(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6122879 تاریخ تولد : نام : محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگی : فلاحتی...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۵ نسخههای متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد =محمدرضا فلاحتی | |
| − | + | |تصویر =شهید محمد رضا فلاحتی.jpg | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | نام پدر | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[مشهد]] | ||
| + | |شهادت = [[۱۳۶۱/۲/۱۰]]،[[خونین شهر]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = [[بهشت رضا]] | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = رزمنده | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر[[غلامرضا]] | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
موضوع امدادهاي غيبي | موضوع امدادهاي غيبي | ||
| − | |||
| − | |||
| − | شب عملیات یا زهرا بود تا لحظه عملیات فرا رسید همه سر و وضع خود را مرتب می کردند عده ای به حال مناجات و دعا بودند و عده ای هم تازه شوخی شان گل کرده بود در همین حین یکی از بچه ها مشغول بازرسی | + | شب عملیات یا زهرا بود تا لحظه عملیات فرا رسید همه سر و وضع خود را مرتب می کردند عده ای به حال مناجات و دعا بودند و عده ای هم تازه شوخی شان گل کرده بود در همین حین یکی از بچه ها مشغول بازرسی [[نارنجک]]ها و بستن آنها به خود بود که بر اثر بی احتیاطی ضامن [[نارنجک]] از منفذ آن خارج شد و [[نارنجک]] به زمین افتاد در یک لحظه انگار زمان از حرکت ایستاد انفجار [[نارنجک]] نه تنها باعث [[شهادت]] او و همرزمانش و جراحت عده ای می شد بلکه به سادگی دشمن را نسبت به عملیات و تعیین موضع آنان هوشیار می کرد و بعد کافی بود که از آن طرف خاکریز (فاصله ای کمتر از چهارصد متر) [[سپاه]] اسلام را زیر آتش شدید سلاحهای سبک و سنگین خود بگیرند برادر رزمنده که به شدت دستپاچه شده بود با سرو صدا فریاد زد بچه ها زود بخوابید [[نارنجک]] الان منفجر می شود بچه ها به هر صورتی که بود از نقطه فاصله گرفتند و روی زمین خوابیدند اما خبری از انفجار نشد لحظات به سختی می گذشت و بچه ها هر لحظه منتظر شنیدن صدای مهیب انفجار بودند برادر رزمنده ای که دید [[نارنجک]] منفجر نشد سریع رفت و [[نارنجک]] را برداشت و به نقطه ای دورتر از بچه ها پرتاب کرد اما باز هم منفجر نشد و حرکت و عملیات با این امداد غیبی از دید دشمنان پنهان ماند و این عدم انفجار فقط صدای یا ابوالفضل گفتن بچه ها بود که جان عده بسیار زیادی را از مرگ حتمی نجات داد. راوی محمد حسن جوان. <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16098 یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references/> | ||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:شهید محمد رضا فلاحتی.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: محمد رضا فلاحتی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان مشهد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۹
| محمدرضا فلاحتی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۱/۲/۱۰،خونین شهر |
| محل دفن | بهشت رضا |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرغلامرضا |
خاطرات
موضوع امدادهاي غيبي
شب عملیات یا زهرا بود تا لحظه عملیات فرا رسید همه سر و وضع خود را مرتب می کردند عده ای به حال مناجات و دعا بودند و عده ای هم تازه شوخی شان گل کرده بود در همین حین یکی از بچه ها مشغول بازرسی نارنجکها و بستن آنها به خود بود که بر اثر بی احتیاطی ضامن نارنجک از منفذ آن خارج شد و نارنجک به زمین افتاد در یک لحظه انگار زمان از حرکت ایستاد انفجار نارنجک نه تنها باعث شهادت او و همرزمانش و جراحت عده ای می شد بلکه به سادگی دشمن را نسبت به عملیات و تعیین موضع آنان هوشیار می کرد و بعد کافی بود که از آن طرف خاکریز (فاصله ای کمتر از چهارصد متر) سپاه اسلام را زیر آتش شدید سلاحهای سبک و سنگین خود بگیرند برادر رزمنده که به شدت دستپاچه شده بود با سرو صدا فریاد زد بچه ها زود بخوابید نارنجک الان منفجر می شود بچه ها به هر صورتی که بود از نقطه فاصله گرفتند و روی زمین خوابیدند اما خبری از انفجار نشد لحظات به سختی می گذشت و بچه ها هر لحظه منتظر شنیدن صدای مهیب انفجار بودند برادر رزمنده ای که دید نارنجک منفجر نشد سریع رفت و نارنجک را برداشت و به نقطه ای دورتر از بچه ها پرتاب کرد اما باز هم منفجر نشد و حرکت و عملیات با این امداد غیبی از دید دشمنان پنهان ماند و این عدم انفجار فقط صدای یا ابوالفضل گفتن بچه ها بود که جان عده بسیار زیادی را از مرگ حتمی نجات داد. راوی محمد حسن جوان. [۱]
