شهید فرامرز کمترین: تفاوت بین نسخهها
Heydari9711 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
[[شهید فرامرز کمترین]] | [[شهید فرامرز کمترین]] | ||
| − | + | تاریخ تولد : [[1338/02/31]] | |
| − | + | تاریخ شهادت : [[1365/10/26]] | |
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
| − | شهید فرامرز كمترین فرزند رضا كمترین و شهین دادمحمدی در تاریخ 1338/02/31 در دامان خانواده ای متدین و مستضعف در شهر سرخس دیده به جهان گشود. او در سن 2 سالگی پدرش را از دست داد و از آنجایی كه مادرش توانایی مالی لازم در جهت نگهداری از او را نداشت پدربزرگش سرپرستی او را به عهده گرفت و از آن زمان به بعد با پدربزرگ و مادر بزرگش در روستای ساوركلاته از توابع علی آباد كتول زندگی می كردند.او از همان دوران كودكی مجبور بود كار كند و به خاطر كار زیاد نتوانست به مدرسه برود و بدین ترتیب از دنیای علم و تحصیل بازماند و كار كشاورزی و چوپانی را در پیش گرفت. او در تمام طول سالهای زندگی خود به سختی كار كرد تا بتواند مخارج زندگی اش را تامین كند و تشكیل خانواده دهد. از جمله ویژگی های اخلاقی ایشان صبر و تحمل زیاد و استقامتی بود كه در برابر مشكلات داشت و همیشه باتوكل به خداوند و سعی و تلاش زیاد مشكلات را برطرف می كرد و در تمام اوقات به یاد خداوند بود. با اینكه فردی شوخ طبع بود و هم ی شه خنده بر لب داشت حت ی در زمانی كه می خندید ذكر لا اله الا الله و الله اكبر بر لبانش جاری بود و این كار او بیانگر این مطلب بود كه حتی در شادی هایش هم از یاد خداوند غافل نبود. او در دوران انقلاب نیز در فعالیت های سیاسی حضور داشت و با راهپیمایی و تظاهرات و شعارهای مرگ بر شاه مخالفت خود را علیه رژیم حاكم نشان می داد. [[شهید]] كمترین در سن 20 سالگی باهمسری فداكار ازدواج كرد و بعد از 7 سال زندگی مشترك صاحب فرزند دختری شدند. فرزند ایشان 4 ماهه بود كه به جهت لبیک گفتن به ندای امام امت از طریق سپاه پاسداران علی آباد كتول در تاریخ 1365/08/27 به عنوان پاسدار مشمول به جبهه ها ی نبرد حق علیه باطل رهسپار شد و در جبهه در گروه امداد و نجات فعالیت می كرد. بعد از 2 ماه حضور درجبهه در عملیات [[كربلا 5]] زمان ی كه داشت شهدا و مجروحین را سوار ماشین می كرد تا آنها را از منطقه دور كند در همان حین دستش زخمی شد و چون حال مجروحین بسیار بد بود ایشان گفتند كه مجروحین را به عقب انتقال دهند و من با ماشین بعدی می ایم.در همان زمان خمپاره ای در آن منطقه می خورد و در اثر اصابت تركش به سرایشان در تاریخ 1365/10/29 در [[شلمچه]] به [[شهادت]] می رسد و به این ترتیب فرزند 6 ماهه اش را برای همیشه ترك گفت و به سوی حق شتافت. پیكرایشان طبق در خواست پدر بزرگش به زادگاهش انتقال داده شد و در گلزار شهدای سرخس به خاك سپرده شد. | + | شهید فرامرز كمترین فرزند رضا كمترین و شهین دادمحمدی در تاریخ 1338/02/31 در دامان خانواده ای متدین و مستضعف در شهر سرخس دیده به جهان گشود. او در سن 2 سالگی پدرش را از دست داد و از آنجایی كه مادرش توانایی مالی لازم در جهت نگهداری از او را نداشت پدربزرگش سرپرستی او را به عهده گرفت و از آن زمان به بعد با پدربزرگ و مادر بزرگش در روستای ساوركلاته از توابع علی آباد كتول زندگی می كردند.او از همان دوران كودكی مجبور بود كار كند و به خاطر كار زیاد نتوانست به مدرسه برود و بدین ترتیب از دنیای علم و تحصیل بازماند و كار كشاورزی و چوپانی را در پیش گرفت. او در تمام طول سالهای زندگی خود به سختی كار كرد تا بتواند مخارج زندگی اش را تامین كند و تشكیل خانواده دهد. از جمله ویژگی های اخلاقی ایشان صبر و تحمل زیاد و استقامتی بود كه در برابر مشكلات داشت و همیشه باتوكل به خداوند و سعی و تلاش زیاد مشكلات را برطرف می كرد و در تمام اوقات به یاد خداوند بود. با اینكه فردی شوخ طبع بود و هم ی شه خنده بر لب داشت حت ی در زمانی كه می خندید ذكر لا اله الا الله و الله اكبر بر لبانش جاری بود و این كار او بیانگر این مطلب بود كه حتی در شادی هایش هم از یاد خداوند غافل نبود. او در دوران انقلاب نیز در فعالیت های سیاسی حضور داشت و با راهپیمایی و تظاهرات و شعارهای مرگ بر شاه مخالفت خود را علیه رژیم حاكم نشان می داد. [[شهید]] كمترین در سن 20 سالگی باهمسری فداكار ازدواج كرد و بعد از 7 سال زندگی مشترك صاحب فرزند دختری شدند. فرزند ایشان 4 ماهه بود كه به جهت لبیک گفتن به ندای امام امت از طریق سپاه پاسداران علی آباد كتول در تاریخ 1365/08/27 به عنوان پاسدار مشمول به جبهه ها ی نبرد حق علیه باطل رهسپار شد و در جبهه در گروه امداد و نجات فعالیت می كرد. بعد از 2 ماه حضور درجبهه در عملیات [[كربلا 5]] زمان ی كه داشت شهدا و مجروحین را سوار ماشین می كرد تا آنها را از منطقه دور كند در همان حین دستش زخمی شد و چون حال مجروحین بسیار بد بود ایشان گفتند كه مجروحین را به عقب انتقال دهند و من با ماشین بعدی می ایم.در همان زمان خمپاره ای در آن منطقه می خورد و در اثر اصابت تركش به سرایشان در تاریخ 1365/10/29 در [[شلمچه]] به [[شهادت]] می رسد و به این ترتیب فرزند 6 ماهه اش را برای همیشه ترك گفت و به سوی حق شتافت. پیكرایشان طبق در خواست پدر بزرگش به زادگاهش انتقال داده شد و در گلزار شهدای سرخس به خاك سپرده شد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41094 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:1634055KAKA002-001.jpg | ||
| + | Image:1634055KAKA001-001.jpg | ||
| − | + | </gallery> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
== ردهها == | == ردهها == | ||
[[رده: شهدا]] | [[رده: شهدا]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۱
شهید فرامرز کمترین
تاریخ تولد : 1338/02/31
تاریخ شهادت : 1365/10/26
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :نامشخص
زندگی نامه
شهید فرامرز كمترین فرزند رضا كمترین و شهین دادمحمدی در تاریخ 1338/02/31 در دامان خانواده ای متدین و مستضعف در شهر سرخس دیده به جهان گشود. او در سن 2 سالگی پدرش را از دست داد و از آنجایی كه مادرش توانایی مالی لازم در جهت نگهداری از او را نداشت پدربزرگش سرپرستی او را به عهده گرفت و از آن زمان به بعد با پدربزرگ و مادر بزرگش در روستای ساوركلاته از توابع علی آباد كتول زندگی می كردند.او از همان دوران كودكی مجبور بود كار كند و به خاطر كار زیاد نتوانست به مدرسه برود و بدین ترتیب از دنیای علم و تحصیل بازماند و كار كشاورزی و چوپانی را در پیش گرفت. او در تمام طول سالهای زندگی خود به سختی كار كرد تا بتواند مخارج زندگی اش را تامین كند و تشكیل خانواده دهد. از جمله ویژگی های اخلاقی ایشان صبر و تحمل زیاد و استقامتی بود كه در برابر مشكلات داشت و همیشه باتوكل به خداوند و سعی و تلاش زیاد مشكلات را برطرف می كرد و در تمام اوقات به یاد خداوند بود. با اینكه فردی شوخ طبع بود و هم ی شه خنده بر لب داشت حت ی در زمانی كه می خندید ذكر لا اله الا الله و الله اكبر بر لبانش جاری بود و این كار او بیانگر این مطلب بود كه حتی در شادی هایش هم از یاد خداوند غافل نبود. او در دوران انقلاب نیز در فعالیت های سیاسی حضور داشت و با راهپیمایی و تظاهرات و شعارهای مرگ بر شاه مخالفت خود را علیه رژیم حاكم نشان می داد. شهید كمترین در سن 20 سالگی باهمسری فداكار ازدواج كرد و بعد از 7 سال زندگی مشترك صاحب فرزند دختری شدند. فرزند ایشان 4 ماهه بود كه به جهت لبیک گفتن به ندای امام امت از طریق سپاه پاسداران علی آباد كتول در تاریخ 1365/08/27 به عنوان پاسدار مشمول به جبهه ها ی نبرد حق علیه باطل رهسپار شد و در جبهه در گروه امداد و نجات فعالیت می كرد. بعد از 2 ماه حضور درجبهه در عملیات كربلا 5 زمان ی كه داشت شهدا و مجروحین را سوار ماشین می كرد تا آنها را از منطقه دور كند در همان حین دستش زخمی شد و چون حال مجروحین بسیار بد بود ایشان گفتند كه مجروحین را به عقب انتقال دهند و من با ماشین بعدی می ایم.در همان زمان خمپاره ای در آن منطقه می خورد و در اثر اصابت تركش به سرایشان در تاریخ 1365/10/29 در شلمچه به شهادت می رسد و به این ترتیب فرزند 6 ماهه اش را برای همیشه ترك گفت و به سوی حق شتافت. پیكرایشان طبق در خواست پدر بزرگش به زادگاهش انتقال داده شد و در گلزار شهدای سرخس به خاك سپرده شد.[۱]