متن کامل خاطره
با تشکیل سپاه پاسداران حسن شغلش را رها کرد و در سپاه ثبت نام کرد. یادم است قبل از اینکه وارد سپاه شود، روزی در منزل دور هم جمع بودیم. ایشان خطاب به من گفت: فاطمه جان؛ اسمم را نوشتم تا انشاءالله پاسدار بیت امام (ره) شوم. برایش دعا کردم و گفتم: انشاء الله هر چه زودتر کارهایت درست شود. سپس حسن گفت: " نه خواهرجان؛ اولین نفری را هم که ببرم برای زیارت امام (ره) شما هستید، فقط دعا کن کارهایم درست شود." 1- قداست لباس سپاه 2- اعتقاد به ولایت و عشق به امام 3- کار و شغلمنبع سایت:<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6111سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />