شهید داود سلیمی بندکهل: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
 
سلیمی‌بندکهل، داود: یکم فروردین ۱۳۴۵، در روستای بندکهل از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش روح‌الله، مستخدم بود و مادرش زینب نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. به عنوان [[سرباز]] [[ارتش]] در [[جبهه]] حضور یافت. چهاردهم مرداد ۱۳۶۵، در اسلام‌آبادغرب غرق و شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
 
سلیمی‌بندکهل، داود: یکم فروردین ۱۳۴۵، در روستای بندکهل از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش روح‌الله، مستخدم بود و مادرش زینب نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. به عنوان [[سرباز]] [[ارتش]] در [[جبهه]] حضور یافت. چهاردهم مرداد ۱۳۶۵، در اسلام‌آبادغرب غرق و شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
[[شهید داود سلیمی بندکهل]]: شُکر خدای را که توفیق یافتم در راه مبارزه حق علیه باطل، شرکت کنم و آنچه را حسین(ع) و یارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام، پروانه وار دور آن می گشتند، من هم آن را بازیابم؛ یعنی شهادت. آیا کسی به خود اجازه می دهد با چشم خود ببیند که جنایتکاران و متجاوزان دست بسوی اسلامش، شرفش و کشورش دراز کرده اند و قصد نابودی آن را دارند و سکوت اختیار کند؟ من اکنون می روم با خدایم ملاقات کنم. انسان روزی به دنیا می آید و روزی هم از دنیا می رود و تنها کردارها و اعمالش بر جای خواهد ماند. کسی که در راه خدا کشته می شود، زنده است. آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ در چنین هنگامی است که مؤمن باید برای شهادت و ملاقات پروردگارش آماده شود؛ زیرا پیش من، مرگ در راه خدا چیزی جز سعادت و پیروزی نیست و زندگی با ستمگران، جز دلتنگی و افسردگی و رنج و مشقّت، حاصلی ندارد. اکنون که این وصیت نامه را می نویسم، زیر غُرش توپ خانه ها و مسلسل ها هستیم و به خانواده محترم شهدا توصیه می کنم: دست از انقلاب و امید مستضعفان و رهبر انقلاب برندارید.۱ (۱۴۰۶۲۰۴) داود سلیمی ۰۲/۰۲/۱۳۶۵
+
[[شهید داود سلیمی بندکهل]]: شُکر خدای را که توفیق یافتم در راه مبارزه حق علیه باطل، شرکت کنم و آنچه را [[حسین(ع)]] و یارانش و تمام رزمندگان صدر [[اسلام]]، پروانه وار دور آن می گشتند، من هم آن را بازیابم؛ یعنی [[شهادت]]. آیا کسی به خود اجازه می دهد با چشم خود ببیند که جنایتکاران و متجاوزان دست بسوی اسلامش، شرفش و کشورش دراز کرده اند و قصد نابودی آن را دارند و سکوت اختیار کند؟ من اکنون می روم با خدایم ملاقات کنم. انسان روزی به دنیا می آید و روزی هم از دنیا می رود و تنها کردارها و اعمالش بر جای خواهد ماند. کسی که در راه خدا کشته می شود، زنده است. آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ در چنین هنگامی است که مؤمن باید برای شهادت و ملاقات پروردگارش آماده شود؛ زیرا پیش من، مرگ در راه خدا چیزی جز سعادت و پیروزی نیست و زندگی با ستمگران، جز دلتنگی و افسردگی و رنج و مشقّت، حاصلی ندارد. اکنون که این وصیت نامه را می نویسم، زیر غُرش [[توپ خانه]] ها و [[مسلسل]] ها هستیم و به خانواده محترم [[شهدا]] توصیه می کنم: دست از انقلاب و امید مستضعفان و رهبر انقلاب برندارید.۱ (۱۴۰۶۲۰۴) داود سلیمی ۰۲/۰۲/۱۳۶۵<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1722 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
+
 
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1722
+
 
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>
 +
 
  
 
== رده‌ها ==
 
== رده‌ها ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۱

داود سلیمی بندکهل
W18.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد آبیک ، روستای بندکهل1345/01/01
شهادت ایران، کرمانشاه،اسلام آباد غرب1365/05/14
محل دفن گلزار شهداىآبیک،روستای بندکهل
درجه سرباز ارتش
تحصیلات سوم ابتدایی

زندگی نامه

سلیمی‌بندکهل، داود: یکم فروردین ۱۳۴۵، در روستای بندکهل از توابع شهر آبیک به دنیا آمد. پدرش روح‌الله، مستخدم بود و مادرش زینب نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. چهاردهم مرداد ۱۳۶۵، در اسلام‌آبادغرب غرق و شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش واقع است.

وصیت نامه

شهید داود سلیمی بندکهل: شُکر خدای را که توفیق یافتم در راه مبارزه حق علیه باطل، شرکت کنم و آنچه را حسین(ع) و یارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام، پروانه وار دور آن می گشتند، من هم آن را بازیابم؛ یعنی شهادت. آیا کسی به خود اجازه می دهد با چشم خود ببیند که جنایتکاران و متجاوزان دست بسوی اسلامش، شرفش و کشورش دراز کرده اند و قصد نابودی آن را دارند و سکوت اختیار کند؟ من اکنون می روم با خدایم ملاقات کنم. انسان روزی به دنیا می آید و روزی هم از دنیا می رود و تنها کردارها و اعمالش بر جای خواهد ماند. کسی که در راه خدا کشته می شود، زنده است. آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ در چنین هنگامی است که مؤمن باید برای شهادت و ملاقات پروردگارش آماده شود؛ زیرا پیش من، مرگ در راه خدا چیزی جز سعادت و پیروزی نیست و زندگی با ستمگران، جز دلتنگی و افسردگی و رنج و مشقّت، حاصلی ندارد. اکنون که این وصیت نامه را می نویسم، زیر غُرش توپ خانه ها و مسلسل ها هستیم و به خانواده محترم شهدا توصیه می کنم: دست از انقلاب و امید مستضعفان و رهبر انقلاب برندارید.۱ (۱۴۰۶۲۰۴) داود سلیمی ۰۲/۰۲/۱۳۶۵[۱]


پانویس

  1. پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین


رده‌ها

آخرین تغییر ‏۱۲ فروردین ۱۳۹۹، در ‏۲۳:۲۱