(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6122905 تاریخ تولد : نام : محمود محل تولد : مشهد نام خانوادگی : فلفلی تا...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۶ نسخههای متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = محمود فلفلی | |
| − | + | |تصویر =شهید محمود فلفلی .jpg | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | نام پدر | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[مشهد]] | ||
| + | |شهادت = [[۱۳۶۱/۱/۲]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت =[[سپاه پاسداران]] | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = رزمنده | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = نامشخص | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[محمد]] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| − | + | * موضوع عشق به جهاد | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | موضوع عشق به جهاد | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | وی مسئول انبار مهمات سپاه مشهد بود و چون بسیار امین و درستکار بود، فرمانده اش می گفت: کار شما بسیار حساس است و بایستی شخصی در این زمینه کار بکند که بسیار امین باشد. شما اگر بخواهید به جبهه بروید بایستی شخصی همانند خود امین و درستکار پیدا کرده و کارت را به بسپاری و سپس به جبهه بروی. | + | وی مسئول انبار مهمات [[سپاه]] مشهد بود و چون بسیار امین و درستکار بود، فرمانده اش می گفت: کار شما بسیار حساس است و بایستی شخصی در این زمینه کار بکند که بسیار امین باشد. شما اگر بخواهید به جبهه بروید بایستی شخصی همانند خود امین و درستکار پیدا کرده و کارت را به بسپاری و سپس به جبهه بروی. راوی در جان حمیدی |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | راوی در جان حمیدی | + | |
| − | + | ||
| − | هنگام رفتن به من گفت: آیا من عازم جبهه هستم شما ناراحت هستید و یا اگر من به شهادت برسم شما گریه و زاری می کنید و ناراحت می شوید من در پاسخش گفتم: چون می دانم در راه حسین بن علی (ع) قدم می گذارید و به همان راهی می روید که حسین بن علی (ع) رفت گریه نمی کنم چرا که شهادت گریه ندارد او با شنیدن این سخنان بسیار خوشحال گردید و خطاب به پدرش گفت: ببینید مادرم چقدر قوی است شما هم قوی باشید و از جبهه رفتن من ناراحت نباشید. | + | * موضوع عشق به ائمه اطهار |
| − | + | ||
| + | هنگام رفتن به من گفت: آیا من عازم جبهه هستم شما ناراحت هستید و یا اگر من به [[شهادت]] برسم شما گریه و زاری می کنید و ناراحت می شوید من در پاسخش گفتم: چون می دانم در راه [[حسین بن علی (ع)]] قدم می گذارید و به همان راهی می روید که حسین بن علی (ع) رفت گریه نمی کنم چرا که [[شهادت]] گریه ندارد او با شنیدن این سخنان بسیار خوشحال گردید و خطاب به پدرش گفت: ببینید مادرم چقدر قوی است شما هم قوی باشید و از جبهه رفتن من ناراحت نباشید. راوی در جان حمیدی <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16107 یاران رضا]</ref> | ||
| + | |||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید محمود فلفلی .jpg | ||
| + | </gallery> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: محمود فلفلی }} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۱
| محمود فلفلی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۱/۱/۲ |
| یگانهای خدمت | سپاه پاسداران |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | نامشخص |
| خانواده | نام پدرمحمد |
خاطرات
- موضوع عشق به جهاد
وی مسئول انبار مهمات سپاه مشهد بود و چون بسیار امین و درستکار بود، فرمانده اش می گفت: کار شما بسیار حساس است و بایستی شخصی در این زمینه کار بکند که بسیار امین باشد. شما اگر بخواهید به جبهه بروید بایستی شخصی همانند خود امین و درستکار پیدا کرده و کارت را به بسپاری و سپس به جبهه بروی. راوی در جان حمیدی
- موضوع عشق به ائمه اطهار
هنگام رفتن به من گفت: آیا من عازم جبهه هستم شما ناراحت هستید و یا اگر من به شهادت برسم شما گریه و زاری می کنید و ناراحت می شوید من در پاسخش گفتم: چون می دانم در راه حسین بن علی (ع) قدم می گذارید و به همان راهی می روید که حسین بن علی (ع) رفت گریه نمی کنم چرا که شهادت گریه ندارد او با شنیدن این سخنان بسیار خوشحال گردید و خطاب به پدرش گفت: ببینید مادرم چقدر قوی است شما هم قوی باشید و از جبهه رفتن من ناراحت نباشید. راوی در جان حمیدی [۱]
