شهید علی ابراهیمی خاکباز: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «بسم رب الشهداء و الصدیقین نام: علی نام خانوادگی: ابراهیمی خاکباز تاریخ تولد:...» ایجاد کرد)
 
(وصیت نامه)
 
(۴ نسخه‌های متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
محل دفن: قم
 
محل دفن: قم
  
گلچین وصیت نامه
+
==وصیت نامه==
 
• پروردگارا! من چیزی ندارم جز یک جان، آن هم می خواهم که در راه تو و برا رضای تو بدهم.
 
• پروردگارا! من چیزی ندارم جز یک جان، آن هم می خواهم که در راه تو و برا رضای تو بدهم.
 
• هیچ وقت خدا را فراموش نکنید.
 
• هیچ وقت خدا را فراموش نکنید.
سطر ۱۹: سطر ۱۹:
 
به نام خداوند بخشنده مهربان
 
به نام خداوند بخشنده مهربان
 
«انا لله و انا الیه راجعون»
 
«انا لله و انا الیه راجعون»
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با دورد و سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام به رزمندگان اسلام که مثل شیر غرّان در جبهه های حق علیه باطل می جنگند، وصیت نامه خود را شروع می کنم.
+
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با دورد و سلام به رهبر کبیر [[انقلاب اسلامی ایران]] و با سلام به رزمندگان اسلام که مثل شیر غرّان در جبهه های حق علیه باطل می جنگند، وصیت نامه خود را شروع می کنم.
حمد و سپاس ربّ عالمیان، خونبهای شهیدان و فریادرس مستضعفان که باب جهاد را به روی من گشود و من لیاقت شرکت در این جهاد که در واقع همان پاسخ مثبت به ندای « هل من ناصر ینصرنی» حسین ع که از گلوی فرزندش بیرون می آید را پیدا کردم و خداوند بر من دراین جهاد منت نهاد و توانستم در این حهاد به شهادت برسم و ان شاءالله که مورد قبول وی خواهد شد، ان شاءالله.
+
حمد و سپاس ربّ عالمیان، خونبهای شهیدان و فریادرس مستضعفان که باب [[جهاد]] را به روی من گشود و من لیاقت شرکت در این جهاد که در واقع همان پاسخ مثبت به ندای « هل من ناصر ینصرنی» حسین ع که از گلوی فرزندش بیرون می آید را پیدا کردم و خداوند بر من دراین جهاد منت نهاد و توانستم در این حهاد به [[شهادت]] برسم و ان شاءالله که مورد قبول وی خواهد شد، ان شاءالله.
 
پروردگارا! من که چیزی ندارم در راه تو بدهم خود می دانی که ما جز کوله پشتی پر از گناه و معصیت چیزی دیگر نداریم. خدایا! من به چه رویی پیش تو آیم؟ به که گویم خدا جز تو را کسی دیگر نیست؟
 
پروردگارا! من که چیزی ندارم در راه تو بدهم خود می دانی که ما جز کوله پشتی پر از گناه و معصیت چیزی دیگر نداریم. خدایا! من به چه رویی پیش تو آیم؟ به که گویم خدا جز تو را کسی دیگر نیست؟
 
پروردگارا! من چیزی ندارم جز یک جان، آن هم می خواهم که در راه تو و برای رضای تو بدهم.
 
پروردگارا! من چیزی ندارم جز یک جان، آن هم می خواهم که در راه تو و برای رضای تو بدهم.
سطر ۳۳: سطر ۳۳:
  
 
ابراهیم
 
ابراهیم
در تاریخ 13/12/65
+
در تاریخ 13/12/65<ref>کتاب آثار و اسناد ایثارگران | شهدای استان قم | ناشر: بنیاد شهید</ref>
امضاء  
+
امضاء
  
منبع:کتاب آثار و اسناد ایثارگران | شهدای استان قم | ناشر: بنیاد شهید
+
==پانویس==
 +
<references />
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:علی_ابراهیمی_خاکباز}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان قم]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان قم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۱

بسم رب الشهداء و الصدیقین نام: علی نام خانوادگی: ابراهیمی خاکباز تاریخ تولد: 3/3/1347 محل تولد: قم نام پدر: آقامحمد نام مادر: منصوره شغل: تراشکار تاریخ شهادت:18/1/1366 محل شهادت: پاسگاه زید عراق محل دفن: قم

وصیت نامه

• پروردگارا! من چیزی ندارم جز یک جان، آن هم می خواهم که در راه تو و برا رضای تو بدهم. • هیچ وقت خدا را فراموش نکنید. • امام امت را تنها نگذارید.

بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان «انا لله و انا الیه راجعون» به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با دورد و سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و با سلام به رزمندگان اسلام که مثل شیر غرّان در جبهه های حق علیه باطل می جنگند، وصیت نامه خود را شروع می کنم. حمد و سپاس ربّ عالمیان، خونبهای شهیدان و فریادرس مستضعفان که باب جهاد را به روی من گشود و من لیاقت شرکت در این جهاد که در واقع همان پاسخ مثبت به ندای « هل من ناصر ینصرنی» حسین ع که از گلوی فرزندش بیرون می آید را پیدا کردم و خداوند بر من دراین جهاد منت نهاد و توانستم در این حهاد به شهادت برسم و ان شاءالله که مورد قبول وی خواهد شد، ان شاءالله. پروردگارا! من که چیزی ندارم در راه تو بدهم خود می دانی که ما جز کوله پشتی پر از گناه و معصیت چیزی دیگر نداریم. خدایا! من به چه رویی پیش تو آیم؟ به که گویم خدا جز تو را کسی دیگر نیست؟ پروردگارا! من چیزی ندارم جز یک جان، آن هم می خواهم که در راه تو و برای رضای تو بدهم. خدایا! تو میدانی که من به پدر و مادرم خوبی نکردم. امیدوارم که پدر و مادرم مرا ببخشند و هم تو ای خدای مهربان. خدا نکند جواب ردّ بر سر من بزنی. من وصیتم به پدر و مادرم این است که هیچ وقت خدا را فراموش نکنند و امام امت را تنها نگذارند و باید خوشحال باشند که امانت خدا را به او پس دادند. خدایا! مرا ببخش. خدا! از من درگذر. ای پدر و مادر! اگر شهادت نصیب من شد بر سر مزارم گریه نکنید که دشمن خوشحال شود. باید مثل مادری که 2 یا الی 3 یا الی 5 فرزند را در راه خدا داده است باشید و من وصیتم به برادران و خواهرانم این است، نکند از یاد خدا غافل بشوند و امام امت را تنها نگذارند. من از شما میخواهم که اگر برای من خیلی ناراحت شوید نوار نینوا را بگذارید. و از مادر می خواهم که نکند این امانت را به پس داده باشد، پهلوی کسی بگوید یا تعریفی بکند، برای خدا بوده است. من دیگر عرضی ندارم، ولی چند بیت شعر می گویم. ای خدا آیینه روی جمالت این دل است جان ما برگ گل است و عشق تو چون بلبل است «حمله دیگر بمیرم از بشر تا بر آرم از ملائک بال و پر وز ملک هم بایدم جستن ز تو کل شیء هالک الا وجهه بار دیگر از ملک پرّان شوم آنچه اندر وهم ناید آن شوم»

ابراهیم در تاریخ 13/12/65[۱] امضاء

پانویس

  1. کتاب آثار و اسناد ایثارگران | شهدای استان قم | ناشر: بنیاد شهید

رده‌ها