شهيده فاطمه نيک: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۷: | سطر ۷: | ||
کشتی هايی که به جزيره می آمدند، گندم رايگان می آوردند. مردم می رفتند و می گرفتند؛ اما او هرگز نمی رفت. به پسرها هم اجازه نمی داد بروند. | کشتی هايی که به جزيره می آمدند، گندم رايگان می آوردند. مردم می رفتند و می گرفتند؛ اما او هرگز نمی رفت. به پسرها هم اجازه نمی داد بروند. | ||
| − | می گفت: "لقمه بايد از عرق کارگری باشد." | + | می گفت: "لقمه بايد از عرق کارگری باشد."<ref>به رنگ صبح</ref> |
| + | |||
| − | |||
| سطر ۱۸: | سطر ۱۸: | ||
شوهرش کم حوصله بود و خيلي زود از کوره در مي رفت اما او نمي گذاشت تند شود. زود سر و ته قضيه را جمع مي کرد و دوباره آرامش را به خانه برمي گرداند. | شوهرش کم حوصله بود و خيلي زود از کوره در مي رفت اما او نمي گذاشت تند شود. زود سر و ته قضيه را جمع مي کرد و دوباره آرامش را به خانه برمي گرداند. | ||
| − | فاطمه با همين رفتارش توانسته بود زندگي را مديريت کند. | + | فاطمه با همين رفتارش توانسته بود زندگي را مديريت کند.<ref>به رنگ صبح، ص۳۶</ref> |
| + | |||
| − | |||
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
<gallery> | <gallery> | ||
نسخهٔ ۹ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۱
محتویات
خاطرات
- لقمه حلال
به لقمه حلال خيلي دقت داشت. می گفت: "لقمه که حلال باشد، بچه خود به خود در راه خير قدم برمی دارد."
کشتی هايی که به جزيره می آمدند، گندم رايگان می آوردند. مردم می رفتند و می گرفتند؛ اما او هرگز نمی رفت. به پسرها هم اجازه نمی داد بروند.
می گفت: "لقمه بايد از عرق کارگری باشد."[۱]
- آرامش
هميشه با همسرش با متانت و سعه صدر برخورد مي کرد و همين باعث مي شد آرامش، هميشه مهمان خانه شان باشد.
شوهرش کم حوصله بود و خيلي زود از کوره در مي رفت اما او نمي گذاشت تند شود. زود سر و ته قضيه را جمع مي کرد و دوباره آرامش را به خانه برمي گرداند.
فاطمه با همين رفتارش توانسته بود زندگي را مديريت کند.[۲]