*راوی برادر شهید
در اردیبهشت سال 6513 در حالیکه ظهر از مدرسه به خانه برمیگشتم، تعدادی از بچههای محل به پیشوازم آمدند و خبر شهادت ایشان را به من اطلاع دادند، وقتی به خانه آمدم صحنه عجیبی دیدم همه در خانه ما جمع بودند و گریه میکردند و بر سر و سینه میزدند و تعدادی از برادران سپاه هم آمده بودند تا خبر شهادت را اطلاع دهند. به همراه عموهایم و داییهایم با ماشین به طرف خوسف حرکت کردیم و در ستاد ناحیه شهید چمران خوسف صحنهای دیدم که به کلی بیهوش شدم. بر روی پارچهای با خط درشت نوشته بود، عروج عارفانه شهید محمد بهمدی را به آقا امام زمان(عج) و خانوادهی محترمش تبریک و تسلیت عرض مینماییم. صبح روزه تشیع جنازه وقتی به چهره نورانیاش نگاه کردم، انگار لبخند میزد. از اینکه به آرزوی دیرینهاش یعنی مرگ سرخ و شهادت رسیده بود، خوشحال بود.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4734 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:0650379276.jpg
Image:1130455KAKA003-001.jpg
</gallery>
==پانویس==