شهید علی اصغر کمالی دهقان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شه ی د عل ی اصغر کمال ی دهقان تار ی خ تولد :1346/01/01 تار ی خ شهادت : 1365/07/23 محل شها...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
  
  
زندگی نامه: شه ی د عل ی اصغر كمال ی دهقان فرزند شعبان به تار ی خ 1346/01/01 در حصارك كرج در خانواده‌ا ی متوسط د ی ده به جهان گشود. و ی پس از سپر ی كردن دوران كودك ی در كانون گرم خانواده، در سن 7 سالگ ی به مدرسه رفت و تا كلاس اول راهنما یی درس خواند و پس از آن ترك تحص ی ل كرده و نزد پ درش به كار و پ ی شه پرداخت. با فرا رس ی دن زمان خدمت سرباز ی جهت گذراندن آن، پس از فراگ ی ر ی فنون نظام ی به جبهه‌ها ی حق عل ی ه باطل شتافت و 7 ماه را در منطقه سپر ی كرد كه در تار ی خ 1365/07/23 بر اثر اصابت ت ی ر در منطقه عمل ی ات ی سرپل ذهاب به شهادت رس ی د .
+
زندگی نامه: شهید علی اصغر كمالی دهقان فرزند شعبان به تاریخ 1346/01/01 در حصارك كرج در خانواده‌ای متوسط دیده به جهان گشود. وی پس از سپری كردن دوران كودك ی در كانون گرم خانواده، در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و تا كلاس اول راهنمایی درس خواند و پس از آن ترك تحصیل كرده و نزد پ درش به كار و پیشه پرداخت. با فرا رسیدن زمان خدمت سربازی جهت گذراندن آن، پس از فراگیری فنون نظامی به جبهه‌ها ی حق علیه باطل شتافت و 7 ماه را در منطقه سپری كرد كه در تاریخ 1365/07/23 بر اثر اصابت تیر در منطقه عملیاتی [[سر پل ذهاب]] به [[شهادت]] رسید .
  
  
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
به نام خدا
 
به نام خدا
  
مادرم، پدرم و برادرانم! سلام. وص ی تى كه با شما مى كنم ا ی ن ی ك وظ ی فه شرعى است كه با ی د هر مسلمان قبل از مرگش وص ی ت كند و من هم خواستم وظ ی فه خودم را انجام داده باشم و بدهم .
+
مادرم، پدرم و برادرانم! سلام. وصیتى كه با شما مى كنم ا ینیك وظیفه شرعى است كه باید هر مسلمان قبل از مرگش وصیت كند و من هم خواستم وظیفه خودم را انجام داده باشم و بدهم .
  
خوب مادرم، پدرم و برادرانم‌! دوست دارم كه شما مادرم با پدر ز ی نب وار و حس ی ن وار باش ی د كه فرزند خود را فداى راه خدا كرد. دوست دارم كه شما هم همان طور باش ی د . پدرم، مادرم و برادرانم! مى دانم براى من چه زجرها و چه سخت ی هاى كش ی ده ا ی د ! دردت‌ را احساس مى كنم، د ی گر فكر فرزندت نباش. من با ی د انتقام خون تمام شهدا را بگ ی رم . همان طور که على اكبروار آمدم با ی د انتقام خون ا ی ن عز ی زانى را كه مى كشند و سر مى برند، انتقام خون محمد، حم ی د و بهروز را .
+
خوب مادرم، پدرم و برادرانم‌! دوست دارم كه شما مادرم با پدر ز ی نب وار و حس ی ن وار باش ی د كه فرزند خود را فداى راه خدا كرد. دوست دارم كه شما هم همان طور باش ی د . پدرم، مادرم و برادرانم! مى دانم براى من چه زجرها و چه سخت ی هاى كشیده اید ! دردت‌ را احساس مى كنم، دیگر فكر فرزندت نباش. من باید انتقام خون تمام شهدا را بگیرم . همان طور که على اكبروار آمدم با ی د انتقام خون این عزیزانى را كه مى كشند و سر مى برند، انتقام خون محمد، حمید و بهروز را .
  
مگر من چه چ ی زى از آن كمترم و مگر خون من از خون آنها رنگ ی ن تر است. مادرم! حالا مى خواهم با تو درد و دلم را بگو ی م، مادرم! ش ی رت را حلالم كن و هر اشتباه ی از من سر زده، ببخش. مادرجان! مى دانم تو مرا تا به ا ی نجا رساندى چه مص ی بت‌ها و چه زجرها كش ی دى . همچن ی ن با شما هستم پدرم! اگر در مقابل تو ا ی ستاده ا ی م و ی ك وقت چ ی زى به شما گفته ام و توه ی ن كرده ام، مرا ببخش .
+
مگر من چه چیزى از آن كمترم و مگر خون من از خون آنها رنگینتر است. مادرم! حالا مى خواهم با تو درد و دلم را بگو ی م، مادرم! ش ی رت را حلالم كن و هر اشتباهی از من سر زده، ببخش. مادرجان! مى دانم تو مرا تا به اینجا رساندى چه مصیبت‌ها و چه زجرها كشیدى . همچنین با شما هستم پدرم! اگر در مقابل تو ایستاده ایم و یك وقت چیزى به شما گفته ام و توهین كرده ام، مرا ببخش .
  
برادرانم ! اگر شما را زده ام و ناراحتتان كرده ام، شما هم از تقص ی رات من بگذار ی د . مادرم! مى دانم كه شما مى خواست ی د داماد ی م را بب ی ن ی د و نقل و سكه رو ی م بر ی ز ی د، اگر مردم روى تابوت من نقل و سكه را بر ی ز ی د، فكر كن انگار براى فرزند عز ی زت عروسى گرفته اى. به دشمنانم ب فهمان و با صداى‌ بلند داد بزن و صدا ی ت را به گوش آسمان برسان .
+
برادرانم ! اگر شما را زده ام و ناراحتتان كرده ام، شما هم از تقص ی رات من بگذار ی د . مادرم! مى دانم كه شما مى خواستید دامادی مرا ببینید و نقل و سكه روی سرم بریزید، اگر مردم روى تابوت من نقل و سكه را بریزید، فكر كن انگار براى فرزند عزیزت عروسى گرفته اى. به دشمنانم ب فهمان و با صداى‌ بلند داد بزن و صدایت را به گوش آسمان برسان .
  
پدرم، مادرم و برادرانم! اگر ی ك وقت عمرم به سر آمد و مردم مرا در کنار دوستان و فام ی ل به خاكم بسپار و تا در عالم د ی گر غر ی ب نباشم ی ا كنار قبر پسر دا ی ى ام محمد رضا كمال ی دهقان ی ا كنار پسر خاله ام حم ی د ی ا پسر عمه ام بهروز، دوستانم. مادرم، پدرم و برادرانم! دوست داشتم روى ماه شما عز ی زان را بب ی نم و بم ی رم و خداوند متعال نخواست. اى خدا! از تو مى خواهم كه هر چه خطا از من سر زده و هر چه خلاف كرده ام به نام خودت ببخش. مى دانم جوان و نادان بودم ولى الان د ی گر نادان ن ی ستم .
+
پدرم، مادرم و برادرانم! اگر یك وقت عمرم به سر آمد و مردم مرا در کنار دوستان و فامیل به خاكم بسپار و تا در عالم د ی گر غریب نباشم یا كنار قبر پسر دایى ام محمد رضا كمالی دهقانی ا كنار پسر خاله ام حم ی د ی ا پسر عمه ام بهروز، دوستانم. مادرم، پدرم و برادرانم! دوست داشتم روى ماه شما عز ی زان را ببینم و بمیرم و خداوند متعال نخواست. اى خدا! از تو مى خواهم كه هر چه خطا از من سر زده و هر چه خلاف كرده ام به نام خودت ببخش. مى دانم جوان و نادان بودم ولى الان دیگر نادان نیستم .
  
مادر، پدرم و برادرانم! اگر مردم به دوستانم بگو یی د كه كنار حجله‌ مرا خالى نگذارند. به پسر خاله ام منصور! فام ی ل، على و دوستان را جمع كن و در خانه برا ی م عزادارى كن ی د و س ی نه بزن ی د و ناله خودتان را به گوشم برسان ی د تا بب ی نم دوستان من چه كسى است. پدرم و مادرم! اگ ر مردم دو تا كبوتر به خانه ب ی اور ی د و محض رضاى خدا و به ی اد من نگهدارى كن ی د، چون كه خودم خ ی لى عاشق كبوتر بودم .
+
مادر، پدرم و برادرانم! اگر مردم به دوستانم بگو یی د كه كنار حجله‌ مرا خالى نگذارند. به پسر خاله ام منصور! فام ی ل، على و دوستان را جمع كن و در خانه برا ی م عزادارى كن ی د و س ی نه بزن ی د و ناله خودتان را به گوشم برسان ی د تا بب ی نم دوستان من چه كسى است. پدرم و مادرم! اگر مردم دو تا كبوتر به خانه بیاورید و محض رضاى خدا و به ی اد من نگهدارى كنید، چون كه خودم خیلى عاشق كبوتر بودم .
  
مادرم، برادرانم و پدرم! زمان ی كه خواستم بم ی رم اول مادرم، پدرم و برادرانم را صدا مى زنم، چون كه ش ی ر حلالم داده بود ی د و ما را به ب ی ست‌ سالگى رسانده بود ی د . مادرم، پدرم و برادرانم! شما با ی د افتخار كن ی د كه براى د ی ن و م ی هن به عالم د ی گر پا گذاشته ام. مادرم، برادر انم و پدرم! دوست دارم وقت ی كه جنازه مرا به خانه مى آورند گر ی ه نكن ی د و تازه با ی د برادرنم انتقامم را از دشمنانم بگ ی رند .
+
مادرم، برادرانم و پدرم! زمان ی كه خواستم بم ی رم اول مادرم، پدرم و برادرانم را صدا مى زنم، چون كه شیر حلالم داده بود ی د و ما را به بیست‌ سالگى رسانده بودید . مادرم، پدرم و برادرانم! شما باید افتخار كن ی د كه براى دین و م ی هن به عالم دیگر پا گذاشته ام. مادرم، برادر انم و پدرم! دوست دارم وقتی كه جنازه مرا به خانه مى آورند گریه نكنید و تازه باید برادرنم انتقامم را از دشمنانم بگ ی رند .
  
 
مادرم ! سنگر به سنگر پاسدارى مى كنم
 
مادرم ! سنگر به سنگر پاسدارى مى كنم
  
من براى خاك م ی هن جان فشانى‌ مى كنم
+
من براى خاك میهن جان فشانى‌ مى كنم
  
شب به شب ساعت به ساعت بى خوابى‌ كش ی دم
+
شب به شب ساعت به ساعت بى خوابى‌ كشیدم
  
تو را در عالم رو ی ا د ی دم
+
تو را در عالم رویا دیدم
  
 
مادرم هرگز فراموشم نكن
 
مادرم هرگز فراموشم نكن
سطر ۵۱: سطر ۵۱:
 
بدان شمع وجودم گشته‌ خاموش
 
بدان شمع وجودم گشته‌ خاموش
  
تو خاموش ن ی ستى من‌ خاموشم
+
تو خاموش نیستى من‌ خاموشم
  
كه شب ها صداى خش و خش آ ی د بگوشم
+
كه شب ها صداى خش و خش آید بگوشم
  
 
تو تار ی كى و تو ظلمت، تو فكر ما عقده ام
 
تو تار ی كى و تو ظلمت، تو فكر ما عقده ام
سطر ۶۱: سطر ۶۱:
 
جور شود من ب ی تابى مى‌كنم   
 
جور شود من ب ی تابى مى‌كنم   
  
مادرم نمى دانى مثل ی ت ی م هستم
+
مادرم نمى دانى مثل یتیم هستم
  
 
دور از پدر و مادر جدا بشوم
 
دور از پدر و مادر جدا بشوم
سطر ۶۷: سطر ۶۷:
 
خدا خراب كند خانه آن كسى را
 
خدا خراب كند خانه آن كسى را
  
كه فردا ما را غر ی ب، اس ی ر و آواره كرد
+
كه فردا ما را غریب، اسیر و آواره كرد
  
  

نسخهٔ ‏۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۴

شه ی د عل ی اصغر کمال ی دهقان

تار ی خ تولد :1346/01/01

تار ی خ شهادت : 1365/07/23

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :البرز - کرج - امامزاده محمد


زندگی نامه: شهید علی اصغر كمالی دهقان فرزند شعبان به تاریخ 1346/01/01 در حصارك كرج در خانواده‌ای متوسط دیده به جهان گشود. وی پس از سپری كردن دوران كودك ی در كانون گرم خانواده، در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و تا كلاس اول راهنمایی درس خواند و پس از آن ترك تحصیل كرده و نزد پ درش به كار و پیشه پرداخت. با فرا رسیدن زمان خدمت سربازی جهت گذراندن آن، پس از فراگیری فنون نظامی به جبهه‌ها ی حق علیه باطل شتافت و 7 ماه را در منطقه سپری كرد كه در تاریخ 1365/07/23 بر اثر اصابت تیر در منطقه عملیاتی سر پل ذهاب به شهادت رسید .


وصیت نامه:

به نام خدا

مادرم، پدرم و برادرانم! سلام. وصیتى كه با شما مى كنم ا ینیك وظیفه شرعى است كه باید هر مسلمان قبل از مرگش وصیت كند و من هم خواستم وظیفه خودم را انجام داده باشم و بدهم .

خوب مادرم، پدرم و برادرانم‌! دوست دارم كه شما مادرم با پدر ز ی نب وار و حس ی ن وار باش ی د كه فرزند خود را فداى راه خدا كرد. دوست دارم كه شما هم همان طور باش ی د . پدرم، مادرم و برادرانم! مى دانم براى من چه زجرها و چه سخت ی هاى كشیده اید ! دردت‌ را احساس مى كنم، دیگر فكر فرزندت نباش. من باید انتقام خون تمام شهدا را بگیرم . همان طور که على اكبروار آمدم با ی د انتقام خون این عزیزانى را كه مى كشند و سر مى برند، انتقام خون محمد، حمید و بهروز را .

مگر من چه چیزى از آن كمترم و مگر خون من از خون آنها رنگینتر است. مادرم! حالا مى خواهم با تو درد و دلم را بگو ی م، مادرم! ش ی رت را حلالم كن و هر اشتباهی از من سر زده، ببخش. مادرجان! مى دانم تو مرا تا به اینجا رساندى چه مصیبت‌ها و چه زجرها كشیدى . همچنین با شما هستم پدرم! اگر در مقابل تو ایستاده ایم و یك وقت چیزى به شما گفته ام و توهین كرده ام، مرا ببخش .

برادرانم ! اگر شما را زده ام و ناراحتتان كرده ام، شما هم از تقص ی رات من بگذار ی د . مادرم! مى دانم كه شما مى خواستید دامادی مرا ببینید و نقل و سكه روی سرم بریزید، اگر مردم روى تابوت من نقل و سكه را بریزید، فكر كن انگار براى فرزند عزیزت عروسى گرفته اى. به دشمنانم ب فهمان و با صداى‌ بلند داد بزن و صدایت را به گوش آسمان برسان .

پدرم، مادرم و برادرانم! اگر یك وقت عمرم به سر آمد و مردم مرا در کنار دوستان و فامیل به خاكم بسپار و تا در عالم د ی گر غریب نباشم یا كنار قبر پسر دایى ام محمد رضا كمالی دهقانی ا كنار پسر خاله ام حم ی د ی ا پسر عمه ام بهروز، دوستانم. مادرم، پدرم و برادرانم! دوست داشتم روى ماه شما عز ی زان را ببینم و بمیرم و خداوند متعال نخواست. اى خدا! از تو مى خواهم كه هر چه خطا از من سر زده و هر چه خلاف كرده ام به نام خودت ببخش. مى دانم جوان و نادان بودم ولى الان دیگر نادان نیستم .

مادر، پدرم و برادرانم! اگر مردم به دوستانم بگو یی د كه كنار حجله‌ مرا خالى نگذارند. به پسر خاله ام منصور! فام ی ل، على و دوستان را جمع كن و در خانه برا ی م عزادارى كن ی د و س ی نه بزن ی د و ناله خودتان را به گوشم برسان ی د تا بب ی نم دوستان من چه كسى است. پدرم و مادرم! اگر مردم دو تا كبوتر به خانه بیاورید و محض رضاى خدا و به ی اد من نگهدارى كنید، چون كه خودم خیلى عاشق كبوتر بودم .

مادرم، برادرانم و پدرم! زمان ی كه خواستم بم ی رم اول مادرم، پدرم و برادرانم را صدا مى زنم، چون كه شیر حلالم داده بود ی د و ما را به بیست‌ سالگى رسانده بودید . مادرم، پدرم و برادرانم! شما باید افتخار كن ی د كه براى دین و م ی هن به عالم دیگر پا گذاشته ام. مادرم، برادر انم و پدرم! دوست دارم وقتی كه جنازه مرا به خانه مى آورند گریه نكنید و تازه باید برادرنم انتقامم را از دشمنانم بگ ی رند .

مادرم ! سنگر به سنگر پاسدارى مى كنم

من براى خاك میهن جان فشانى‌ مى كنم

شب به شب ساعت به ساعت بى خوابى‌ كشیدم

تو را در عالم رویا دیدم

مادرم هرگز فراموشم نكن

تو مرا با آب خاموشم نكن

فراموشم نكن هركز فراموشت نخواهد كرد

تو در من‌ آتشى هستى كه خاموشت نخواهم كرد

اگر د ی دى تو را كردم فراموش

بدان شمع وجودم گشته‌ خاموش

تو خاموش نیستى من‌ خاموشم

كه شب ها صداى خش و خش آید بگوشم

تو تار ی كى و تو ظلمت، تو فكر ما عقده ام

مادرم فكر مى‌كنم ساعت شمارى مى‌كنم

جور شود من ب ی تابى مى‌كنم

مادرم نمى دانى مثل یتیم هستم

دور از پدر و مادر جدا بشوم

خدا خراب كند خانه آن كسى را

كه فردا ما را غریب، اسیر و آواره كرد


منبع:سایت شهدای ارتش

http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41093