ویرایش‌ها

شهید مهدی باکری

۱۴۹ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۱
رفتن به گالری
او مدتی قبل از عملیات بدر به خدمت رهبر و محبوبش امام خمینی (ره) رسید و اشک ریزان از ایشان خواست تا برایش دعا کنند که شهد شیرین شهادت را بنوشد. چند روز بعد دعای پیر جماران در حق مهدی مستجاب شد. بیست و پنجم بهمن سال 1363 در عملیات بدر در شرق [[دجله]] فرماندهی لشگر عاشورا را به عهده داشت که بر اثر اصابت گلوله به دیدار محبوبش شتافت. پیکر پاک این فرمانده 30 ساله چون مرواریدی در صدف پنهان ماند.<ref> [http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25 سایت صبح] </ref> 
http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25
عزیزانم اگر شبانه روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده، باز کم است. آگاه باشیم که سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه‌های درونی و دنیافریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیست و خلوص در عمل تنها چاره ساز ماست. ای عاشقان اباعبدالله (ع) بایستی شهادت را در آغوش گرفت. گونه‌ها بایستی از طراوت شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نماییم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری به جا آورده باشیم. وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل: بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست. همیشه به یاد خدا باشید و فرامین دین خدا را عمل کنید. پشتیبان و از ته قلب مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله (ع) و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آن‌ها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همان‌گونه تربیت دهید که سربازان با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه کسانی که از من رنجیده‌اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد. خدایا مرا پاکیزه بپذیر.
مهدی باکری<ref>[http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25 سایت صبح]</ref> 
http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25
... کسی که خود را مؤمن کرد و به خدا سپرد و برای او زندگی کرد و به دنبال راهی رفت که پروردگارش تعیین نمود. دیگر زمان و حالت زنده بودن و مرگش در دست اوست و بنا به حکم خداوند بایستی حمید شهید می‌شد و حمیدها شهید می‌شدند و [[صدام]] هم وسیله است. بدانید رسالت با رفتن راه امام حسین (ع) است. قیام و جنگ با دشمنان خدا و یقین داشته باشیم به این که خدا بپذیرد. یقین به قول خداوند داشته باشیم که بهترین مرگ شهادت است نه در بستر پیری و مریضی مردن و یقین داشته باشیم که چه سعادتی نصیب شهداست و چه درجه و مرتبه و ارزشی خداوند برای آن‌ها قائل است که در رده پیامبران از شهدا یاد می‌کند و خوشا به حال خانواده شهدا که خداوند وعده داده: شهید می‌تواند شفاعت کند خانواده‌اش را. پس افتخار کنید و خود را سربلند بدانید و فرزندان شهادت طلب، با ایمان راهرو حسین (ع)، بزرگ کنید و تربیت کنید و دعا بکنید، عمر و سلامتی امام بزرگوار و شکر به درگاه خداوند و به این که سعادت دهد شهدای بیشتری تقدیم راهش و راه انبیا و امام حسین (ع) و امام زمانش بنماید. ان‌شاء الله. دست بزرگ‌ترها و روی نازنین کوچولوهای آینده ساز اسلام را می‌بوسم و می‌بخشید که نتوانستم برای مراسم چهلم حمید بیایم. چون یکی از وصیت‌هایش گشودن راه کربلاست. ان‌شاء الله به حول و قوه الهی. با خانواده شهدا ارتباط داشته باشید و زینب کبری (س) و فرزندان و بازماندگان امام حسین (ع) برایتان الگو باشد.
برادرتان مهدی 11 فروردین 1363<ref>[http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25 سایت صبح]</ref> 
http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25
درصد ایمان او آنقدر بالا بود که حتی به جنازه‌ی دشمن هم احترام می‌گذاشت، می‌گفت: «من نمی‌دونم این کشته سنیه یا شیعه، عربه یا غیرعرب، فقط می‌دونم آدمه و حالا مرده و ما باید به مرده‌ی این‌ها احترام بذاریم و بهشون بی‌احترامی نکنیم. اینا رو صدام با زور به جبهه فرستاده، اگه به خودشون بود، خیلی‌هاشون سر جنگ با ما نداشتن و ندارن. اگه سر جنگ هم داشته باشن. حالا که کشته شدن، باید به جسدشون احترام بذاریم.»
راوی: محمدجعفر اسدی<ref>[http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25 سایت صبح]</ref> 
http:==پانویس==<references//www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=25>
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش