ویرایشها
/* خاطرات */
- یادم هست در عملیات مسلم بن عقیل قرار بود در یک مقطع از خط، عملیات صورت بگیرد که بچهها به مین برخورد کرده بودند . شهید امینى پاى بى سیم گفته بود که: برادر ولى ا...رسیدیم به میدان مین و ایشان هم گفته بودند: برو روى مین و آقاى امینى هم رفته بود روى مین و بعد پشت بیسیم گفتند: آقاى امینى خم شد یعنى ایشان شهید شدند و آقاى چراغچى در آن لحظه بسیار ناراحت و غمگین شدند .
- براى انجام مراحل آموزش نیروها قسمتى از پادگان سردادور (امام رضاى فعلى) تحویل سپاه شده بود. انبارهاى سلاح هنوز تخلیه و تحویل نگردیده بود. یکى از فرماندهان سپاه جلسهاى گذاشته بود. چراغچى به عنوان مسئول آموزش آن زمان در جلسه شرکت کرده بود. آن موقع براى آموزشهاى انفرادى سلاح به اندازه کافى در اختیار نداشتیم . چراغچى خیلى شجاعانه گفت : این مطلب قابل تحمل نیست که ما به مقدارى سلاح براى آموزش نیاز داشته باشیم. انبارها هم مملو از این سلاحها باشد ولى در اختیار ما قرار نگیرد و نیروهاى بسیجى از این لحاظ در مضیقه باشند . شما یا نیازمان را برطرف مىکنید و آنها را در اختیار ما مىگذارید و یا ما مجبوریم مطلب را از کانالهاى مربوطه پیگیرى کنیم . <ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206222 6222 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />