شهید جهانبخش ابیوردی: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari9706 (بحث | مشارکتها) |
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
||
| سطر ۲۷: | سطر ۲۷: | ||
[[شهادت]] را خاص دوستان خدا می دانست و [[جهاد]] در راه خدا را یک وظیفه شرعی و [[شهادت]] را آرزوی خود می دانست. | [[شهادت]] را خاص دوستان خدا می دانست و [[جهاد]] در راه خدا را یک وظیفه شرعی و [[شهادت]] را آرزوی خود می دانست. | ||
| − | <ref>[http | + | <ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=32 سایت شهدای استان فارس]</ref> |
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۹
نام و نام خانوادگی : جهانبخش ابیوردی
تاریخ تولد : ۱۳۳۸
نام پدر :
محل تولد :داریون
تاریخ شهادت :۲۶/۸/۶٫
عملیات :
محل شهادت : جبهه ملکشاهی
محل دفن : [[روستای بست خیر آباد]
rId4
زندگی نامه
شهید ابیوردی در ۲ سالگی که هنوز نیازمند مهر و محبت مادر بود در عزای از دست دادنش سوگوار شده و با نام مادرش زندگی را در کنار خواهر یک ساله اش تحت سرپرستی پدر و مادر بزرگش ادامه داد. در سن ۶ سالگی در روستای مزرعه نشین بست خیرآباد به مدرسه رفت و موفق شد مقطع ابتدایی را با نمرات عالی طی کند و جهت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر ابتدا به داریون وسپس به شیراز رفت . با تشکیل بسیج سپاه در شیراز به مدت ۵ ماه با برادران بسیجی همکاری کرد تا اینکه جهت انجام خدمت سربازی در اواخر سال ۵۹ دفترچه گرفت و با پیوستن به برادران ارتشی خود و گذراندن دوره آموزشی به جبهه ملکشاهی رفت که در هنگام خدمتش در آنجا با نوشتن نامه به خواهر و پدرش ، آنها را آماده پذیرش شهادتش کرد. تا اینکه در تاریخ ۲۶/۸/۶۰ پس از ۹ ماه خدمت در جبهه ملکشاه ی در اثر حمله شدیدی که به دشمن می کند و پس از به هلاکت رساندن تعدادی از نیروهای بعثی بر اثر اصابت ترکش خمپاره پای راست خود را از دست می دهد و بلافاصله به بیمارستان امام خمینی ایلام منتقل می شود که بر اثر جراحات شدید به درجه رفیع شهادت نائل می گردد. جهانبخش اخلاقی متواضع و فروتنانه داشت. چون از کودکی طعم فقر را چشیده بود یار و غمخوار مستضعفین و فقیران بود. پدرش را در کارها یاری می داد. همیشه به یاد الله بود و خدا را هیچگاه فراموش نمی کرد. در پیروزی انقلاب و نشر اعلامیه های امام فعالیت چشمگیری داشت و در مساجد داریون بر علیه رژیم پهلوی اطلاعیه پخش می کرد. شهادت را خاص دوستان خدا می دانست و جهاد در راه خدا را یک وظیفه شرعی و شهادت را آرزوی خود می دانست.