Mahmodzade9805 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «== خاطرات == *روی پدر ندیدم خیلی دلش می خواست که تنها فرزندش را قبل از شهادت بب...» ایجاد کرد) |
(←خاطرات) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
*روی پدر ندیدم | *روی پدر ندیدم | ||
| − | خیلی دلش می خواست که تنها فرزندش را قبل از شهادت ببیند و برای دیدن و بوییدنش لحظه شماری می کرد، اما وقتی پای ناموس و شرف ملتش از طرفی و قومی زیاده خواه و متجاوز از طرفی به میان آمد، آرزوهایش را فراموش کرد که اگر نمی کرد و نمی کردند، امروزمان امروز نبود. | + | خیلی دلش می خواست که تنها فرزندش را قبل از [[شهادت]] ببیند و برای دیدن و بوییدنش لحظه شماری می کرد، اما وقتی پای ناموس و شرف ملتش از طرفی و قومی زیاده خواه و متجاوز از طرفی به میان آمد، آرزوهایش را فراموش کرد که اگر نمی کرد و نمی کردند، امروزمان امروز نبود. |
| − | وقت خداحافظی که فرا رسید، آنقدر سفارش کرد که داشتم جای خودم را با او اشتباه می گرفتم، اما به سفارشات کلامی هم بسنده نکرد و در میانه ی خون و باروت، نامه ای فرستاد که مراقبش باشم تا سربازی از سربازان امام زمان(عج) باشد. | + | وقت خداحافظی که فرا رسید، آنقدر سفارش کرد که داشتم جای خودم را با او اشتباه می گرفتم، اما به سفارشات کلامی هم بسنده نکرد و در میانه ی خون و باروت، نامه ای فرستاد که مراقبش باشم تا سربازی از سربازان [[امام زمان(عج)]] باشد. |
| − | یکسال بعد از یکم خرداد ماه 1360 که تاریخ عقدمان در محضر حضرت امام خمینی(س) بود، تاریخ عروجش بود و درست 2 ماه بعد، نام ماندگارش در شناسنامه دختر دوردانه اش به ثبت رسید. دردانه ای که هنوز هم زمزمه می کند: من فرزند شهیدم روی پدر ندیدم. | + | یکسال بعد از یکم خرداد ماه 1360 که تاریخ عقدمان در محضر حضرت [[امام خمینی(س)]] بود، تاریخ عروجش بود و درست 2 ماه بعد، نام ماندگارش در شناسنامه دختر دوردانه اش به ثبت رسید. دردانه ای که هنوز هم زمزمه می کند: من فرزند شهیدم روی پدر ندیدم.<ref>سایت خط سرخ</ref> |
| − | + | ==نگارخانه تصاویر== | |
| + | <gallery> | ||
| + | photo_2019-10-24_09-28-38.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
| + | |||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:جلال_ذوالقدر}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۹
خاطرات
- روی پدر ندیدم
خیلی دلش می خواست که تنها فرزندش را قبل از شهادت ببیند و برای دیدن و بوییدنش لحظه شماری می کرد، اما وقتی پای ناموس و شرف ملتش از طرفی و قومی زیاده خواه و متجاوز از طرفی به میان آمد، آرزوهایش را فراموش کرد که اگر نمی کرد و نمی کردند، امروزمان امروز نبود. وقت خداحافظی که فرا رسید، آنقدر سفارش کرد که داشتم جای خودم را با او اشتباه می گرفتم، اما به سفارشات کلامی هم بسنده نکرد و در میانه ی خون و باروت، نامه ای فرستاد که مراقبش باشم تا سربازی از سربازان امام زمان(عج) باشد. یکسال بعد از یکم خرداد ماه 1360 که تاریخ عقدمان در محضر حضرت امام خمینی(س) بود، تاریخ عروجش بود و درست 2 ماه بعد، نام ماندگارش در شناسنامه دختر دوردانه اش به ثبت رسید. دردانه ای که هنوز هم زمزمه می کند: من فرزند شهیدم روی پدر ندیدم.[۱]
نگارخانه تصاویر
پانویس
- ↑ سایت خط سرخ