ویرایش‌ها

شهید غلام حسین بنی عباس شهری

۱ بایت حذف‌شده، ‏۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۹
rId5
 ==زندگینامه== 
شهید غلام‌حسین بنی‌عباس شهری در سال 1341 در شهرستان گناباد در یک خانواده‌ی کشاورز مذهبی دیده به جهان گشود . شهید از همان اوایل کودکی الگوی اخلاق، دوست‌دار دین و قرآن و عاشق دلباخته‌ی شهادت بود . او دارای اخلاقی شایسته، هوش و استعداد شایان توجهی بود، بطوری که همه‌ی همشهری‌هایش کاملاً از او راضی بودند . ‌ وی ‌ بامتانت، صبر و سخت‌کوشی خود آنها را مجذوب ‌ کرده بود . شهید تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان شهید مقیمی واقع در قصبه‌ی شهر و تحصیلات دوره راهنمایی خود را در مدرسه‌ی راهنمایی خواجه نصیر و دوره‌ی دبیرستان در هنرستان شهید عباسپور با موفقیت کامل به اتمام رسانید . وی علاقه‌ی زیادی به تحصیل علم داشت چرا که معتقد بود بهترین راه پیروزی و استحکام یک امت برخورداری‌ از علم و تقوی است . زیرا عامل عقب‌ماندگی بسیاری از ملل عدم برخورداری ‌ آنها از علم و دانش و نعمت سواد است . شهید از همان اوان کودکی علاقه مخصوصی به مسائل دینی و مذهبی و الهی داشت بطوری که هیچ عامل نمی توانست کوچکترین خللی در ایمان وی پدید آورد . او در اوقات‌ فراغت خود در کارهای کشاورزی با جدیت هر چه تمام‌ به پدر خویش کمک می‌کرد . او ضمناً به ورزش نیز علاقه‌مند بود .وی قبل از انقلاب با شرکت در راهپیمایی‌ها و تظاهرات ‌ با دستهای خالی ‌ سیل مردم انقلابی را با هر آنچه که داشت یاری می‌نمود . او پس از انقلاب با شرکت در گروههای مقاومت بسیج مستضعفان از دستآوردهای انقلاب اسلامی پاسداری می کرد . او پس از گرفتن دیپلم مشتاقانه برای یاری دین مبین اسلام و قرآن برای خدمت مقدس سربازی خود را معرفی نمود و پس از طی دوره‌ی آموزشی رزم مقدماتی، مستقیماً به جبهه اعزام شد . جبهه‌های خرمشهر، اندیمشک، فکه و تنگه‌ی ابو‌قریب به مدت 9 ماه نظاره‌گر و شاهد نبرد او با بعثیون کافر ‌ بود تا به این سرسپردگان نشان دهد که اسلام بی‌یاور نیست و دشمنان اسلام نابودشدنی هستند‌ . ‌ سرانجام در تاریخ‌ 22/01/1362 در جبهه‌ی شرهانی به درجه‌ی رفیع شهادت نائل گردید .
چند شب قبل از عملیات برادرم غلامحسین را در خواب دیدم که حالش بسیار خوب و خندان بود با چند نفر از برادران بسیجی قرار گذاشتیم به دیدن ایشان برویم که مصادف شد با یک شب قبل از عملیات وقتی که به حضورش رسیدیم بسیار شاداب بود. ایشان سعی می کرد که ما را ظهر نهار نگه دارد . با این که در خط مقدم برای او مشکل بود زیر منطقه در تیرس و زیر آتش شدید بود . برادرم در زیر آتش دشمن خودش را به سنگر تدارکات رساند و برای ما غذا تهیه کرد و برای ما آورد .
منبع سایت یاران رضا
HYPERLINK "http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4290" http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4290
۲٬۸۰۰
ویرایش