{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام : فرد = محمدرضا محل تولد داروزنی|تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[سبزوار]]نام خانوادگی : داورزنی تاریخ |شهادت : 1365 = [[۱۳۶۵/10۱۰/27۲۷]]نام پدر : اشرف مکان شهادت : |وفات = |مرگ = |محل دفن =|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = رزمنده|جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : = |تخصصها = |شغل : یگان خدمتی : = گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.|خانواده =نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده}}گلزار :
==خاطرات==
شهید محمد رضا داورزنی فرمانده گروهان بودند از زمان خیبر در گردان بودند و در عملیات کربلای 5 ایشان عجیب زحمت می کشیدند . بیشترین روحیه ای که بچه ها می گرفتند از بودن ایشان در کنارشان بود ما در عملیات کربلای 5 کنار نهر خیّن که حرمت می کردیم جاجی به او بیسم می زندکه حرکت کرده برو و پاسگاه را بگیر . زمانی که حرکت کردیم برای بچه ها مشخص بود که یا پاسگاه گرفته می شود یا ایشان به شهادت می رسد . درگیری شدیدی بود وقتیکه رسیدیم دیدیم که ایشان شهید شده است . به چشم راستش تیر خورده بود .برادر ایشان هم در عملیات کربلای یک شهید شده بود یک چیز جالبی که این دو برادر با هم داشتند این بود که برادرش در عملیات کربلای 1 یک تیر کالیبر به چشم راستش خورده بود و پای چپش قطع شده بود . ایشان هم تیر کالیبر به چشم راستش خورده بود و دستش قطع شده بود . در عملیات کربلای یک هم ایشان مجروح سختی شده بود . وقتیکه به او گفتیم : برادرت شهید شده است گفت : او گوی سبقت را از ما ربود و رفت و راحت شد ولی من تجدید شدم.