شهید علی اکبر اصلانی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
==زندگینامه :== | ==زندگینامه :== | ||
بسمه تعالی | بسمه تعالی | ||
| − | [[شهید]] [[علی اكبر اصلانی]] فرزند رمضان اصلانی و جانی ابراهیمی نیا در تاریخ 1347/02/13 در دامان خانواده ای [[مذهبی]] و مستضعف در روستای پیچك محله ار توابع [[علی آباد كتول]] دیده به جهان گشود. او در خانواده ای متولد شد كه فاقد درآمد كافی و مال و اموال دنیایی بود به همین جهت نتوانستند به مدرسه بروند و از همان كودكی جوهره كار را در وجود خویش پرورش داده بود كه كمك حالی برای خانواده خود باشد و از راه حلال و كارگری برای مردم مخارج خانواده خویش را فراهم می نمود. شهید در اوایل انقلاب با ایجاد نهضت سوادآموزی توانست در كلاس درس حاضر شود و سواد خواندن و نوشتن را فرا گیرد. از خصوصیات اخلاقی ایشان این بود كه در خانواده و در جمع دوستان انسان پاك و وارسته ای بود. دائما باحضور در بین دوستان و شوخ طبعی و بذله گویی آنها را سرگرم می كرد. او بسیار مهربان و خوش اخلاق بود و نسبت به اصول مذهبی ودینی، نماز،روزه و حجاب بسیار پایبند بود و از آنجایی كه ایشان یك خواهر بیشتر نداشتند خیلی نسبت به خواهر خویش اظهار ارادت و مهربانی می نمود و همیشه ایشان را به حفظ حجاب و برپایی نماز و روزه سفارش می كرد. او نسبت به پدر و مادر خود خیلی مهربان بود و همیشه احترام آنها را نگه می داشت. در دوران جنگ در [[تظاهرات]] و نماز جمعه شركت داشت ودر مساجد و دستجات [[مذهبی]] و برگزاری مراسمات حضور فعال داشت. ایشان در سن 18 سالگی برای [[خدمت مقدس سربازی]] اقدام كردند. دوره آموزشی را در دواب گذراند بعد از دوره آموزشی در تاریخ 1366/09/18 از طریق [[لشگر 92 زرهی اهواز]] - [[گروهان دوم]] تقسیم شدند وایشان در منطقه [[كوشك]] خدمت كردند. قبل از اینكه به [[كوشك]] بروند ماشین آنها در راه تصادف كرد و همین امر سبب شد در [[بیمارستان]] [[اهواز]] بستری شود و سپس به مدت 12 روز در منزل استراحت داشت و بعدعازم [[جبهه]] شد. در [[جبهه]] [[همسنگر]] ان و [[فرماندهان]] از [[شهید]] بسیار راضی بودند و همیشه از او به عنوان فردی مومن و مذهبی یاد می كردند. تا اینكه در تاریخ 1367/04/04 به آرزوی دیرینه اش یعنی [[شهادت]] رسید و مانند كبوتری كه از قفس رها شده باشد به سوی ابدیت شتافت. و برای همیشه دوستان و خانواده اش را تنها گذاشت. پیكرایشان بعد از تشییع باشكوه در علی آباد و همانطور كه خود ایشان قبل از [[شهادت]] پیش بینی كرده بودند در [[گلزار شهدا]] ی امامزاده الازمن علی آباد كتول به خاك سپرده شد. | + | [[شهید]] [[علی اكبر اصلانی]] فرزند رمضان اصلانی و جانی ابراهیمی نیا در تاریخ 1347/02/13 در دامان خانواده ای [[مذهبی]] و مستضعف در روستای پیچك محله ار توابع [[علی آباد كتول]] دیده به جهان گشود. او در خانواده ای متولد شد كه فاقد درآمد كافی و مال و اموال دنیایی بود به همین جهت نتوانستند به مدرسه بروند و از همان كودكی جوهره كار را در وجود خویش پرورش داده بود كه كمك حالی برای خانواده خود باشد و از راه حلال و كارگری برای مردم مخارج خانواده خویش را فراهم می نمود. شهید در اوایل انقلاب با ایجاد نهضت سوادآموزی توانست در كلاس درس حاضر شود و سواد خواندن و نوشتن را فرا گیرد. از خصوصیات اخلاقی ایشان این بود كه در خانواده و در جمع دوستان انسان پاك و وارسته ای بود. دائما باحضور در بین دوستان و شوخ طبعی و بذله گویی آنها را سرگرم می كرد. او بسیار مهربان و خوش اخلاق بود و نسبت به اصول مذهبی ودینی، نماز،روزه و حجاب بسیار پایبند بود و از آنجایی كه ایشان یك خواهر بیشتر نداشتند خیلی نسبت به خواهر خویش اظهار ارادت و مهربانی می نمود و همیشه ایشان را به حفظ حجاب و برپایی نماز و روزه سفارش می كرد. او نسبت به پدر و مادر خود خیلی مهربان بود و همیشه احترام آنها را نگه می داشت. در دوران جنگ در [[تظاهرات]] و نماز جمعه شركت داشت ودر مساجد و دستجات [[مذهبی]] و برگزاری مراسمات حضور فعال داشت. ایشان در سن 18 سالگی برای [[خدمت مقدس سربازی]] اقدام كردند. دوره آموزشی را در دواب گذراند بعد از دوره آموزشی در تاریخ 1366/09/18 از طریق [[لشگر 92 زرهی اهواز]] - [[گروهان دوم]] تقسیم شدند وایشان در منطقه [[كوشك]] خدمت كردند. قبل از اینكه به [[كوشك]] بروند ماشین آنها در راه تصادف كرد و همین امر سبب شد در [[بیمارستان]] [[اهواز]] بستری شود و سپس به مدت 12 روز در منزل استراحت داشت و بعدعازم [[جبهه]] شد. در [[جبهه]] [[همسنگر]] ان و [[فرماندهان]] از [[شهید]] بسیار راضی بودند و همیشه از او به عنوان فردی مومن و مذهبی یاد می كردند. تا اینكه در تاریخ 1367/04/04 به آرزوی دیرینه اش یعنی [[شهادت]] رسید و مانند كبوتری كه از قفس رها شده باشد به سوی ابدیت شتافت. و برای همیشه دوستان و خانواده اش را تنها گذاشت. پیكرایشان بعد از تشییع باشكوه در علی آباد و همانطور كه خود ایشان قبل از [[شهادت]] پیش بینی كرده بودند در [[گلزار شهدا]] ی امامزاده الازمن علی آباد كتول به خاك سپرده شد.<ref>سایت شهدای ارتش</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | |||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۵
شهید علی اکبر اصلانی تاریخ تولد :1347/02/13�تاریخ شهادت : 1367/04/04
زندگینامه :
بسمه تعالی شهید علی اكبر اصلانی فرزند رمضان اصلانی و جانی ابراهیمی نیا در تاریخ 1347/02/13 در دامان خانواده ای مذهبی و مستضعف در روستای پیچك محله ار توابع علی آباد كتول دیده به جهان گشود. او در خانواده ای متولد شد كه فاقد درآمد كافی و مال و اموال دنیایی بود به همین جهت نتوانستند به مدرسه بروند و از همان كودكی جوهره كار را در وجود خویش پرورش داده بود كه كمك حالی برای خانواده خود باشد و از راه حلال و كارگری برای مردم مخارج خانواده خویش را فراهم می نمود. شهید در اوایل انقلاب با ایجاد نهضت سوادآموزی توانست در كلاس درس حاضر شود و سواد خواندن و نوشتن را فرا گیرد. از خصوصیات اخلاقی ایشان این بود كه در خانواده و در جمع دوستان انسان پاك و وارسته ای بود. دائما باحضور در بین دوستان و شوخ طبعی و بذله گویی آنها را سرگرم می كرد. او بسیار مهربان و خوش اخلاق بود و نسبت به اصول مذهبی ودینی، نماز،روزه و حجاب بسیار پایبند بود و از آنجایی كه ایشان یك خواهر بیشتر نداشتند خیلی نسبت به خواهر خویش اظهار ارادت و مهربانی می نمود و همیشه ایشان را به حفظ حجاب و برپایی نماز و روزه سفارش می كرد. او نسبت به پدر و مادر خود خیلی مهربان بود و همیشه احترام آنها را نگه می داشت. در دوران جنگ در تظاهرات و نماز جمعه شركت داشت ودر مساجد و دستجات مذهبی و برگزاری مراسمات حضور فعال داشت. ایشان در سن 18 سالگی برای خدمت مقدس سربازی اقدام كردند. دوره آموزشی را در دواب گذراند بعد از دوره آموزشی در تاریخ 1366/09/18 از طریق لشگر 92 زرهی اهواز - گروهان دوم تقسیم شدند وایشان در منطقه كوشك خدمت كردند. قبل از اینكه به كوشك بروند ماشین آنها در راه تصادف كرد و همین امر سبب شد در بیمارستان اهواز بستری شود و سپس به مدت 12 روز در منزل استراحت داشت و بعدعازم جبهه شد. در جبهه همسنگر ان و فرماندهان از شهید بسیار راضی بودند و همیشه از او به عنوان فردی مومن و مذهبی یاد می كردند. تا اینكه در تاریخ 1367/04/04 به آرزوی دیرینه اش یعنی شهادت رسید و مانند كبوتری كه از قفس رها شده باشد به سوی ابدیت شتافت. و برای همیشه دوستان و خانواده اش را تنها گذاشت. پیكرایشان بعد از تشییع باشكوه در علی آباد و همانطور كه خود ایشان قبل از شهادت پیش بینی كرده بودند در گلزار شهدا ی امامزاده الازمن علی آباد كتول به خاك سپرده شد.[۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش