ویرایش‌ها

شهید محمد چاره اندیش

۵ بایت حذف‌شده، ‏۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۷
به خاطر دارم من به همراه همرزمم محمد چاره اندیش در منطقه ی نقده کردستان حضورداشتیم. یک روز ایشان من را صدا زد تا با هم به داخل شهر مهاباد برویم . من هم قبول کردم و ازفرمانده مان مرخصی گرفتیم و از پادگان بیرون آمدیم. تا لب جاده چند دقیقه ای باید پیاده روی می کردیم. لب جاده اصلی رسیدیم. دیدیم یک پیکانی از دور می آید دستمان را بلند کردیم تا برای ما نگهدارد. پیکان هم ترمز زد و ما سوارآن شدیم. در راه که می رفتیم چون ما دو نفر بودیم صندلی عقب نشستیم و یک زن هم عقب نشسته بود. همان طور که به سمت مهاباد می آمدیم آن زن خودش را به ما نزدیکتر می کرد چاره اندیش به من گفت: اینها نقشه ای دارند. احتمالاً قصد جان ما را دارند. ایشان گفت: نگران نباش فکر همه جا را کرده ام. کمی گذشت به ایشان گقتم فکر می کنم راه را اشتباه می رویم. به راننده گفت راه مهاباد این طرف نیست .آن راننده درجواب گفت اول مادرم را به خانه اش می رسانم بعد شما را به شهرمی برم. آنجا بود که برما معلوم شد راننده و آن زن قصد جان ما را دارند بلافاصله ایشان چفیه اش را از دور گردن بازکرد و برروی صورت راننده انداخت راننده هم بلافاصله پایش را روی ترمز گذاشت ما هم در همان لحظه از ماشین بیرون پریدیم وخودمان را نجات دادیم . و با وسیله دیگری تا شهر رفتیم . واقعا ً در آن صحنه ایشان شجاعت خودش را نشان داد.
منبع سایت یاران رضا
HYPERLINK "http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6198" http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6198
۲٬۸۰۰
ویرایش