[[اروند ]] به معنی تیز و تندرو و در دوره باستان به تمام طول رود [[دجله ]] و [[اروندرود ]] امروزی گفته میشد. اگر اروند را با تلفظ «او ـ روند» بخوانیم و به معنی آب رونده است. تا سه هزار سال پیش از میلاد مسیح (ع)، اروندرود وجود نداشت و رودخانههای دجله، [[فرات ]] و [[کارون ]] جداگانه به دریا میریختند. با سقوط ساسانیان و به دلیل عدم مراقبت، سدها شکسته شد و دو رودخانه دجله و فرات در القرنه به هم پیوستند و اروندرود را تشکیل دادند.
هم اکنون 81 کیلومتر از 175 کیلومتر طول اروندرود ـ از محل پیوستن [[نهر خین ]] به این رودخانه تا مصب آن در [[خلیج فارس ]] ـ مرز مشترک [[ایران ]] و [[عراق ]] محسوب میشود. عرض اروندرود بین 500 تا 1000 متر و عمق آن بین نه تا پانزده متر در نوسان است و هنگام جزر و مد آب، تغییر مییابد ودر عین حال برای کشتیرانی مناسب است. اروندرود را به علت جزر و مدها و نوع جریانش (جریان آرام بر سطح و جریان سریع و متلاطم در عمق) رودخانه وحشی نیز مینامند.
آب اروندرود از رودخانههای دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه میگیرند و از رودخانههای کارون، کرخه، زاب بزرگ، زاب کوچک، دیاله، بکور، سیروان و الوند که همگی از ایران سرچشمه میگیرند، تأمین میشود واز نظر حجم، 67 درصد آب اروندرود از ایران تأمین میشود. پوشش ساحلی اروندرود پوششی از «چولان» (بوتههای بلند) و «نی» است و عمق نخلستانهای آن بین دو تا پنج کیلومتر متغیر است و به وسیلهی کانال و نهرهای مصنوعی عمود بر اروندرود، در حالت مَد آبیاری میشوند. بصره، خرمشهر، آبادان، [[بصره]]، [[خرمشهر]]، [[آبادان]]، [[خسرو آباد ]] و [[فاو ]] از جمله بندرهای مهم این آبراه هستند و که نقش چشمگیری در رونق تجارت و بازرگانی منطقه دارند.
از آغاز تشکیل کشور عراق در پایان جنگ جهانی اول، همواره ادعاهای غیر حقوقی این کشور بر مالکیت کامل اروندرود، از مباحث اصلی اختلافات مرزی ایران و عراق بود که سرانجام بر اساس معاهده 1975 الجزایر، ژرفگاه (خطالقعر و یا خط تالوگ) رودخانه به عنوان خط مرزی تعیین شد.
یکی از اهداف رژیم بعثی عراق در هجوم سراسری به ایران، حاکمیت مطلق بر اروندرود و انتقال مرزهایش به ساحل شرقی این رودخانه بود. در خرداد 1358 دولت عراق با اعزام [[ناوچههای گشتزنی ]] شروع به تقویت پاسگاههای مرزی خود در ساحل اروندرود نمود و بالگردهای [[بالگرد]]های آن کشور بر فراز اروندرود به پرواز درآمدند.
با شروع جنگ تحمیلی اروندرود به سبب عریض بودن و تأثیرات ناشی از جزر و مد خلیج فارس بر این رودخانه ـ که هر گونه عملیات نظامی را با محدودیت مواجه میساخت ـ مورد توجه نیروهای نظامی دو کشور ایران و عراق قرار نگرفت و فقط دو کشور با آتش توپخانه به تأسیسات نظامی وغیر نظامی مستقر در ساحل دو طرف اروندرود آسیب میزدند. در دومین ماه جنگ، [[ارتش عراق ]] در حالی که از سواحل جنوبی این رودخانه، آبادان را میکوبید، از سمت شمال این شهر پیش روی کرد و در 9/8/1359 با عبور از [[بهمنشیر ]] به نزدیکی اروندرود رسید. دشمن سعی داشت با پیشروی از جاده خسروآباد تا شهر اروندکنار در اراضی شمالی این رودخانه استقرار یافته و بر آن تسلط کامل یابد، لیکن با مقابله مدافعان آبادان، عقب رانده شد، در [[عملیات والفجر8 ]] و به دنبال موفقیت رزمندگان در عبور از اروندرود، برای بهبود تردد و افزایش توانایی انتقال رزمندگان به آن سوی اروندرود، پلسازی بر روی رودخانه مورد توجه و تأکید قرار گرفت.
با پایان جنگ و به رسمیت شناختن دوبارهی قرارداد 1975 الجزایر توسط عراق، اروندرود دیگر بار حیات خویش را بازیافت هر چند که به علت انباشته شدن از گل و لای و لاشههای کشتیهای غرق شده قابلیت کشتیرانی کشتیهای بزرگ تجاری را تا حدی از دست داده بود.
اروندرود یکی از عریضترین رود های قابل کشتی رانی دنیا به شمار میرود که هر چه رو به جنوب میرود پهنتر و عمیقتر میشود.
موقعیت استراتژیکی و تجاری اروندرود موجب شده تا از سده های پیشین، این رود مورد منازعه دولت ایران و عثمانی قرار گیرد. کشف نفت در خانقین و بعد در [[خوزستان ]] اهمیت اروندرود را مضاعف ساخت. اگر پیش از کشف نفت، دو دولت همسایه و ذینفع ایران و عثمانی به دلیل دسترسی به خلیج فارس که از طریق بندر بصره بر سر آن اختلاف داشتند و در قرارداد های بین دو دولت مثل ارز روم مورد توجه واقع گردیده بود، با کشف نفت و تضعیف عثمانی قدرتهای بزرگ یعنی انگلیس و روسیه نیز به مداخله در آن همت گماشتند. البته دخالت روسیه، مداخله مستقیم نبوده بلکه به دلیل اشتراک منافع با انگلستان، از آن به عنوان وجهالمصالحه بهره میگرفت.
روزنامه رسالت، شماره 6866 به تاریخ 11/9/88، صفحه 9 (تاریخ)
در این عملیات سه تن از سرداران سپاه به نامهای [[رضا امانی، امانی]]، [[محمد اثری نژاد ]] و [[رضا چراغی ]] به [[شهادت ]] رسیدند.
برگرفته از کتاب سرزمین مقدس، ص 249
یکی از خاطرات زیبای شناسایی، مربوط به کریم حرمتی (رزمنده ای که قبلاً روی [[مین ]] رفته و پایش میلنگید) بود. او از مسئولین [[لشکر عاشورا ]] بود که شناسایی جدی از اروند را تازه شروع کرده بود؛ اما انبوه تجهیزات دشمن در منطقه، مسئله ساز شده بود. نیروها با دیدن ابهت اروند و عظمت کار دچار دلهره و ترس شده بودند.
===بیرق رضوی===
[[مرتضی قربانی ]] فرمانده لشکر 25 کربلا در سنگر خود به فکر فرو رفته بود. سنگر در این لحظات کمی شلوغ شده بود. در همین هنگام، یکی از راه رسید و مستقیم وارد سنگر شد. با عجله نزد مرتضی قربانی رفت و بسته ای به او داد. مرتضی بسته را گرفت. تازه وارد گفت: این را آقا محسن ـفرمانده وقت سپاه داد تا به شما برسانم.
سرانجام در ساعت 22 و 10 دقیقهی 20 بهمن 1364، [[محسن رضایی ]] از سوی [[قرارگاه خاتمالانبیاء ]] فرمان حمله را صادر کرد.
این چه کاری است؟ چرا مقداری از طناب رهاست؟
اما [[شهید «تازیکه» ]] چیزی نمیگوید. برای بار دوم فرمانده سؤال خود را تکرار میکند و این بار هم شهید «تازیکه» است که با چشمانی اشک بار و یک دنیا اطمینان لب به سخن میگشاید:
"آخر جناب فرمانده! مگر ما بی صاحب هستیم؟ من سر این طناب را به دست صاحبمان «حجت بن الحسن(عج)» سپردهام تا او خودش ما را هدایت کند" و اتفاقاً بعد از این توکل و اعتماد به آقا امام زمان(عج) تمامی غواصها بدون تلفات از آب خروشان اروند گذشته و سالم به آن طرف میرسند، اما شهید «تازیکه» در مراحل بعدی عملیات به دیدار محبوب میشتابد.