دقيقاً به ما نگفت كه به كجا و براي چه ميرود. فقط سربسته گفت براي آموزش و زيارت ميرود. مطمئنم حسين با همه احترام و محبتي كه نسبت به من و مادرش داشت، ميترسيد دقيقاً مسير و هدف مأموريتشان را بگويد مبادا مادرش استرس بگيرد و اتفاقي برايش بيفتد. همسرم روي حسين خيلي حساس بود. آن روزها كه ميخواست برود، خيلي ذوق و شوق داشت. پسرم بچه مذهبي بود. عشق امام حسين و اهل بيت ايشان را از كودكي در وجودش پا گرفته بود.
<ref>[http://%20%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10796/%20 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==منبع:سایت شهدای ارتشhttp://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10796<references / آدرس صفحه شهید:>