ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید ابراهیم سالاری

۳ بایت اضافه‌شده، ‏۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۴
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : راننده‌
==خاطرات:==
بعد از شهادت آن بزرگوار من یک شب خواب دیدم که در باغی شبیه کوشک سلامی در حال قدم زدن هستم. در این حال شهید سالاری، شهید محمودی و شهید شجاع به طرف من آمدند. شهید سالاری یک پلاستیک میوه از جمله سیب و پرتغال به من داد و گفت: که این میوه ها را به خانه ببر. صبح که از خواب بیدار شدم به سراغ یخچال رفتم مشاهده کردم که پلاستیک میوه ای که در خواب دیده بودم در یخچال قرار دارد.
ایشان سال 61 وارد جهاد سازندگی شدند و در شغل رانندگی کمپرسی مایلر ده چرخ مشغول به کار شدند. بخاطر اینکه با اخلاق و با ایمان بودند مدت یک سال از طریق جهاد سازندگی برای ایشان یک دستگاه کمباین جاندیر در آمد و من هم به عنوان کمک با ایشان مشغول درو شدم. ایشان آنقدر به احکام و فرایض دینی پایبند بود که یک روز ظهر من مشغول درو بودم آمدند و کمباین را خاموش کردند و گفتند : اول نماز بخوانیم بعد درو کنیم که من هم چاره ای جز قبول این کار نداشتم. بعد از نماز دوباره کارمان را ادامه دادیم و از آن موقع به بعد من فهمیدم که هیچگاه از یاد خداوند غافل نباشم و در همه حال به یاد خدا باشم و شکر گزار نعمات الهی باشم.
۵۳۴
ویرایش