ویرایش‌ها

شهید محمد رضا کریم پور گل آخور

۱۲ بایت اضافه‌شده، ‏۵ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۰
شهيد محمد رضا کريم پور به همراه چند تن از دوستان خود براي اين منظور به خدمت رفت. چند روز قبل از اين که او به خيل شهيدان اين وطن بپيوندد به مرخصي آمد. محمد که تغييرات روحي و معنوي بسيار حتي از چهره اش نمايان بود از اهالي محل خداحافظي کرد و آنها را براي آخرين بار ملاقات نمود و به سوي جبهه شتافت تا وعده ديدار و ملاقات معبود خود را در روز موعود اجابت کند .
روز وصال رسيد، 5 دي ماه سال 1366، محمد که در آن وقت 22 سال بيش نداشت، فرماندهي دسته خود را بر عهده گرفت و مأموريت شناسايي دشمن را در آن روز پذیرفت . او و دوستش که هر دو در آن روز بايد براي مرخصي به پشت جبهه منتقل مي شدند و مرخصي داشتند بنا به صلاح ديد خود و نياز دسته به فرماندهي و غيرت و ايثار خود که در وجودشان موج مي زد اين مأموريت را به صورت داوطلب پذيرفتند و راهي مناطق سخت و صعب العبور جبهه [[سومار ]] براي شناسايي کوردلان منافق و دشمنان حق و ايمان شدند .
اما زالو صفتان منافق و ايادي غرب که بر سر راه آنان کمين کرده بودند در بين دو کوه و شکاف دو صخره، کومله هاي از خدا بي خبر جوانان ما را محاصره کردند و بر سر آنها آتش ريختند. گروهي از سربازان تحت امر محمد که وضع را نامناسب ديدند براي عقب نشيني پافشاري نمودند ولي در مکتب مقاومت مومن، فرار از مقابل دشمن معنا ندارد. محمد رضا شجاع آنان را به مقابله تشويق کرد .
در اين راه تمام دوستان او و فرمانده شجاع آنان، محمد رضا ی قهرمان [[شهيد ]] شدند و در اين بين دوستش نجات می یابد و جنازه پاک او را از چنگال لاشخوران منافق سالم به عقب جبهه منتقل میکند و به جبهه ايران می رساند .
و اينگونه بود که اسوه مقاومت و ايثار، نخل رشيد ملت ايران و کوه بلند صلابت به [[شهادت ]] رسيد. پيکر نورانيش را درشکوه تمام و در ميثاق گريه ها به بدن سرخ او به خاک پاک بهشت زهرا و در کنار ديگر همرزمانش سپردند و ياد او را هميشه در قلب ها محفوظ نگاه داشتند تا که آي ندگان هم با رزمشان آشنا و با حماسه شان عجين گردند .
۷۴۴
ویرایش