ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید رمضان مبارکی

۲۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۳
محل آرامگاه : فارس - کازرون - خشت
 
rId4
==زندگینامه==
یک بار که برادرم به همراه پسر خاله ام به مسافرت رفته بودند، در راه بازگشت، تصادف کردند و تا حدودی زخمی شدند. او از ماشین بیرون آمده بود و در حالی که گریه می کرد گفته بود: خدایا! وقتی در جبهه بودم، برایم اتفاقی نیفتاد و الان هم از تو می خواهم از این طریق، من را از دنیا نبر، بلکه مرگم را شهادت در راه خودت قرار بده.
در زمان تشییع جنازه ی برادرم، من در حالی که یکی از دختران شهید که سن کمی هم داشت را در بغل داشتم، میان جمعیت ایستاده بودم. در این هنگام دایی دختر بچه آمد و گفت: او را ببر تا برای آخرین بار بابایش را ببیند. وقتی جلو رفتم و او پدرش را دید، به من نگاه کرد و گفت: «عمو! بابایم خوابیده».  منبع: سایت شهدای ارتش <ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/ 23757سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />
۶٬۷۳۸
ویرایش