ویرایش‌ها

شهید محمد تقی زمان ‌زاده‌ دربان

۲۰ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۵
* موضوع: لحظه و نحوه شهادت
قبل از عملیات [[والفجر 9 ]] قرار شد تعدادی از افراد زبده انتخاب شوند تا مأموریتی را به صورت ویژه انجام دهند آقای زمان زاده هم به عنوان نیروی داوطلب به این جمع 30 نفره پیوست، منطقه ای که قرار بود این جمع به آنجا بروند از نظر استراتژیک بسیار مهم و نیز خطرناک بود کوچکترین اشتباه ممکن بود منجر به لو رفتن عملیات شود. گروه به توسل به ائمه ی معصومین (ع) عملیات را آغاز کردند و توانستند با موفقیت از ارتفاعات میشلان عبور کنند و با پیشروی در خاک [[عراق ]] مقر فرماندهی یکی از تیپ های خوب شب را منهدم کنند. پس از برگشت به علت راهپیمایی زیاد پاهایشان تاول زده بود و لب ها خشکیده بود. هم زمان با برگشتن این نیروها، عراقی ها محل استقرار یکی از گردانهای مستقر در منطقه را بمباران کرده بودند. ما برای درامان ماندن از آتش دشمن می بایست ارتفاعات کاتو که ـ عراقی ها در آنجا مستقر بودند را فتح می کردیم. من به حضور آقای زمان زاده رسیدم و ضمن خسته نباشید، با ایشان در مورد اعزام نیرو برای شناسایی ارتفاعات کاتو گفتگو کردم. آقای زمان زاده به من گفت: من هم می خواهم به اتفاق نیروها بروم. این بار آقای زمان زاده به عنوان فرمانده ی این نیروها انتخاب شد و آماده ی حرکت شدند، ارتفاعات کاتو بسیار صعب العبور بود و هیچ گونه پشتیبانی نداشتیم در حین شناسایی به علت لو رفتن، درگیری پیش آمد و آقای زمان زاده در همانجا به درجه ی رفیع [[شهادت ]] نایل آمد.
* موضوع: عشق به جهاد
قبل از عملیات والفجر 9 آقای زمانزاده آمدند و به [[شهید کاوه ]] اصرار کردند که حتماً باید آقای همت آبادی مسئول پرسنلی شود و من را آزاد کنید چون می خواهم در واحدهای عملیاتی کار کنم. شهید کاوه هم به خاطر اینکه ایشان منصرف بشود از این تصمیمی که گرفته بود فرمودند:" ما دیگر جای خالی نداریم. اگر قرار باشد شما بیایی در عملیات شروع به فعالیت کنی باید گروه ویژه تشکیل بدهی و عملیاتهای افتخاری انجام بدهی، یعنی شب عملیات یک تعداد رزمنده ها را برداری به روی پل پشت دشمن بروی و آن را منفجر کنی. این پل نزدیک سلیمانیة عراق است." ایشان گفت:" باشد عیبی ندارد من این کار را انجام می دهم. به هر صورت با اصرار ایشان آقای همت آبادی مسئول واحد شد و ایشان هم آمد و همان گروه را تشکیل داد و یکی دو روز قبل از شروع عملیات والفجر 9 عازم شد تا آن پل را که سلیمانیه را به شهر چوارتة عراق وصل می کرد منفجر کند. و ایشان رفت مأموریتش را انجام داد و برگشت. وقتی که آمد درگیری شدیدی در روی ارتفاع کاتو بین [[تیپ ]] 57 ابوالفضل(ع) با نیروهای عراقی بود. به ایشان مجدداً مأموریت دادند که به تیپ ویژة شهدا برود و آنها را تأمین کند. ایشان به منطقة مذکور اعزام و در گیری شدیدی در آنجا رخ داد ـ و البته من چون مجروح بودم و در آنجا نبودم از زبان شهید کاوه شنیدم که بسیار از رشادت و شجاعت ایشان تعریف کرد ـ همانجا آقای زمانزاده از بالای آن ارتفاع تعداد زیادی تانک عراقی که رو به سمت بالا در حرکت بودند را با آرپی جی هدف قرار داده و با این کار به بچه ها عملیات روحیه می دهد و در ضمن گفتن الله اکبر در همانجا به درجة رفیع شهادت نائل می آید.
۶۸۰
ویرایش