ویرایشها
خاطرات
شهیدی را برای تشییع آورده بودند حسن کوچه را چراغانی کرده بود یکی از اهالی محل به او گفت : تو که برای این شهید اینقدر تلاش وفعالیت می کنی . ان شاءالله خودت هم روزی شهید شوی تا برای تو نیز چراغانی کنند حسن گفت : خدا از دهانت بشنود که من شهید شوم .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016692 یاران رضا]</ref>