شهید علی اکبر حاجی پور نژاد: تفاوت بین نسخهها
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) |
Parsasirat98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | بسمه تعالی | ||
| + | |||
شهید علی اکبر حاجی پورنژاد | شهید علی اکبر حاجی پورنژاد | ||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۲: | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
| + | شهید علی اکبر حاجی پور نژاد در تاریخ 1346/09/14 در شهر تهران به دنیا آمد. نام پدرش علی اشرف و نام مادرش ملک تاج قنبری بود. او پس از گرفتن مدرک سیکل از مدرسه راهنمایی شهید شعبان، منطقه شانزدهم تهران در سال 1362 جهت خدمت سربازی به جبهه اعزام شد و در سال 1366 در [[سومار]] به درجه رفیع [[شهادت]] نائل آمد و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. | ||
| − | وصیت نامه | + | ==وصیت نامه== |
با سلام و درود بر بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران [[امام خمینى]] و سلام و درود بر پیكر مطهر و پاك شهدا كه چشم و چراغ این انقلاب باشكوه هستند و درود من بر خانواده معظم شهدا كه افتخار و الگوى این انقلاب هستند . | با سلام و درود بر بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران [[امام خمینى]] و سلام و درود بر پیكر مطهر و پاك شهدا كه چشم و چراغ این انقلاب باشكوه هستند و درود من بر خانواده معظم شهدا كه افتخار و الگوى این انقلاب هستند . | ||
| سطر ۴۱: | سطر ۴۴: | ||
پدرجان ! وصیت من به شما این است كه اولا تكیه را بر پا داشته و علاماتى را كه در تكیه است به امامزاده داود ببرید و وقف آنجا نمایید و سركشى از خانواده شهدا را فراموش نكنید . | پدرجان ! وصیت من به شما این است كه اولا تكیه را بر پا داشته و علاماتى را كه در تكیه است به امامزاده داود ببرید و وقف آنجا نمایید و سركشى از خانواده شهدا را فراموش نكنید . | ||
| − | از قول بنده خدمت برادرها و خواهرم و كلیه اقوام و دوستان سلام و دعا برسانید . | + | از قول بنده خدمت برادرها و خواهرم و كلیه اقوام و دوستان سلام و دعا برسانید .<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41350 سایت شهدای ارتش]</ref> |
==نگار خانه تصاویر== | ==نگار خانه تصاویر== | ||
<gallery> | <gallery> | ||
| سطر ۴۹: | سطر ۵۲: | ||
</gallery> | </gallery> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۵
بسمه تعالی
شهید علی اکبر حاجی پورنژاد
تاریخ تولد :1346/05/15
تاریخ شهادت : 1366/05/05
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
شهید علی اکبر حاجی پور نژاد در تاریخ 1346/09/14 در شهر تهران به دنیا آمد. نام پدرش علی اشرف و نام مادرش ملک تاج قنبری بود. او پس از گرفتن مدرک سیکل از مدرسه راهنمایی شهید شعبان، منطقه شانزدهم تهران در سال 1362 جهت خدمت سربازی به جبهه اعزام شد و در سال 1366 در سومار به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
با سلام و درود بر بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران امام خمینى و سلام و درود بر پیكر مطهر و پاك شهدا كه چشم و چراغ این انقلاب باشكوه هستند و درود من بر خانواده معظم شهدا كه افتخار و الگوى این انقلاب هستند .
پدر و مادر مهربان! سلام عرض مىكنم و امید وارم كه اوقات روزگار را به خوبى و خوشى سپرى نمایید بارى اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید به حمدالله سلامت هستم، ملالى نیست جز دورى دیدار شما كه آن هم امید است به زودى دیدار تازه گردد .
پدر عزیز و مادر بهتر از جانم! در اینجا كه من هستم و با دوستانم به دعا و مناجات مشغول هستم، روز به روز موقعیت و پیروزى به دست مىآوریم، نمىدانم چطور و چگونه بیان كنم به خداوندى خدا بدترین انسان روى زمین اگر به جبهه قدم گذارد و شور و حال برادران را مشاهده كند بدون هیچ تردیدى روى به تقوا و خداپرستى مى كند .
پدرجان ! اینجا كلاس علم، تقوا، یگانگى و عطوفت است چنان این برادرها جانفشانى مى كنند كه انسان بدون شك مىخواهد آنها را پرستش كند .
پدر و مادر مهربان! من به عنوان فرزند كوچك خانواده از شما درخواست مى كنم كه اولاً مرا مورد بخشش خود قرار داده و براى رزمندگان آرزوى پیروزى نمایید . مادرجان! تو را به خدا به پیكر به خون غلطان شهداى كربلا قسمت میدهم اگر روزى من افتخار شهادت نصیبم شد گریه نكنى كه باعث خوشحالى دشمنان اسلام شود، بر عكس این قضیه رفتار كنید تا اسلام را زنده نگه داشته و ان شاء الله پیروزى از آن ما شود .
ضمناً پدرجان! از شما به عنوان یك پدر می خواهم اگر من شهید شدم هیئت خامس آل عبا كه خود مىدانى یكى از مریدان حسین بن على(علیه السلام) من بودم و همان طورى كه خود آگاه هستید از زمان جوانى خودت این تكیه حسینى را بر پا نموده و همه ساله با تمام نیرو، قدرت و توانى كه دارید یکى از خدمتگذاران صدیق حسین بن على(علیه السلام) بوده اید و تو اى مادر زندهدل! از تو مىخواهم همان طورى كه یكى از خادمین این تکیه بودهاید این تكیه را همیشه بر پا نگه داشته و در این روزهاى عزیز عاشورا و تاسوعا مرا هم یاد كنید .
امیدوارم كه خداوند متعال طول عمر به رهبر كبیر انقلاب و خانوادههاى معظم شهدا و شما پدر و مادر مهربانم عطا نموده و به شما و همه خانوادهها اجر عطا نماید . اگر اجازه بدهید چند كلمهاى راجع به شهادت برایتان بنویسم تا شاید شهادت فرزندتان براى شما آرزو باشد .
شهید در لغت به معناى حاضر، ناظر، گواه و گواهىدهنده و همچنین به معنى آگاه و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است. شهادت، عبارت است از قربانى شدن قهرمانانى كه در جنگ ها به دست دشمن كشته شده و این یک حادثه غمانگیز و مصیبت بارى است و نام این كشتهشدگان شهید و مرگشان شهادت است. پس پدر و مادر عزیز و بهتر از جان! به عنوان سرمشق و نمونه سیدالشهدا امام حسین (علیه السلام) را نگاه كنید، از شهر خویش بیرون مىآید، زندگیش را رها مى كند و قیام مىكند تا بمیرد و به شهادت برسد؛ زیرا جز این سلاحى براى مبارزه خویش و براى رسوا كردن دشمن و براى این پردههاى فریبدهنده لااقل به این وسیله او را رسوا كند .
شهادت حسین (علیه السلام) اعتراضى سرخ است بر حاكمیت سیاه، زیاد بر سر سكوتى كه همه حلقوم ها را بریده است. شهادت شیوه مقاومت، حقیقت، راستى و عدالت است و تمامى این معجزات از شهادت سر مى زند .
و تو اى پدر و مادر! دعا كنید كه این شهادت نصیب فرزندتان شود تا همچون شهادت حسین (علیه السلام) در تاریخ اسلام باقى بماند تا بلكه نسل آینده پیروزى انقلاب را درك نموده و بتوانند راه شهدا را پیشه كرده و زندگى پرافتخارى براى خود و خانوادهشان كسب نمایند .
مادر عزیز ! هر قدر كه فراموشكار باشم باز نمى توانم زحمات، رنج ها و مشقاتى را كه تو براى خاطر من تحمل كردهاى فراموش كنم. شب هاى درازى كه مانند ستارگان آسمان تا صبح به خواب نرفتى و پاى گهواره من زمزمه كردى و مرا در آغوش خود فشرده بودى و برایم قصه مىگفتى؛ روزهاى گرمى كه در كنار بسترم نشسته و مرا كه بیمار و رنجور بودم پرستارى نمودى؛ اینها فراموش شدنى نیست و تا زندهام و قوه تفكر در مغزم هست و قلبم مى زند آنها را به خاطر دارم و تو مانند الهه لطف و محبت در برابر چشمم مجسم میشوى .
و تو اى پدر عزیزتر از جانم! همان طور كه انسان در زندگى به مادیات نیازمند است به معنویات هم احتیاج دارد و تو اى پدر! بزرگترین نیروى معنوى هستى كه در تمام مراحل زندگانى از من پشتیبانى میكنى و در خانواده شمع جمع بودى و با شعله محبت خود شبستان حیات همه را گرم و روشن مى كردى .
پدرجان ! وصیت من به شما این است كه اولا تكیه را بر پا داشته و علاماتى را كه در تكیه است به امامزاده داود ببرید و وقف آنجا نمایید و سركشى از خانواده شهدا را فراموش نكنید .
از قول بنده خدمت برادرها و خواهرم و كلیه اقوام و دوستان سلام و دعا برسانید .[۱]