شهید مرتضی آجرلو: تفاوت بین نسخه‌ها

(وصیتنامه)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۶: سطر ۶:
 
اجورلو، مرتضی: چهاردهم بهمن [[۱۳۴۵]]، در روستای گاوزمین از توابع شهر [[بوئین‌زهرا]] به دنیا آمد. پدرش ابراهیمعلی، کشاورز بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. از سوی [[بسیج]] در [[جبهه]] حضور یافت. بیست و چهارم آذر [[۱۳۶۲]]، در [[بانه]] هنگام درگیری با گروه‌های [[ضدانقلاب]] به [[شهادت]] رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
 
اجورلو، مرتضی: چهاردهم بهمن [[۱۳۴۵]]، در روستای گاوزمین از توابع شهر [[بوئین‌زهرا]] به دنیا آمد. پدرش ابراهیمعلی، کشاورز بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. از سوی [[بسیج]] در [[جبهه]] حضور یافت. بیست و چهارم آذر [[۱۳۶۲]]، در [[بانه]] هنگام درگیری با گروه‌های [[ضدانقلاب]] به [[شهادت]] رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
 
==وصیتنامه==
 
==وصیتنامه==
[[شهید مرتضی آجرلو]]: اینجانب به عنوان امانتی بودم که از جانب خداوند برای چند روز امتحان در این دنیا به شما پدر و مادرم عطا شد. اگر مرا از دست دادید ناراحت نباشید؛ بلکه باید احساس شادی کنید که فرزندتان را در راه [[اسلام]] و [[قرآن]] هدیه کرده اید. مادر و پدر مهربانم! اگر من فرزند خوبی برای شما نبودم، باید مرا ببخشید و امیدوارم که مرا حلال نمایید. خدا را شکر می کنم که مرا به این راه که پایان آن [[شهادت]]، یعنی همان راه و مرام سرور آزادگان، [[امام حسین(ع)]]است، راهنمایی کرد. سفارش من به برادران و خواهرم این است که سعی کنند ادامه دهنده ی راه شهدا باشند. امام را دعا کنند و برای این [[انقلاب]] که ثمره ی خون صدها هزار [[شهید]] است، دلسوزی کنند و خود برای این [[انقلاب]] از جان و دل بکوشند. ماهها بود که قصد رفتن به [[جبهه]] داشتم، ولی هر بار با مخالفت مسؤولین روبرو بودم که می گفتند: «ما نیرو لازم داریم!» تا اینکه خداوند این توفیق را نصیب من هم کرد.۱ (۱۰۰۰۸۱۳) مرتضی آجورلو
+
[[شهید مرتضی آجرلو]]: اینجانب به عنوان امانتی بودم که از جانب خداوند برای چند روز امتحان در این دنیا به شما پدر و مادرم عطا شد. اگر مرا از دست دادید ناراحت نباشید؛ بلکه باید احساس شادی کنید که فرزندتان را در راه [[اسلام]] و [[قرآن]] هدیه کرده اید. مادر و پدر مهربانم! اگر من فرزند خوبی برای شما نبودم، باید مرا ببخشید و امیدوارم که مرا حلال نمایید. خدا را شکر می کنم که مرا به این راه که پایان آن [[شهادت]]، یعنی همان راه و مرام سرور آزادگان، [[امام حسین(ع)]]است، راهنمایی کرد. سفارش من به برادران و خواهرم این است که سعی کنند ادامه دهنده ی راه شهدا باشند. امام را دعا کنند و برای این [[انقلاب]] که ثمره ی خون صدها هزار [[شهید]] است، دلسوزی کنند و خود برای این [[انقلاب]] از جان و دل بکوشند. ماهها بود که قصد رفتن به [[جبهه]] داشتم، ولی هر بار با مخالفت مسؤولین روبرو بودم که می گفتند: «ما نیرو لازم داریم!» تا اینکه خداوند این توفیق را نصیب من هم کرد.۱ (۱۰۰۰۸۱۳) مرتضی آجورلو<ref>[http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1083 سایت خط سرخ]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
==منبع==
+
Image:مرتضی آجورلو (1).jpg
سایت خط سرخ
+
Image:مرتضی آجورلو (2).jpg
http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1083
+
Image:مرتضی آجورلو (3).jpg
 +
Image:مرتضی آجورلو.jpg
 +
 
 +
</gallery>
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰

مرتضی اجرلو تاریخ تولد :1345/11/14 تاریخ شهادت :1362/09/24

زندگینامه

اجورلو، مرتضی: چهاردهم بهمن ۱۳۴۵، در روستای گاوزمین از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد. پدرش ابراهیمعلی، کشاورز بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. او نیز کشاورز بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و چهارم آذر ۱۳۶۲، در بانه هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

وصیتنامه

شهید مرتضی آجرلو: اینجانب به عنوان امانتی بودم که از جانب خداوند برای چند روز امتحان در این دنیا به شما پدر و مادرم عطا شد. اگر مرا از دست دادید ناراحت نباشید؛ بلکه باید احساس شادی کنید که فرزندتان را در راه اسلام و قرآن هدیه کرده اید. مادر و پدر مهربانم! اگر من فرزند خوبی برای شما نبودم، باید مرا ببخشید و امیدوارم که مرا حلال نمایید. خدا را شکر می کنم که مرا به این راه که پایان آن شهادت، یعنی همان راه و مرام سرور آزادگان، امام حسین(ع)است، راهنمایی کرد. سفارش من به برادران و خواهرم این است که سعی کنند ادامه دهنده ی راه شهدا باشند. امام را دعا کنند و برای این انقلاب که ثمره ی خون صدها هزار شهید است، دلسوزی کنند و خود برای این انقلاب از جان و دل بکوشند. ماهها بود که قصد رفتن به جبهه داشتم، ولی هر بار با مخالفت مسؤولین روبرو بودم که می گفتند: «ما نیرو لازم داریم!» تا اینکه خداوند این توفیق را نصیب من هم کرد.۱ (۱۰۰۰۸۱۳) مرتضی آجورلو[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت خط سرخ
آخرین تغییر ‏۱۲ مرداد ۱۳۹۹، در ‏۱۹:۲۰