- دو تا از سالن های پادگان بسیج را ساخته بودند ، پنجره هایش را گذاشته بودند ، اما شیشه نداشتند که بگذارند. روزی فرماندة پادگان به برادر ولی الله می گوید می شود به پدرتان بگویید بیایند شیشه های پنجره ها را بگذارند. گفته بود برای چی نشود. شب می رود به مغازة پدرش و می گوید این قدر شیشه با این ابعاد می خواهم. فکر می کنم 48 ساعت نشد که صد و پنجاه متر مربع شیشه را بریده بود و خودش با ماشین پدرش شیشه ها را با بتونه آورده بود. فرماندة بسیج تعجب کرده بود از این سرعت عمل برادر چراغچی و می گفت شنیده بودم که شما سرعت عمل داری ولی نه این طوری . سه روز به اتفاق چراغچی وقت گذاشتیم تا توانستیم تمام پنجره های سالن را شیشه کنیم .
<ref>[http://%20%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206222 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس== http: <references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6222>