ویرایش‌ها

شهید جمشید جاودانیان

۰ بایت اضافه‌شده، ‏۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۶
استاد بزرگ چتربازي، چتربازی، كوه نوردي، نوردی، جودو، تكواندو، كاراته، غواصي، تكاوري غواصی، تكاوری و شير بيشه ي شیر بیشه ی سومار و ببر كوه هاي های كردستان، در سال 1341 در مرودشت فارس زاده شد. در سال 1359 پا به دانشكده افسري افسری گذاشت و لحظه لحظه ي ی عمر خود را در راه آرمانش فدا كرد. در سال 1363 به سمت فرمانده ي ی گروهان سوم گردان 101 تيپ تیپ 55 هوابرد شيراز تعيين شیراز تعیین شد و راهي راهی مناطق عملياتي عملیاتی كردستان گرديدگردید. در عمليات عملیات والفجر 9 مجروح شد و در عمليات هاي ديگر عملیات های دیگر از جمله كربلاي كربلای 4 و 5 شركت داشت.
مصاحبه ای تلويزيوني تلویزیونی در والفجر 9، در زير زیر آتش رگبار مسلسل ها، هلي هلی كوپترها، توپ ها و تانك هاي های دشمن، چهره ي زيبا ی زیبا و با استقامت مردي مردی را نشان مي می داد كه جمشيد جاودانيان جمشید جاودانیان نام داشت. جمشيد، جمشید، مالِ دنيا دنیا نبود و هيچ هیچ گاه به زمين نچسبيدزمین نچسبید. بدنش با رختخواب آشنايي آشنایی نداشت و زيلو، زيرانداز زیلو، زیرانداز عارفانه اش بود و هنگامي هنگامی كه به شهادت رسيد، پيكر رسید، پیكر پاكش 50 روز در زير زیر آفتاب داغ و سوزان سومار، عشق او را به معبودش به حد اعلا رساند. شهید جاودانیان در 31 تير تیر ماه 1366 در زير زیر قله ي ی «كهنه ريگ» ریگ» در منطقه ي ی سومار، بر اثر اصابت تركش خمپاره زخمي زخمی شد و بر اثر درگيري شديد درگیری شدید و حجم بالاي بالای آتش و نبودن امكانات نجات، جان به جان آفرین تسلیم نموده و به درجه رفیع شهادت نائل آمد و بدين بدین سان جاودانيان، جاودانیان، جاودانه شد. گلزار شهدای شيراز، پذيراي شیراز، پذیرای جسم سوخته و قلب شكسته ي اين ی این عارف به الله است. روحش شاد و يادش گرامي یادش گرامی باد
فرازی از وصیت نامه آنان كه به ريسمان ریسمان حق چنگ زدند آهـنگ بـرادري، بـرادری، همـاهنـگ زدنـد با بـت شـكن زمـانه بـيـعت بـیـعت كردند بر شيشه ي شیشه ی عمر اهرمن، سنگ زدند اي حسينای حسین! تو كه در كربلا يكايك یكایك شهدا را در آغوش مي كشيدي می كشیدی و مي بوسيدي می بوسیدی و وداع مي كردي، آيا می كردی، آیا ممكن است هنگامي هنگامی كه من نيز نیز به خاك و خون مي می غلطم، تو دست مهربانت را بر قلب من بگذاري بگذاری و عطش عشق مرا به خود، سيراب كني؟سیراب كنی؟! خداياخدایا! تو را شكر مي می كنم كه مرا در كوي كوی غم گداختي گداختی و در درياي دریای درد، آب ديده كردي دیده كردی و در برابر حوادث روزگار، رويين رویین تنم نمودي نمودی تا سخت ترين ترین مشكلات حيات حیات و خطرناك ترين ترین ضربه هاي تاريخ های تاریخ را عارفانه و عاشقانه تحمل كنم .
==خاطرات==
سرتيپ سرتیپ دوم ستاد «هاشم شهيدي» شهیدی» در منطقه سومار هم رزمي رزمی به نام ستوان يکم شهيد یکم شهید "جمشيد جاودانيانجمشید جاودانیان" داشتم که يک یک افسر ورزيده ورزیده و باايمان باایمان بود و وقتي وقتی اسم ابوالفضل العباس(ع) که مي می آمد اشک از چشمانش جاري مي جاری می شد، يک یک چهره نوراني نورانی و يک یک رزمنده به تمام معنا بود که درنهايت درنهایت هم شهيد شهید شد
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش