شهید سید خلیل مداح‌ ساداتیه‌: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
+
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
 +
|نام فرد                = سید خلیل مداح‌ ساداتیه‌
 +
|تصویر                  =18956.jpg
 +
|توضیح تصویر            =
 +
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 +
|شهرت                  =
 +
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 +
|تولد                  =[[نیشابور]]
 +
|شهادت                  = [[جاده‌مشهدنیشابور،1360/09/23]]
 +
|وفات                  =
 +
|مرگ                    =
 +
|محل دفن                =[[تهران بهشت زهرا]]
 +
|مفقود                  =
 +
|جانباز                =
 +
|اسارت                  =
 +
|نیرو                  =
 +
|یگانهای خدمت          = [[بسیجی]]
 +
|طول خدمت              =
 +
|درجه                  =
 +
|سمت‌ها                  =[[مخابرات‌وبی‌سیم‌]]
 +
|جنگ‌‌ها                  = [[جنگ ایران و عراق]]
 +
|نشان‌های لیاقت          =
 +
|عملیات‌              =
 +
|فعالیت‌ها              =
 +
|تحصیلات                =
 +
|تخصص‌ها                =
 +
|شغل                    =
 +
|خانواده                = نام پدر:سیدمحمد
 +
}}
 +
 
 +
 
 
کد شهید: 6012167 تاریخ تولد :
 
کد شهید: 6012167 تاریخ تولد :
 
نام : سیدخلیل‌ محل تولد : نیشابور
 
نام : سیدخلیل‌ محل تولد : نیشابور
سطر ۱۰: سطر ۴۰:
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌
 
گلزار : تهران بهشت زهرا
 
گلزار : تهران بهشت زهرا
وصیتنامه
+
==وصیتنامه==
 +
 
 +
خداوندا! از نعمتهايي که به من شرمنده عطا نموده اي، الها از شکر سپاس ان عاجزم. بارالها! در پيشگاهت خودم را شرمنده و سرافکنده مي بينم. يا رب مرا به اين وجه عاجزانه ام و به حرمت انبيا و امامان که جانشين خاتم رسولانت يعني [[پيغمبر اکرم محمدبن عبدالله (ص)]] مي باشند، ببخش. الها! همينگونه که مرا از نعمت دين اسلام و بهره مند از احکام ان تا حدي قرار داده اي و دو نعمت بزرگ ديگر يعني پدر و مادري با ايمان به من عنايت فرموده اي. خداوندا آنها را در پرتو الطافت از جميع بليات حفظ کن و از من راضي و خشنود قرار بده. يا رب! تو آگاهي که بنده شرمنده ات با آگاهي کامل و با کسب اجازه از پدر و مادرم براي دفاع از احکام اسلام و [[قرآن]] راهي [[جبهه]] هاي حق عليه باطل مي شوم، اميدوارم بتوانم وظيفه خود را در اين خدمت مقدس بر اساس رضا و خشنوديت به انجام برسانم. پروردگارا! تو آگاه که من بنده روسياهت، در اشتياق لقايت هستم. الها مر از اين نعمت بزرگ، بهره مند قرار بده و شربت [[شهادت]] در راهت را نصيب روزيم گردان.
 +
==خاطرات==
 +
 
 +
*موضوع مهارت فني
 +
 
 +
بهترین خاطرات من در زمان انقلاب بود که که برادرم با علاقه ای که به کارهای الکتریکی داشت دستگاههایی را به کمک دوستش اختراع کرده بود که در آن زمان روی موج [[عراق]] و بی بی سی نوارهای انقلابی پخش می کردند روزها روی همین موج با دوستش در تماس بودند و به وسیله رادیو با هم صحبت می کردند. شبهایی که من به بچه ها و همسرم به منزل پدرم می رفتیم، موقع برگشتن به خانه، برادرم رادیوی ماشین را روی موجی که خودش می دانست تنظیم کرد. در مسیری که از خانه پدرم تا منزل ما به مدت یک ربع بود از طریق رادیوی ماشین با وسیله ای که در خانه داشت با من و بچه ها صحبت می کرد. بعد از یک ربع به ما گفت. که حالا شما به خانه رسیده اید و با ما خداحافظی کرد. راوی فاطمه مداح ساداتیه
  
بسم الله الرحمن الرحيم خداوندا ! از نعمتهايي که به من شرمنده عطا نموده اي ، الها از شکر سپاس ان عاجزم . بارالها! در پيشگاهت خودم را شرمنده و سرافکنده مي بينم . يا رب مرا به اين وجه عاجزانه ام و به حرمت انبيا و امامان که جانشين خاتم رسولانت يعني پيغمبر اکرم محمدبن عبدالله (ص) مي باشند ، ببخش . الها ! همينگونه که مرا از نعمت دين اسلام و بهره مند از احکام ان تا حدي قرار داده اي و دو نعمت بزرگ ديگر يعني پدر و مادري با ايمان به من عنايت فرموده اي . خداوندا آنها را در پرتو الطافت از جميع بليات حفظ کن و از من راضي و خشنود قرار بده . يا رب ! تو آگاهي که بنده شرمنده ات با آگاهي کامل و با کسب اجازه از پدر ومادرم براي دفاع ازاحکام اسلام و [[قرآن]] راهي [[جبهه]] هاي حق عليه باطل مي شوم ، اميدوارم بتوانم وظيفه خود را در اين خدمت مقدس بر اساس رضا و خشنوديت به انجام برسانم . پروردگارا! تو آگاه که من بنده روسياهت ، در اشتياق لقايت هستم . الها مر از اين نعمت بزرگ ، بهره مند قرار بده و شربت [[شهادت]] در راهت را نصيب روزيم گردان . آمين ، آمين ، آمين يا رب العالمين
+
* موضوع اهميت به علم و حرمت علما
خاطرات
+
مهارت فنی
+
موضوع مهارت فني
+
راوی فاطمه مداح ساداتیه
+
متن کامل خاطره
+
  
بهترین خاطرات من در زمان انقلاب بود که که برادرم با علاقه ای که به کارهای الکتریکی داشت دستگاههایی را به کمک دوستش اختراع کرده بود که در آن زمان روی موج عراق و بی بی سی نوارهای انقلابی پخش می کردند روزها روی همین موج با دوستش در تماس بودند و به وسیلة رادیو با هم صحبت می کردند . شبهایی که من به بچه ها و همسرم به منزل پدرم می رفتیم ، موقع برگشتن به خانه ، برادرم رادیوی ماشین را روی موجی که خودش می دانست تنظیم کرد . در مسیری که از خانة پدرم تا منزل ما به مدت یک ربع بود از طریق رادیوی ماشین با وسیله ای که در خانه داشت با من و بچه ها صحبت می کرد . بعد از یک ربع به ما گفت . که حالا شما به خانه رسیده اید و با ما خداحافظی کرد.
+
ایشان همیشه در نامه هایی که از جبهه می فرستاد از نمرات و وضع درسی من سؤال می کرد و پدرش هم در جواب نامه ی ایشان می گفت که همه ی نمرات من خوب بوده است. لذا او در اولین مرخصی که آمد برای تشویق بیشتر من یک جایزه (دوچرخه) برای من خرید. راوی فاطمه مداح ساداتیه
اهمیت به علم و حرمت علما
+
موضوع اهميت به علم و حرمت علما
+
راوی فاطمه مداح ساداتیه
+
متن کامل خاطره
+
  
ایشان همیشه در نامه هایی که از جبهه می فرستاد از نمرات و وضع درسی من سؤال می کرد و پدرش هم در جواب نامه ی ایشان می گفت که همه ی نمرات من خوب بوده است. لذا او در اولین مرخصی که آمد برای تشویق بیشتر من یک جایزه (دوچرخه) برای من خرید.
+
* موضوع عشق شهادت
عشق شهادت
+
موضوع عشق شهادت
+
راوی فاطمه مداح ساداتیه
+
متن کامل خاطره
+
  
موقعی که برادرم اولین بار به جبهه رفته بود به مدت 3 ماه متوالی در جبهه بود. در یک مرخصی چند روزه ای که برای دیدن خانواده آمده بود من به او گفتم: تو نمی خواهد دیگر به جبهه بروی اما او در جواب من گفت: من باید بروم و در این راه [[شهید]] شوم.
+
موقعی که برادرم اولین بار به جبهه رفته بود به مدت 3 ماه متوالی در جبهه بود. در یک مرخصی چند روزه ای که برای دیدن خانواده آمده بود من به او گفتم: تو نمی خواهد دیگر به جبهه بروی اما او در جواب من گفت: من باید بروم و در این راه [[شهید]] شوم. راوی فاطمه مداح ساداتیه
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18956
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18956 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 
==رده==
 
==رده==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:سید خلیل مداح ساداتیه}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:سید خلیل مداح ساداتیه}}

نسخهٔ ‏۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۰

سید خلیل مداح‌ ساداتیه‌
18956.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد نیشابور
شهادت جاده‌مشهدنیشابور،1360/09/23
محل دفن تهران بهشت زهرا
یگانهای خدمت بسیجی
سمت‌ها مخابرات‌وبی‌سیم‌
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدر:سیدمحمد


کد شهید: 6012167 تاریخ تولد : نام : سیدخلیل‌ محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : مداح‌ساداتیه‌ تاریخ شهادت : 1360/09/23 نام پدر : سیدمحمد مکان شهادت : جاده‌مشهدنیشابور

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : دانش آموز یگان خدمتی : بسیج گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌ گلزار : تهران بهشت زهرا

وصیتنامه

خداوندا! از نعمتهايي که به من شرمنده عطا نموده اي، الها از شکر سپاس ان عاجزم. بارالها! در پيشگاهت خودم را شرمنده و سرافکنده مي بينم. يا رب مرا به اين وجه عاجزانه ام و به حرمت انبيا و امامان که جانشين خاتم رسولانت يعني پيغمبر اکرم محمدبن عبدالله (ص) مي باشند، ببخش. الها! همينگونه که مرا از نعمت دين اسلام و بهره مند از احکام ان تا حدي قرار داده اي و دو نعمت بزرگ ديگر يعني پدر و مادري با ايمان به من عنايت فرموده اي. خداوندا آنها را در پرتو الطافت از جميع بليات حفظ کن و از من راضي و خشنود قرار بده. يا رب! تو آگاهي که بنده شرمنده ات با آگاهي کامل و با کسب اجازه از پدر و مادرم براي دفاع از احکام اسلام و قرآن راهي جبهه هاي حق عليه باطل مي شوم، اميدوارم بتوانم وظيفه خود را در اين خدمت مقدس بر اساس رضا و خشنوديت به انجام برسانم. پروردگارا! تو آگاه که من بنده روسياهت، در اشتياق لقايت هستم. الها مر از اين نعمت بزرگ، بهره مند قرار بده و شربت شهادت در راهت را نصيب روزيم گردان.

خاطرات

  • موضوع مهارت فني

بهترین خاطرات من در زمان انقلاب بود که که برادرم با علاقه ای که به کارهای الکتریکی داشت دستگاههایی را به کمک دوستش اختراع کرده بود که در آن زمان روی موج عراق و بی بی سی نوارهای انقلابی پخش می کردند روزها روی همین موج با دوستش در تماس بودند و به وسیله رادیو با هم صحبت می کردند. شبهایی که من به بچه ها و همسرم به منزل پدرم می رفتیم، موقع برگشتن به خانه، برادرم رادیوی ماشین را روی موجی که خودش می دانست تنظیم کرد. در مسیری که از خانه پدرم تا منزل ما به مدت یک ربع بود از طریق رادیوی ماشین با وسیله ای که در خانه داشت با من و بچه ها صحبت می کرد. بعد از یک ربع به ما گفت. که حالا شما به خانه رسیده اید و با ما خداحافظی کرد. راوی فاطمه مداح ساداتیه

  • موضوع اهميت به علم و حرمت علما

ایشان همیشه در نامه هایی که از جبهه می فرستاد از نمرات و وضع درسی من سؤال می کرد و پدرش هم در جواب نامه ی ایشان می گفت که همه ی نمرات من خوب بوده است. لذا او در اولین مرخصی که آمد برای تشویق بیشتر من یک جایزه (دوچرخه) برای من خرید. راوی فاطمه مداح ساداتیه

  • موضوع عشق شهادت

موقعی که برادرم اولین بار به جبهه رفته بود به مدت 3 ماه متوالی در جبهه بود. در یک مرخصی چند روزه ای که برای دیدن خانواده آمده بود من به او گفتم: تو نمی خواهد دیگر به جبهه بروی اما او در جواب من گفت: من باید بروم و در این راه شهید شوم. راوی فاطمه مداح ساداتیه [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده