شهید اسماعیل فانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۳۶: سطر ۳۶:
  
  
محمد اسماعیل 16 ساله با اطلاعاتی که از همرزم و همسنگرش آقای عسگری بدست آوردیم با شش نفر تیرانداز همرزم در خط جبهه در شمال فکه در داخل یکی از کانالهایی که صدامیان ملعون علیه قوای اسلام حفر کرده بودند مدت شش روز مقاومت کردند که در طول این شش روز سه نفر از همسنگران به درجه رفیع شهادت نائل گردیده و یک نفر مجروح شد تا اینکه روز ششم ناگاه گلوله ای از طرف عراقی ها به صورت محمد اسماعیل اصابت کرد و مقداری از گونه صورتش مجروح گردید . آقای عسگری گفت من چفیه به صورتش بستم و او را داخل کانال می بردم مقداری که باهم رفتیم محمد اسماعیل به من گفت من نسبتا حالم خوب است شما برگردید تا سنگرها خالی از نیرو نباشد من برگشتم بعد از نیم ساعت به من اطلاع دادند که عقب برگردید من از همان طریق که نیم ساعت قبل با محمد اسماعیل به طرف پشت خط می رفتیم برگشتم ولی او را ندیدم گفتم حتماً خودش را به پشت خط رسانده است اما بعد معلوم شد پشت خط نیامده است خدا می داند چه شد و چه بر سرش آمد تاکنون از سرنوشت او اطلاعی بما نرسیده است به تعبیر حکیمانه حضرت امام این هم یکی از الطاف خفیه الهی است که صبر کنم تا خدا چه بخواهد.
+
محمد اسماعیل 16 ساله با اطلاعاتی که از همرزم و همسنگرش آقای عسگری بدست آوردیم با شش نفر تیرانداز همرزم در خط جبهه در شمال [[فکه]] در داخل یکی از کانالهایی که صدامیان ملعون علیه قوای اسلام حفر کرده بودند مدت شش روز مقاومت کردند که در طول این شش روز سه نفر از همسنگران به درجه رفیع [[شهادت]] نائل گردیده و یک نفر مجروح شد تا اینکه روز ششم ناگاه گلوله ای از طرف عراقی ها به صورت محمد اسماعیل اصابت کرد و مقداری از گونه صورتش مجروح گردید . آقای عسگری گفت من چفیه به صورتش بستم و او را داخل کانال می بردم مقداری که باهم رفتیم محمد اسماعیل به من گفت من نسبتا حالم خوب است شما برگردید تا سنگرها خالی از نیرو نباشد من برگشتم بعد از نیم ساعت به من اطلاع دادند که عقب برگردید من از همان طریق که نیم ساعت قبل با محمد اسماعیل به طرف پشت خط می رفتیم برگشتم ولی او را ندیدم گفتم حتماً خودش را به پشت خط رسانده است اما بعد معلوم شد پشت خط نیامده است خدا می داند چه شد و چه بر سرش آمد تاکنون از سرنوشت او اطلاعی بما نرسیده است به تعبیر حکیمانه حضرت امام این هم یکی از الطاف خفیه الهی است که صبر کنم تا خدا چه بخواهد.
 
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2015696 یاران رضا]</ref>
 
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2015696 یاران رضا]</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references/>
 
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۴

کد شهید : 6122146

نام : اسماعیل‌

نام خانوادگی : فانی‌

نام پدر : علی‌اصغر

تاریخ تولد :

محل تولد : بجنورد

تاریخ شهادت :1361/09/09

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار :

خاطرات

خاطرات نحوه مجروحیت

موضوع خاطرات نحوه مجروحيت

راوی عصمت کرد

متن کامل خاطره


محمد اسماعیل 16 ساله با اطلاعاتی که از همرزم و همسنگرش آقای عسگری بدست آوردیم با شش نفر تیرانداز همرزم در خط جبهه در شمال فکه در داخل یکی از کانالهایی که صدامیان ملعون علیه قوای اسلام حفر کرده بودند مدت شش روز مقاومت کردند که در طول این شش روز سه نفر از همسنگران به درجه رفیع شهادت نائل گردیده و یک نفر مجروح شد تا اینکه روز ششم ناگاه گلوله ای از طرف عراقی ها به صورت محمد اسماعیل اصابت کرد و مقداری از گونه صورتش مجروح گردید . آقای عسگری گفت من چفیه به صورتش بستم و او را داخل کانال می بردم مقداری که باهم رفتیم محمد اسماعیل به من گفت من نسبتا حالم خوب است شما برگردید تا سنگرها خالی از نیرو نباشد من برگشتم بعد از نیم ساعت به من اطلاع دادند که عقب برگردید من از همان طریق که نیم ساعت قبل با محمد اسماعیل به طرف پشت خط می رفتیم برگشتم ولی او را ندیدم گفتم حتماً خودش را به پشت خط رسانده است اما بعد معلوم شد پشت خط نیامده است خدا می داند چه شد و چه بر سرش آمد تاکنون از سرنوشت او اطلاعی بما نرسیده است به تعبیر حکیمانه حضرت امام این هم یکی از الطاف خفیه الهی است که صبر کنم تا خدا چه بخواهد. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا