شهید علی اینانلو: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید علی اینانلو تاریخ تولد :1344/04/20 تاریخ شهادت : 1364/11/21 ==زندگی نامه== شهيد علي...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شهید علی اینانلو
+
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
 +
|نام فرد                = علی اینانلو
 +
|تصویر                  = Ali-enanlou.jpg
 +
|توضیح تصویر            =
 +
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 +
|شهرت                  =
 +
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 +
|تولد                  =  [[زادروزهای 20 تیر|1344/04/20]]
 +
|شهادت                  = [[الگو:شهدای 21 بهمن|1364/11/21]]
 +
|وفات                  =
 +
|مرگ                    =
 +
|محل دفن                =
 +
|مفقود                  =
 +
|جانباز                =
 +
|اسارت                  =
 +
|نیرو                  =
 +
|یگانهای خدمت          =
 +
|طول خدمت              =
 +
|درجه                  =
 +
|سمت‌ها                  =
 +
|جنگ‌‌ها                  =
 +
|نشان‌های لیاقت          =
 +
|عملیات‌              =
 +
|فعالیت‌ها              =
 +
|تحصیلات                =
 +
|تخصص‌ها                =
 +
|شغل                    =
 +
|خانواده                =
 +
}}
 +
 
 +
 
 +
[[شهید علی اینانلو]]
 
تاریخ تولد :1344/04/20
 
تاریخ تولد :1344/04/20
 
تاریخ شهادت : 1364/11/21
 
تاریخ شهادت : 1364/11/21
  
  
==زندگی نامه==
+
==زندگینامه==
شهيد علي اينانلو در تاريخ، 1344/4/20 در روستاي حصار ساتي شهرستان شهريار به دنيا آمد. او فرزند اول خانواده و از كودكي داراي اخلاق و رفتار حسنه بود و بسان چشم و چراغ خانه مي‌درخشيد و به كانون خانه روشنايي مي‌داد. تحصيلات را تا كلاس پنجم ابتدايي بيشتر ادامه نداد، اخلاق زيباي او در دوران تحصيلات ابتدايي زبانزد آموزگاران بود و هميشه او را مورد تحسين قرار مي‌دادند.
+
 
 +
 
 +
[[شهید علی اینانلو]] در تاریخ، 1344/4/20 در روستای حصار ساتی شهرستان [[شهریار]] به دنیا آمد. او فرزند اول خانواده و از كودكی دارای اخلاق و رفتار حسنه بود و بسان چشم و چراغ خانه می‌درخشید و به كانون خانه روشنایی می‌داد. تحصیلات را تا كلاس پنجم ابتدایی بیشتر ادامه نداد، اخلاق زیبای او در دوران تحصیلات ابتدایی زبانزد آموزگاران بود و همیشه او را مورد تحسین قرار می‌دادند.
 +
 
 +
وقتی به سن نوجوانی رسید در امور اقتصادی و امرار معاش خانواده به پدر كمك می‌كرد، در سن نوجوانی در بسیج روستا ثبت نام و علاقمند به فراگرفتن فنون رزمی ـ دفاعی شد. به فراخوان امام (ره) در جهت دفاع مقدس از میهن لبیك گفت و از سوی ارتش در [[لشگر 77 ثامن الائمه]] به سمت جبهه‌های حق علیه باطل شتافت و در آنجا آر پی چی زن بود. او دوست داشت بیشتر وقت خود را در جبهه سپری كند و به مادرش زمانی كه مجروح شده بود گفت: مادرجان چگونه می‌توانم استراحت كنم الان رزمنده‌ها در میان آتش و توپ و تانك هستند.
 +
بار آخری كه می‌خواست به منطقه برود عكس رنگی انداخت و آن را قاب كرد رو به مادر گفت: مادر این عكس یك شهید است، دلم می‌خواهد اگر شهید شدم در حضور جمع گریه نكنی تا خدای ناكرده دشمنان دلشاد شوند، دلم می‌خواهد سرم را برای میهن خود بدهم، به راستی چنین نیز شد زمانی كه می‌خواست عازم سفر شود همه‌ی لباس‌های خود را برداشت تا همرزمانش بپوشند و از كمبود لباس سختی نكشند.
 +
همواره احوال همسایه‌ها و اقوام را جویا می‌شد، با بچه ها بسیار مهربان و رئوف بود، روزی به من و دوستم مقداری پول داد تا خوراكی بخریم من معنای كار او را آن زمان نفهمیدم وقتی بزرگ شدم دانستم كه او یتیم نوازی كرده است.
 +
زمانی كه خبر شهادت علی را آوردند مادر دست‌ها را به آسمان بلند كرد و شكر ایزدمنان را به جای آورد خدایا شكرت كه امانتدار امانت تو بودم و به توصیه ی شهید از میهمان‌ها همراه با خرسندی و شعف بسیار پذیرایی می كرد.
 +
این شهید گرامی 22 ماه تحت عنوان سرباز وظیفه در جبهه های حق علیه باطل حضور داشت و در [[عملیات والفجر 8]] با اصابت گلوله به سرش در تاریخ، 1364/11/21 در [[اروند رود]] به شهادت رسید. مزار پر فروغش در گلزار شهدای امامزاده عباسعلی حصار ساتی شهرستان شهریار قرار دارد.<ref>سایت شهدای ارتش</ref>
 +
 
  
وقتي به سن نوجواني رسيد در امور اقتصادي و امرار معاش خانواده به پدر كمك مي‌كرد، در سن نوجواني در بسيج روستا ثبت نام و علاقمند به فراگرفتن فنون رزمي ـ دفاعي شد. به فراخوان امام (ره) در جهت دفاع مقدس از ميهن لبيك گفت و از سوي ارتش در لشگر 77 ثامن الائمه به سمت جبهه‌هاي حق عليه باطل شتافت و در آنجا آر پي چي زن بود. او دوست داشت بيشتر وقت خود را در جبهه سپري كند و به مادرش زماني كه مجروح شده بود گفت: مادرجان چگونه مي‌توانم استراحت كنم الان رزمنده‌ها در ميان آتش و توپ و تانك هستند.
 
بار آخري كه مي‌خواست به منطقه برود عكس رنگي انداخت و آن را قاب كرد رو به مادر گفت: مادر اين عكس يك شهيد است، دلم مي‌خواهد اگر شهيد شدم در حضور جمع گريه نكني تا خداي ناكرده دشمنان دلشاد شوند، دلم مي‌خواهد سرم را براي ميهن خود بدهم، به راستي چنين نيز شد زماني كه مي‌خواست عازم سفر شود همه‌ي لباس‌هاي خود را برداشت تا همرزمانش بپوشند و از كمبود لباس سختي نكشند.
 
همواره احوال همسايه‌ها و اقوام را جويا مي‌شد، با بچه ها بسيار مهربان و رئوف بود، روزي به من و دوستم مقداري پول داد تا خوراكي بخريم من معناي كار او را آن زمان نفهميدم وقتي بزرگ شدم دانستم كه او يتيم نوازي كرده است.
 
زماني كه خبر شهادت علي را آوردند مادر دست‌ها را به آسمان بلند كرد و شكر ايزدمنان را به جاي آورد خدايا شكرت كه امانتدار امانت تو بودم و به توصيه ي شهيد از ميهمان‌ها همراه با خرسندي و شعف بسيار پذيرايي مي كرد.
 
اين شهيد گرامي 22 ماه تحت عنوان سرباز وظيفه در جبهه هاي حق عليه باطل حضور داشت و در عمليات والفجر 8 با اصابت گلوله به سرش در تاريخ، 1364/11/21 در اروند رود به شهادت رسيد. مزار پر فروغش در گلزار شهداي امامزاده عباسعلي حصار ساتي شهرستان شهريار قرار دارد.
 
  
 +
==پانویس==
  
منبع: سایت شهدای ارتش
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۴

علی اینانلو
Ali-enanlou.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1344/04/20
شهادت 1364/11/21


شهید علی اینانلو تاریخ تولد :1344/04/20 تاریخ شهادت : 1364/11/21


زندگینامه

شهید علی اینانلو در تاریخ، 1344/4/20 در روستای حصار ساتی شهرستان شهریار به دنیا آمد. او فرزند اول خانواده و از كودكی دارای اخلاق و رفتار حسنه بود و بسان چشم و چراغ خانه می‌درخشید و به كانون خانه روشنایی می‌داد. تحصیلات را تا كلاس پنجم ابتدایی بیشتر ادامه نداد، اخلاق زیبای او در دوران تحصیلات ابتدایی زبانزد آموزگاران بود و همیشه او را مورد تحسین قرار می‌دادند.

وقتی به سن نوجوانی رسید در امور اقتصادی و امرار معاش خانواده به پدر كمك می‌كرد، در سن نوجوانی در بسیج روستا ثبت نام و علاقمند به فراگرفتن فنون رزمی ـ دفاعی شد. به فراخوان امام (ره) در جهت دفاع مقدس از میهن لبیك گفت و از سوی ارتش در لشگر 77 ثامن الائمه به سمت جبهه‌های حق علیه باطل شتافت و در آنجا آر پی چی زن بود. او دوست داشت بیشتر وقت خود را در جبهه سپری كند و به مادرش زمانی كه مجروح شده بود گفت: مادرجان چگونه می‌توانم استراحت كنم الان رزمنده‌ها در میان آتش و توپ و تانك هستند. بار آخری كه می‌خواست به منطقه برود عكس رنگی انداخت و آن را قاب كرد رو به مادر گفت: مادر این عكس یك شهید است، دلم می‌خواهد اگر شهید شدم در حضور جمع گریه نكنی تا خدای ناكرده دشمنان دلشاد شوند، دلم می‌خواهد سرم را برای میهن خود بدهم، به راستی چنین نیز شد زمانی كه می‌خواست عازم سفر شود همه‌ی لباس‌های خود را برداشت تا همرزمانش بپوشند و از كمبود لباس سختی نكشند. همواره احوال همسایه‌ها و اقوام را جویا می‌شد، با بچه ها بسیار مهربان و رئوف بود، روزی به من و دوستم مقداری پول داد تا خوراكی بخریم من معنای كار او را آن زمان نفهمیدم وقتی بزرگ شدم دانستم كه او یتیم نوازی كرده است. زمانی كه خبر شهادت علی را آوردند مادر دست‌ها را به آسمان بلند كرد و شكر ایزدمنان را به جای آورد خدایا شكرت كه امانتدار امانت تو بودم و به توصیه ی شهید از میهمان‌ها همراه با خرسندی و شعف بسیار پذیرایی می كرد. این شهید گرامی 22 ماه تحت عنوان سرباز وظیفه در جبهه های حق علیه باطل حضور داشت و در عملیات والفجر 8 با اصابت گلوله به سرش در تاریخ، 1364/11/21 در اروند رود به شهادت رسید. مزار پر فروغش در گلزار شهدای امامزاده عباسعلی حصار ساتی شهرستان شهریار قرار دارد.[۱]


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۲ آبان ۱۳۹۷، در ‏۲۲:۱۴