[[شهید یزدان لرنی]]
تاریخ تولد : [[1340/07/08 ]]
تاریخ شهادت : [[1362/05/10]]
محل شهادت : نامشخص
از زحماتش به عنوان تشويق به وي درجات و لوحه هاي افتخاري اعطا گرديد، امواج بلند و كوبنده آزمايشات الهي آن چنان انسان ساز است كه مي تواند از افرادي خاموش و ساكت انسان هايي مجاهد و مبارز بسازد. انقلاب خونبار اسلامي در طي سير پر تلاطم و سراسر حادثه اش نسلي تازه آفريد كه تاكنون آن چنان افتخار آفرينانه و قدرتمند عمل كرده كه قدرت هاي شيطاني را به وحشت افكنده است.
شهداي انقلاب، نمونه هاي فراوان اين مدعايند كه بدون ترديد همين شهداء، ستارگان درخشان آسمان انقلاب اسلامي هستند كه با سوسوي وجودشان، جهاني را به آتش مي كشند. يكي ديگر از اين پاك باختگان آزاده، و جهادگران مؤمن، شهيد يزدان لرني، فرزندي مؤمن از نسل انقلاب اسلامي است كه آرزويش [[شهادت ]] بود و سرانجام بدين آرزو دست يافت. شهيد يزدان لرني پس از مبارزاتي كه در آن جانش را به خدا فروخت، در كربلاي [[كردستان ]] به [[شهادت ]] رسيد.
شهيد يزدان لرني، در سال 1341 در يكي از روستاهاي ورامين در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود، خانواده شهيد از لحاظ ماديات در مضيقه بودند امّا وي با عزمي راسخ، با تحمل سختي ها و مشقت هاي فراوان تحصيلاتش را ادامه داد تا اين كه در سال پنجم متوسطه داوطلبانه به سربازي اعزام شد. دوره آموزش را با موفقيت پشت سر گذاشت و دوران سربازي را در كردستان مي گذراند به قدري كارهايش در دوران سربازي چشمگير بود كه فرمانده اش برايش تشويق نامه نوشت. وي تا روز شهادت به طور فعالانه در جبهه انجام وظيفه مي نمود و يك بار هم در درگيري ها ...... به دست حزب مونحله دمكرات اسير شد و با تلاش زياد فرار كرد.
بار ديگر وقتي كه از مأموريت بر مي گشت و دوباره با تني چند از دوستانش ما بين [[سردشت ]] و [[پيرانشهر ]] به دست گروهي از حزب مونحله دومكرات و كومله، مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و به درجه رفيع شهادت رسيدند.
شهيد يزدان از همان اوان كودكي به مطالعه قرآن مجيد و عمل به دستورات و احكام آن علاقه زيادي داشت و زندگي خويش را با الهام از فرامين و معيارهاي مقدس قرآن كريم پي ريزي نمود و بر همين اساس همواره به فكر محرومين بوده و در غم و شادي آنها خود را شريك مي دانست و از آنها دستگيري و دلجوئي مي نمود به همين جهت مورد احترام عام و خاص بوده است. چه در خانه چه در بيرون از منزل با همه برخورد صميمانه اي داشت و مقدار حقوقي كه در دوران سربازي مي گرفت صرف مسجد محل كه در حال حاضر نيمه تمام است كرد.
×( قسمتي از وصيتنامه شهيد )
شهيد يزدان ( مسعود ) لرني كه در [[عمليات كربلاي 5 ]] در منطقه [[شلمچه ]] به سوي معبود شتافته و حتي پيكر مطهرش در آن كربلاي خونين ايران دل بسته و ماندن را بر آمدن ترجيح داد، در تاريخ، 1342/1/1 در خانواده اي متوسط و كارگر، در محله اي به نام قشلاق واقع در منطقه كارخانه قند ورامين (خيابان شهيد هاشمي نژاد، خيابان شهيد عليرضا حسن) چشم به دنيا گشود.
بعد از دوران كودكي، تحصيل خود را شروع و در آموزشگاه هاي همان حوالي تا اخذ ديپلم ادامه داد، در صورتي كه هر ساله از شاگردان اول و ممتاز محسوب مي شد. بنابر مشكلاتي از تحصيل بازمانده و راهي خدمت مقدس سربازي گرديد، اين دوره را نيز سپري و جهت ادامه تحصيل و كسب موفقيت در رشته پزشكي درس خود را در منزل و حضور در كلاس هاي تقويتي كنكور شروع نمود، در ضمن آن در پايگاه بسيج شهيد محراب مدني مسجد مهديه، كارخانه قند فعالانه شركت، و مدتي نيز در توزيع كالا از طريق همان مسجد انجام وظيفه نمود، اكثر شب ها تا پاسي از نيمه شب در اين مكان مقدس به انجام چنين كارهايي مشغول بود، به دنبال اين كارها نيز از درس خود غافل نشد و در منزل با اختصاص يك اتاق، تخته سياه و صندلي براي خود فراهم و ديوارهاي اتاق را با نصب ورقه هايي كه در آن فرمول ها و موارد لازم را خود نوشته بود و آنجا را به يك كلاس شباهت داشت.
در اين بين، جنگ حال و هواي تازه اي به خود گرفته و ماندن را جايز ندانست و با كوله باري از كتاب و جزوه و وسايل ديگر عازم منطقه گرديد و زماني كه در پشت جبهه بود به فراگيري درس خود مي پرداخت، وي در چندين عمليات، حضور پيدا كرد كه در [[والفجر مقدماتي ]] نيز مقداري جراحت بر مي دارد بدين صورت كه تير شليك شده از طرف كفار به لبه كلاه وي برخورد و مقداري از طرف چپ سرش زخمي مي گردد و هنگام شهادت نيز تير دشمن به همان محل قبلي اصابت كرد فقط با با اين تفاوت كه اين بار كلاهي بر سر نداشته و معامله را با خداي خويش به اتمام رسانيده بود.
همان طور كه گذشت وي در منطقه نيز از كسب علم غافل نبوده در كنكور سال 65 شركت و در رشته علوم آزمايشگاهي دانشگاه تبريز قبول شد ولي زماني كه نام وي به عللي ديرتر از زمان مقرر در روزنامه چاپ شد همزمان شد با زمان شهادتش، ولي وي در دانشگاهي كارنامه قبولي گرفت كه مرد عملش امام حسين (ع)و ائمه اطهار بودند.
وي در انجام امور واجب و مستحب از كوچكترين عملي غافل نمي شد و سرآمد خانواده بود. در فيلمي كه چند روز قبل از شهادتش از او گرفته شده در [[گردان كميل ]] بوده كه در مسابقه احكام مقام اول را به خود اختصاص داده بود و راديويي جايزه مي گيرد كه در حال حاضر هم راديو و هم آن فيلم در منزل از او به يادگار مانده است.
روحش شاد و يادش گرامي باد