شهید محمد(غلامعباس) اسدی: تفاوت بین نسخهها
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) (←خاطره) |
|||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۰: | سطر ۲۰: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | وصیتنامه ای از | + | وصیتنامه ای از شهید محمد اسدی به یادگار نمانده است. گزیدهای از جملات ماندگار این شهید بزرگوار بجای وصیتنامه منتشر میشود: |
«این دنیا بسیار کوچک وگذراست و مثل یک دیوار میماند که ما بر لبه آن راه میرویم و انتهای این دیوار که هدف ماست شهادت است و ما باید هدف خود را با دقت و هوشیاری ببینیم و با سرعت و اشتیاق به طرف ان بدویم و مواظب باشیم که در این مسیر کوچکترین لغزشی در ما به وجود نیاید که ممکن از این دیوار سقوط کنیم و به هدفمان که شهادت است نرسیم.» | «این دنیا بسیار کوچک وگذراست و مثل یک دیوار میماند که ما بر لبه آن راه میرویم و انتهای این دیوار که هدف ماست شهادت است و ما باید هدف خود را با دقت و هوشیاری ببینیم و با سرعت و اشتیاق به طرف ان بدویم و مواظب باشیم که در این مسیر کوچکترین لغزشی در ما به وجود نیاید که ممکن از این دیوار سقوط کنیم و به هدفمان که شهادت است نرسیم.» | ||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۶: | ||
«خوشحال از اینم که دیگر عمه جانمان زینب (س) تنها نیست و فدایی زیاد دارد. کلنا فداک یا سیده زینب (س)» | «خوشحال از اینم که دیگر عمه جانمان زینب (س) تنها نیست و فدایی زیاد دارد. کلنا فداک یا سیده زینب (س)» | ||
| − | «دلم برای خانواده و پدر و مادر و برادران و خواهرانم تنگ شده است ولی غیرتم اجازه رفتن به مرخصی را به من نمیدهد و از حضرت زینب (س) خجالت میکشم که او را تنها بگذارم، اگر او را تنها بگذارم در آن دنیا جوابی برای حضرت علی(ع) ندارم که بدهم، و من پوتینهایم را جفت کرده ام و اصلا به مرخصی نمیروم یا باید جنگ تمام شود و ما به پیروزی کامل برسیم یا اینکه من به شهادت برسم.» | + | «دلم برای خانواده و پدر و مادر و برادران و خواهرانم تنگ شده است ولی غیرتم اجازه رفتن به مرخصی را به من نمیدهد و از [[حضرت زینب (س)]] خجالت میکشم که او را تنها بگذارم، اگر او را تنها بگذارم در آن دنیا جوابی برای [[حضرت علی(ع)]] ندارم که بدهم، و |
| + | من پوتینهایم را جفت کرده ام و اصلا به مرخصی نمیروم یا باید جنگ تمام شود و ما به پیروزی کامل برسیم یا اینکه من به [[شهادت]] برسم.» | ||
| − | «پدر جان دیگر از من دل بکنید و من را نذر عمه جانمان زینب (س) کنید . من | + | «پدر جان دیگر از من دل بکنید و من را نذر عمه جانمان زینب (س) کنید . من خس پنج پسرت هستم.» |
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۸
شهید محمد اسدی (غلامعباس)
تاریخ تولد : 1364/06/30
محل تولد : مشهد
تاریخ شهادت : 1395/03/17
محل شهادت : جنوب حلب – سوریه
وضعیت تاهل : مجرد
محل مزار شهید : مشهد – بوستان خورشید
وصیت نامه
وصیتنامه ای از شهید محمد اسدی به یادگار نمانده است. گزیدهای از جملات ماندگار این شهید بزرگوار بجای وصیتنامه منتشر میشود:
«این دنیا بسیار کوچک وگذراست و مثل یک دیوار میماند که ما بر لبه آن راه میرویم و انتهای این دیوار که هدف ماست شهادت است و ما باید هدف خود را با دقت و هوشیاری ببینیم و با سرعت و اشتیاق به طرف ان بدویم و مواظب باشیم که در این مسیر کوچکترین لغزشی در ما به وجود نیاید که ممکن از این دیوار سقوط کنیم و به هدفمان که شهادت است نرسیم.»
«خوشحال از اینم که دیگر عمه جانمان زینب (س) تنها نیست و فدایی زیاد دارد. کلنا فداک یا سیده زینب (س)»
«دلم برای خانواده و پدر و مادر و برادران و خواهرانم تنگ شده است ولی غیرتم اجازه رفتن به مرخصی را به من نمیدهد و از حضرت زینب (س) خجالت میکشم که او را تنها بگذارم، اگر او را تنها بگذارم در آن دنیا جوابی برای حضرت علی(ع) ندارم که بدهم، و من پوتینهایم را جفت کرده ام و اصلا به مرخصی نمیروم یا باید جنگ تمام شود و ما به پیروزی کامل برسیم یا اینکه من به شهادت برسم.»
«پدر جان دیگر از من دل بکنید و من را نذر عمه جانمان زینب (س) کنید . من خس پنج پسرت هستم.»
نگارخانه تصاویر
منبع :سایت حربم حرم https://harimeharam.ir/shahid/150
بایادش صلوات اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم