ویرایش‌ها

شهید محمد علی پلیان

۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۱۴
در شب عروسیم اقوام وآشنایان ضبط را روشن کردند وداخل آن یک نوار مبتذل گذاشته بودند وقتی برادرم متوجه شد خیلی ناراحت شد و گفت : چرا این ضبط را روشن کرده اید . درست است که مجلس عروسی است ولی چرا نوار مبتذل گذاشته اید.
در زمانیکه خواهر بزرگم درعقد بود یکروز در خانه نشسته بودیم و در حال صحبت و خندیدن بودیم چون شوهر خواهرم داخل صحن وخانواده بود به همین دلیل من چادر پوشیده بودم اما متوجه خندیدن خودم نبودم . بعد برادرم مرا صدا زد و گفت اگر یک دفعه دیگر ببینم که شما جلوی یک نامحرم نشسته ای و می خندی چنان تو گوشت می زنم که از جایت بلند نشوی .
یکسری من و پسرم و یکی از خواهر هایش را برداشتم و جهت دیدن خواهرم به تهران رفتیم از تهران به اتفاق خواهرم به اصفهان رفتیم . در آنجا می خواستم یک عکس به عنوان یادگاری بگیرم. زمانیکه عکاس می خواست عکس بگیرد محمد علی چادر ما را کشید ومی گفت : بیائید برویم نمی خواهد عکس بگیریم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4846 سایت یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
==پانویس==منبع سایت یاران رضاhttp: <references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4846>
۲٬۱۷۷
ویرایش