرزندتان در راه خدمت به اسلام و [[میهن]] به شهادت رسیده است. پدر و مادر عزیز، من چیزی در دنیا نداشته ام که قابل توجه باشد و برای تقسیم آن چیزی بنویسم، در دنیا فقط پدر و مادر خیلی خوبی دارم، از خدا خیلی سپاسگذارم که به من یک پدر و مادر خوب، داده است، دیگر عرضی ندارم و شما را به خداوند تبارک و تعالی می سپارم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37134 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۸
شهید وحید براری
تاریخ تولد :1341/10/15
تاریخ شهادت : 1363/05/24
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
خلاصه ای از زندگی شهید :
در یک شب سرد زمستانی (نیمه دی ماه 1341) در تهران، میدان شهدا، خیابان پیروزی ، خیابان شکوفه، کوچه شهید حمید اسماعیلی قره، بن بست شهید محمد فتحعلی آشتیانی ، دیده به جهان گشود. دوره ابتدائی را در دبستان تشویق در خیابان 17 شهریور، و دوره راهنمایی را در مدرسه بابا طاهر واقع در خیابان فلاح گذراند و در رشته مکانیک هنرستان در حوالی میدان (شاه سابق) قیام مشغول به تحصیل بود که دوران دفاع مقدس آغاز و به خدمت مقدس سربازی فراخوان شد و در صبح روز 24 مرداد سال 1363 با چهره اي پاک و نورانی ، به قدری مهربانانه و شاد به لقاء الله پیوست که هرگز از خاطر و یادها نمی رود .
از همان دوران کودکی پر انرژي و سرحال و فعال بود. با یک دوچرخه کوچک رفت و آمد داشت. دوچرخه، موتور، وسایل خانه و ماشين دوستان و همسايگان را تعمير مي كرد. در موتور سواری بسیار ماهر بود و برای تمرین با موتورهای پرشی به پيست موتور سواري می رفت، در هنگام بازگشت به خانه، در ابتدای خیابان، قبل از وارد شدن به کوچه، برای این که صدای موتور مزاحمتی برای مردم و همسایه ها نباشد آن را خاموش می کرد .
در زمان انقلاب در سرمای زمستان، نفت را به خانه همسایگان مسن می برد، برایشان خرید می کرد و مراقب حال دیگران بود، عبادت می کرد و نماز می خواند، با اين كه جوان بود زرق و برق این دنیا را زیر پا گذاشت و در آخرین مرخصی ، به دیدن همه دوستان و آشنایان و حتی فامیل هایی که چند سالی آنها را نديده بود، رفت و حلالیت طلبید و همه را از خود راضی کرد. یک هفته بعد از بازگشت به جبهه، خبر شهادتش به خانواده رسید . و در صبح روز 24 مرداد سال 1363 در دره آلواتان در منطقه سردشت ــ پیرانشهر به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
روحش شاد و یادش گرامی باد
نکات برجسته در زندگی شهید :
الف ) فعالیت های مهم عبادی و معنوی :
حضور در جلسات دینی و مذهبی در منازل شهدا، مساجد، تکیه ها، هیئت ها، دسته های عزاداری و جلسات قرائت قرآن،
ب ) فعالیت های مهم سیاسی و اجتماعی :
حضور در وقايع و تظاهرات زمان انقلاب با وجود سن كم (حدود 15-16)، به اتفاق دیگر اعضای خانواده (خواهر و برادران)؛
ج ) ویژگی های بارز اخلاقی :
بسيار فعال، باهوش و زرنگ، علاقمند به کارهای فنی از کودکی ، مهارت در تعمير موتور و ماشین در دوران راهنمايي، بسیار متین و آرام، احترام به دیگران بخصوص بزرگترها، مهربان و خوشرو با كودكان و مردم، بسیار راز دار، قانع و ساده زيست .
وصیت نامه
فرازهایی از وصیت نامه :
سلام به روی گل پدر و مادر عزیزم، ان شاءالله که حالتان خوب باشد از خداوند برای شما آرزوی سلامتی می کنم و از زحماتی که برای من کشیده اید سپاسگذارم و شرمنده ام از این که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم؛ غرض از نوشتن این نامه این است اگر خداوند مرا لایق دانست و توفیق شهادت نصیبم گرداند، از شما حلالیت می طلبم و بدی هایم و جسارت هایم را به خوبی خودتان ببخشید.
پدر و مادر عزیز، اگر من شهید شدم ناراحتی به خود راه ندهید و افتخار کنید که فرزندتان در راه خدمت به اسلام و میهن به شهادت رسیده است. پدر و مادر عزیز، من چیزی در دنیا نداشته ام که قابل توجه باشد و برای تقسیم آن چیزی بنویسم، در دنیا فقط پدر و مادر خیلی خوبی دارم، از خدا خیلی سپاسگذارم که به من یک پدر و مادر خوب، داده است، دیگر عرضی ندارم و شما را به خداوند تبارک و تعالی می سپارم.[۱]