Heydari9711 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
| − | |||
بسمة تعالی | بسمة تعالی | ||
فرازی از زندگینامه | فرازی از زندگینامه | ||
| − | + | بسمه تعالی | |
مختصری از زندگی کوتاه ولیکن پر بار شهید محمد حسین عباسی: | مختصری از زندگی کوتاه ولیکن پر بار شهید محمد حسین عباسی: | ||
شهید محمد حسین عباسی در اسفند ماه سال 1339 در یک خانواده ساده و مذهبی در شهر تهران چشم به جهان گشود. | شهید محمد حسین عباسی در اسفند ماه سال 1339 در یک خانواده ساده و مذهبی در شهر تهران چشم به جهان گشود. | ||
شهید دوران کودکی خودرا با سادگی پشت سر گذاشت و پا به دوران کسب علم و دانش گذشت و با سعی و کوشش توانست دوران ابتدائی و راهنمائی خود را بپایان برساند و با پاگذاشتن به دوره متوسطه، انقلاب شکوهمند ایران به رهبری [[حضرت آیت الله امام خمینی]] نیز کمکم به اوج خود میرسید تا اینکه در سال 1357 که مصادف بود آخرین سال دبیرستان شهید انقلاب اسلامی نیز به پیروزی رسید و شهید علیرغم تحصیل با تشکیل دادن گروه های مقاومت و پاسداری در مساجد کمیته انقلاب اسلامی محل رانیز تشکیل و به پاسداری از انقلاب نوین و جوان خود مشغول بود شهید علیرغم مشغله تحصیلی در همان اوان انقلاب بصورت جان گذشتگان انقلاب به پاسداری از حریم اسلام و حیثیت مذهبی کشور خود مشغول بودن تا اینکه اوضاع انقلاب کمکم بصورت تثبیت شده وعاری از ضد انقلاب شده بود. در همان دوران شهید باهوش و استعدادی که داشت به اخذ دیپلم متوسطه خود نائل گردید ودر همان دوران بود که جنگ تحمیلی رژیم ددمنش بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران تحمیل ش. | شهید دوران کودکی خودرا با سادگی پشت سر گذاشت و پا به دوران کسب علم و دانش گذشت و با سعی و کوشش توانست دوران ابتدائی و راهنمائی خود را بپایان برساند و با پاگذاشتن به دوره متوسطه، انقلاب شکوهمند ایران به رهبری [[حضرت آیت الله امام خمینی]] نیز کمکم به اوج خود میرسید تا اینکه در سال 1357 که مصادف بود آخرین سال دبیرستان شهید انقلاب اسلامی نیز به پیروزی رسید و شهید علیرغم تحصیل با تشکیل دادن گروه های مقاومت و پاسداری در مساجد کمیته انقلاب اسلامی محل رانیز تشکیل و به پاسداری از انقلاب نوین و جوان خود مشغول بود شهید علیرغم مشغله تحصیلی در همان اوان انقلاب بصورت جان گذشتگان انقلاب به پاسداری از حریم اسلام و حیثیت مذهبی کشور خود مشغول بودن تا اینکه اوضاع انقلاب کمکم بصورت تثبیت شده وعاری از ضد انقلاب شده بود. در همان دوران شهید باهوش و استعدادی که داشت به اخذ دیپلم متوسطه خود نائل گردید ودر همان دوران بود که جنگ تحمیلی رژیم ددمنش بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران تحمیل ش. | ||
وبا شروع شدن [[جنگ تحمیلی]] شهید محمد حسین عباسی بصورت داوطلب راهی مناطق جنگی کشور شد، یکی از خصایص شهید یاری دادن به مظلومان وتهی دستان جامعه بود که در این رابطه شهرت پنهانی داشتن که بعد از شهادتش آشکار شد و یکی از بیانات گوهر بار شهید محمدحسین عباسی یاری دادن مظلومان و گرفتن حق از ظالمان بود و همین انگیزه یکی از دلایل مهم حضور ایشان در جبهه ها بود. و نیز توجیه حضور ایشان در مناطق جنگی ایران که به کرات تکرار کرده بود این بیان شیوا می بود که به پدر گرامی خود می گفت پدر جان اگر محمدها به جبهه نروند اگر بچه مسلمانها به جبهه نروند این از خدا بی خبر ها تا به تهران تجاوز و دیگر نامی از اسلام وایران باقی نخواهند گذاشت و اگر هر بنده خدائی از عزیزان در جبهه حق علیه باطل به شهادت میرسد محمدی است که به [[شهادت]] رسیده است. | وبا شروع شدن [[جنگ تحمیلی]] شهید محمد حسین عباسی بصورت داوطلب راهی مناطق جنگی کشور شد، یکی از خصایص شهید یاری دادن به مظلومان وتهی دستان جامعه بود که در این رابطه شهرت پنهانی داشتن که بعد از شهادتش آشکار شد و یکی از بیانات گوهر بار شهید محمدحسین عباسی یاری دادن مظلومان و گرفتن حق از ظالمان بود و همین انگیزه یکی از دلایل مهم حضور ایشان در جبهه ها بود. و نیز توجیه حضور ایشان در مناطق جنگی ایران که به کرات تکرار کرده بود این بیان شیوا می بود که به پدر گرامی خود می گفت پدر جان اگر محمدها به جبهه نروند اگر بچه مسلمانها به جبهه نروند این از خدا بی خبر ها تا به تهران تجاوز و دیگر نامی از اسلام وایران باقی نخواهند گذاشت و اگر هر بنده خدائی از عزیزان در جبهه حق علیه باطل به شهادت میرسد محمدی است که به [[شهادت]] رسیده است. | ||
| − | + | پس این یک وظیفه می باشد و به گفته امام عزیزمان حضور در مناطق یک وظیفه شرعی هر مسلمان می باشد، شهید محمد حسین عباسی علیرغم تمام موفقیتهای شغلی و تحصیلی به ساده زیستی اهمٌیت خاصی می داد که تا آخرین لحظات زندگی پر بارش ساده می زیست واین سادگی و افتادگی شهید در جبهه زبان زد تمامی هم سنگران ایشان شده بود و تمامی همسنگران وی علاقه شدیدی به ایشان داشتن به طوری که اظهار میکردن گرممی و شور و حال جبهه را به حضور محمٌد هوای دیگری می پنداشتن و حضور شهید و وجود پر بارشان برای همسنگران یک دلگرمی بود تا اینکه در یک روز کربلائی در منطقه جنوب واقع در [[رود کرخه]] شهید شربت والای شهادت را نوشید و جان به جان آفرین سپرد و همسنگران ایشان همگی در غرق ماتم و اندوه بودن در همان آخرین لحظات پرواز ملکوتی خود دوستان خود رابه استقامت و صبر وبردباری دعوت می نمود و به گفته یکی از همسنگران شهید آتش بر تمام قلبهای آنان برافروخته بود زیرا شهید در آخرین لحظات شهادت آنان رابه استقامت در برابر دشمنان اسلام و صبر و بردباری دعوت می نمود.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29959 سایت شهدای ارتش]</ref> | |
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۴
شهیدمحمدحسین عباسی
تاریخ تولد : 1339/11/16 تاریخ شهادت : 1360/06/07
محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
بسمة تعالی فرازی از زندگینامه بسمه تعالی مختصری از زندگی کوتاه ولیکن پر بار شهید محمد حسین عباسی: شهید محمد حسین عباسی در اسفند ماه سال 1339 در یک خانواده ساده و مذهبی در شهر تهران چشم به جهان گشود. شهید دوران کودکی خودرا با سادگی پشت سر گذاشت و پا به دوران کسب علم و دانش گذشت و با سعی و کوشش توانست دوران ابتدائی و راهنمائی خود را بپایان برساند و با پاگذاشتن به دوره متوسطه، انقلاب شکوهمند ایران به رهبری حضرت آیت الله امام خمینی نیز کمکم به اوج خود میرسید تا اینکه در سال 1357 که مصادف بود آخرین سال دبیرستان شهید انقلاب اسلامی نیز به پیروزی رسید و شهید علیرغم تحصیل با تشکیل دادن گروه های مقاومت و پاسداری در مساجد کمیته انقلاب اسلامی محل رانیز تشکیل و به پاسداری از انقلاب نوین و جوان خود مشغول بود شهید علیرغم مشغله تحصیلی در همان اوان انقلاب بصورت جان گذشتگان انقلاب به پاسداری از حریم اسلام و حیثیت مذهبی کشور خود مشغول بودن تا اینکه اوضاع انقلاب کمکم بصورت تثبیت شده وعاری از ضد انقلاب شده بود. در همان دوران شهید باهوش و استعدادی که داشت به اخذ دیپلم متوسطه خود نائل گردید ودر همان دوران بود که جنگ تحمیلی رژیم ددمنش بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران تحمیل ش. وبا شروع شدن جنگ تحمیلی شهید محمد حسین عباسی بصورت داوطلب راهی مناطق جنگی کشور شد، یکی از خصایص شهید یاری دادن به مظلومان وتهی دستان جامعه بود که در این رابطه شهرت پنهانی داشتن که بعد از شهادتش آشکار شد و یکی از بیانات گوهر بار شهید محمدحسین عباسی یاری دادن مظلومان و گرفتن حق از ظالمان بود و همین انگیزه یکی از دلایل مهم حضور ایشان در جبهه ها بود. و نیز توجیه حضور ایشان در مناطق جنگی ایران که به کرات تکرار کرده بود این بیان شیوا می بود که به پدر گرامی خود می گفت پدر جان اگر محمدها به جبهه نروند اگر بچه مسلمانها به جبهه نروند این از خدا بی خبر ها تا به تهران تجاوز و دیگر نامی از اسلام وایران باقی نخواهند گذاشت و اگر هر بنده خدائی از عزیزان در جبهه حق علیه باطل به شهادت میرسد محمدی است که به شهادت رسیده است. پس این یک وظیفه می باشد و به گفته امام عزیزمان حضور در مناطق یک وظیفه شرعی هر مسلمان می باشد، شهید محمد حسین عباسی علیرغم تمام موفقیتهای شغلی و تحصیلی به ساده زیستی اهمٌیت خاصی می داد که تا آخرین لحظات زندگی پر بارش ساده می زیست واین سادگی و افتادگی شهید در جبهه زبان زد تمامی هم سنگران ایشان شده بود و تمامی همسنگران وی علاقه شدیدی به ایشان داشتن به طوری که اظهار میکردن گرممی و شور و حال جبهه را به حضور محمٌد هوای دیگری می پنداشتن و حضور شهید و وجود پر بارشان برای همسنگران یک دلگرمی بود تا اینکه در یک روز کربلائی در منطقه جنوب واقع در رود کرخه شهید شربت والای شهادت را نوشید و جان به جان آفرین سپرد و همسنگران ایشان همگی در غرق ماتم و اندوه بودن در همان آخرین لحظات پرواز ملکوتی خود دوستان خود رابه استقامت و صبر وبردباری دعوت می نمود و به گفته یکی از همسنگران شهید آتش بر تمام قلبهای آنان برافروخته بود زیرا شهید در آخرین لحظات شهادت آنان رابه استقامت در برابر دشمنان اسلام و صبر و بردباری دعوت می نمود.[۱]