گلزار : بهشترضا ( ع )
rId6
==زندگینامه==
سال 61 ، 18 سال بیشتر نداشت که لباس جنگ پوشید. 12 ماه در جبهه خدمت کرد. خیل یها اصرار کرده بودند به سپاه ملحق شود اما خودش گفته بود: «من با خدای خودم عهد کرد هام تا لحظ های که به فیض شهادت نائل م یشوم، یک بسیجی باقی بمانم. » همین شد که بسیجی ماند. عباسعلی از لحظه اعزام تا وقت شهادتش،
==وصیت نامه==
« من با خدای خودم عهد کرد هام تالحظ های که به فیض شهادت نائل م یشوم، یک
==خاطرات==
- یک روز خانمی به سر کار عباس علی آمد و از ایشان خواست تا به منزل آنها برود و جالباسی آنها را درست کند . بعد از این که شهید به منزل آن زن رفت متوجه شد که خانم بعد از ورود به خانه سر و وضعش را از قبل به کلی تغییر کرده و با حالتی نامناسب به داخل اتاقی که ایشان مشغول کار بودند آمده، شهید با مشاهده او دست و پایش شروع به لرزیدن کرد و کارش را نیمه تمام رها کرد و از آن جا بیرون رفت .