شهید محمدرضا زروندی: تفاوت بین نسخهها
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) (←خاطرات) |
|||
| سطر ۵۳: | سطر ۵۳: | ||
| − | عشق به جهاد | + | * عشق به جهاد |
فاطمه زروندی | فاطمه زروندی | ||
| سطر ۶۱: | سطر ۶۱: | ||
| − | خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | + | * خواب و روياي ديگران درمورد شهيد |
فاطمه زروندی | فاطمه زروندی | ||
| سطر ۶۸: | سطر ۶۸: | ||
| − | پيش بيني شهادت | + | * پيش بيني شهادت |
فاطمه زروندی | فاطمه زروندی | ||
نسخهٔ کنونی تا ۹ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۱
| محمدرضا زروندی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | نیشابور |
| شهادت | 1365/04/27 |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر:محمداسماعیل |
کد شهید:6518461
نام :محمدرضا
نام خانوادگی :زروندی
نام پدر :محمداسماعیل
محل تولد :نیشابور تاریخ شهادت :1365/04/27
تحصیلات :نامشخص
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :سایر شهدا
مسئولیت :رزمنده
محتویات
خاطرات
- عشق به جهاد
فاطمه زروندی
محمد رضا دوازده ساله بود که می خواست به جبهه برود ولی به علت سن کم ایشان را به جبهه نمی بردند. بعد او رفت و شناسنامه اش را دست کاری کرد و سنش را زیاد کرد. تا بتواند به جبهه برود.
- خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
فاطمه زروندی
یک شب خواب دیدم که با لباسهای جبهه اش که پاره هم بودند پیش من آمد من گفتم : خدا مرگم بده چرا لباسهایت پاره است بعد گفت: مادر از دست تو . گفتم چرا؟ گفت: از بس که تو گریه می کنی.
- پيش بيني شهادت
فاطمه زروندی
همسر محمد رضا نقل می کرد: دفعه ی آخری که محمد رضا می خواست به جبهه برود به من گفت : این آخرین باری است که مرا می بینید زیرا من این دفعه به شهادت می رسم همسرش گفته بود : چرا این حرفها را می زنی ؟ محمد رضا گفته بود : من خواب دیدم که یکی از دوستان شهیدم به من گفت : چرا به جبهه نمی روی ؟ گفتم : سه بار تا به حال رفته ام و تازه از جبهه برگشته ام اما آن شهید گفت : باز هم باید به جبهه بروی .
