شهید محمدولی محمدی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۳۷: سطر ۳۷:
  
 
نام پدر : غلامرضا
 
نام پدر : غلامرضا
 
تاریخ تولد :
 
  
 
محل تولد : بجنورد
 
محل تولد : بجنورد
سطر ۴۴: سطر ۴۲:
 
تاریخ شهادت : 1367/05/05
 
تاریخ شهادت : 1367/05/05
  
مکان شهادت :
+
تحصیلات : نامشخص  
 
+
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
+
 
+
شغل : یگان خدمتی :
+
  
 
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
 
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
  
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
+
نوع عضویت : سایر شهدا  
 +
 
 +
مسئولیت : رزمنده‌
  
گلزار :
 
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
  
موضوع : عهد و نذر
+
عهد و نذر
  
برادرم محمد ولی کمی مریض احوال بود. یک روز دعا کرد که خدایا اگر من خوب شوم همه عمرم را به جبهه می روم و از امام و انقلاب و اسلام دفاع می کنم و دعایش قبول شد و او هم به قولش وفا کرد و حدود 2 سال در جبهه بود و عاقبت هم به آرزویش رسید.
+
*برادرم محمد ولی کمی مریض احوال بود. یک روز دعا کرد که خدایا اگر من خوب شوم همه عمرم را به جبهه می روم و از امام و انقلاب و اسلام دفاع می کنم و دعایش قبول شد و او هم به قولش وفا کرد و حدود 2 سال در جبهه بود و عاقبت هم به آرزویش رسید.
  
موضوع : عهد و نذر
 
  
ایشان در چند عملیات از جمله [[کربلاى 8 5 4]] [[بیت المقدس 2]]، [[کربلاى 10]] و [[مهران]] شرکت داشتند. [[شهید محمد ولى محمدى]] قرآن را نمى‏ توانست بخواند اما چون عشق به خداوند داشت، سوره مبارکه یاسین و واقعه را به زودى فرا گرفت. شبى نبود که بدون خواندن سوره مبارکه واقعه و یاسین خوابش ببرد و همیشه در نماز جمعه و جلسات مذهبى شرکت مى ‏نمود و در دل عشق و ایمان به خداوند داشت. در سن 16 سالگى بود که سر به سجده گذاشت و چنان گریست که سیل اشک از صورتش روان بود، تا آنجا که نماز شب مى‏ خواند چندین دفعه خود ایشان مى‏ گفت که [[شهادت]] نصیبش مى‏ شود. وقتى که داخل رود کارون مى‏ رفتیم از 12 شب تا نماز صبح به طول مى‏انجامید، ولى ایشان با عشق به خداوند صبور و شجاع ستوده بودند. یکى از غواصان دلیر و پر تلاش در عملیات [[کربلاى 4 و 5]] بود که از این عملیات مجروح شدند و با این وضع از رفتن به جبهه منصرف نشد.
+
 
 +
*ایشان در چند عملیات از جمله [[کربلاى 8 5 4]] [[بیت المقدس 2]]، [[کربلاى 10]] و [[مهران]] شرکت داشتند. [[شهید محمد ولى محمدى]] قرآن را نمى‏ توانست بخواند اما چون عشق به خداوند داشت، سوره مبارکه یاسین و واقعه را به زودى فرا گرفت. شبى نبود که بدون خواندن سوره مبارکه واقعه و یاسین خوابش ببرد و همیشه در نماز جمعه و جلسات مذهبى شرکت مى ‏نمود و در دل عشق و ایمان به خداوند داشت. در سن 16 سالگى بود که سر به سجده گذاشت و چنان گریست که سیل اشک از صورتش روان بود، تا آنجا که نماز شب مى‏ خواند چندین دفعه خود ایشان مى‏ گفت که [[شهادت]] نصیبش مى‏ شود. وقتى که داخل رود کارون مى‏ رفتیم از 12 شب تا نماز صبح به طول مى‏انجامید، ولى ایشان با عشق به خداوند صبور و شجاع ستوده بودند. یکى از غواصان دلیر و پر تلاش در عملیات [[کربلاى 4 و 5]] بود که از این عملیات مجروح شدند و با این وضع از رفتن به جبهه منصرف نشد.
 
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18718 سایت یاران رضا]</ref>
 
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18718 سایت یاران رضا]</ref>
 +
 +
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ ‏۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۲

محمدولی‌محمدی‌
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد بجنورد
شهادت 1367/05/05
سمت‌ها رزمنده‌
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدر:غلامرضا


کد شهید : 6717733

نام : محمدولی‌

نام خانوادگی : محمدی‌

نام پدر : غلامرضا

محل تولد : بجنورد

تاریخ شهادت : 1367/05/05

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌


خاطرات

عهد و نذر

  • برادرم محمد ولی کمی مریض احوال بود. یک روز دعا کرد که خدایا اگر من خوب شوم همه عمرم را به جبهه می روم و از امام و انقلاب و اسلام دفاع می کنم و دعایش قبول شد و او هم به قولش وفا کرد و حدود 2 سال در جبهه بود و عاقبت هم به آرزویش رسید.


  • ایشان در چند عملیات از جمله کربلاى 8 5 4 بیت المقدس 2، کربلاى 10 و مهران شرکت داشتند. شهید محمد ولى محمدى قرآن را نمى‏ توانست بخواند اما چون عشق به خداوند داشت، سوره مبارکه یاسین و واقعه را به زودى فرا گرفت. شبى نبود که بدون خواندن سوره مبارکه واقعه و یاسین خوابش ببرد و همیشه در نماز جمعه و جلسات مذهبى شرکت مى ‏نمود و در دل عشق و ایمان به خداوند داشت. در سن 16 سالگى بود که سر به سجده گذاشت و چنان گریست که سیل اشک از صورتش روان بود، تا آنجا که نماز شب مى‏ خواند چندین دفعه خود ایشان مى‏ گفت که شهادت نصیبش مى‏ شود. وقتى که داخل رود کارون مى‏ رفتیم از 12 شب تا نماز صبح به طول مى‏انجامید، ولى ایشان با عشق به خداوند صبور و شجاع ستوده بودند. یکى از غواصان دلیر و پر تلاش در عملیات کربلاى 4 و 5 بود که از این عملیات مجروح شدند و با این وضع از رفتن به جبهه منصرف نشد.

[۱]


پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده