شهید عبدالله یحیوی قره یران: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «شه ی د عبداله ی ح ی و ی قره ی ران تار ی خ تولد :1341/10/20 تار ی خ شهادت : 1362/02/20 محل ش...» ایجاد کرد) |
Heydari9711 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | [[شهیدعبداله ی ح ی و ی قره ی ران]] | |
| − | تار ی خ تولد :1341/10/20 | + | [[تار ی خ تولد :1341/10/20]] |
| − | تار ی خ شهادت : 1362/02/20 | + | [[تار ی خ شهادت : 1362/02/20]] |
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
rId4 | rId4 | ||
| − | زندگی نامه: شه ی د عبدالله ی ح ی و ی قره ی ران، فرزند قباد در سال 1341 در شهر تهران و در خانوادها ی مذهب ی د ی ده به جهان هست ی گشود. و ی پس از سپر ی کردن دوران کودک ی ، راه ی سنگر علم و دانش شد و تحص ی لات خود را تا پا ی ان مقطع دب ی رستان با موفق ی ت به پا ی ان رسان ی د . او در دوران دبيرستان، به عضو ی ت كميته مسجد يزد ی ها درآمد و پس از بازگشت از مدرسه، به پاسدار ی مشغول بود. او در دوران انقلاب نيز با پخش اعلاميه و شرکت در تظاهرات به همراه خانواده، انزجار خود از حکومت فاسد پهلو ی را اعلام داشت. عبدالله در زمان جنگ تحم ی ل ی عراق عل ی ه ا ی ران اسلام ی ، از طريق كميته به جمعآور ی كمكها ی مردم ی برا ی رزمندگان مشغول بود. او با فرا رس ی دن موعد خدمت، لباس مقدس سرباز ی را بر تن کرد و از طر ی ق لشکر 28 سنندج به جبههها ی نبرد حق عل ی ه باطل اعزام گشت. شه ی د ی ح ی و ی در نامههايش د ی گران را به حمايت و پشتيبان ی از امام راحل توص ی ه م ی نمود و خواهران و برادران را به احترام به پدر و مادر سفارش م ی کرد . سرانجام ا ی ن سرباز فداکار ارتش اسلام پس از رشادتها ی بس ی ار در راه دفاع از ک ی ان نظام و انقلاب، در تار ی خ 22/02/1362 دعوت حق را لب ی ک گفت و در منطقه عمل ی ات ی مر ی وان به درجه ی رف ی ع شهادت نائل آ مد . روحش شاد و يادش گرام ی باد | + | زندگی نامه: شه ی د عبدالله ی ح ی و ی قره ی ران، فرزند قباد در سال 1341 در شهر تهران و در خانوادها ی مذهب ی د ی ده به جهان هست ی گشود. و ی پس از سپر ی کردن دوران کودک ی ، راه ی سنگر علم و دانش شد و تحص ی لات خود را تا پا ی ان مقطع دب ی رستان با موفق ی ت به پا ی ان رسان ی د . او در دوران دبيرستان، به عضو ی ت كميته مسجد يزد ی ها درآمد و پس از بازگشت از مدرسه، به [[پاسدار ی]] مشغول بود. او در دوران [[انقلاب]] نيز با پخش اعلاميه و شرکت در تظاهرات به همراه خانواده، انزجار خود از حکومت فاسد پهلو ی را اعلام داشت. عبدالله در زمان جنگ تحم ی ل ی عراق عل ی ه ا ی ران اسلام ی ، از طريق كميته به جمعآور ی كمكها ی مردم ی برا ی [[رزمندگان]] مشغول بود. او با فرا رس ی دن موعد خدمت، لباس مقدس سرباز ی را بر تن کرد و از طر ی ق [[لشکر 28 سنندج]] به جبههها ی نبرد حق عل ی ه باطل اعزام گشت. شه ی د ی ح ی و ی در نامههايش د ی گران را به حمايت و پشتيبان ی از امام راحل توص ی ه م ی نمود و خواهران و برادران را به احترام به پدر و مادر سفارش م ی کرد . سرانجام ا ی ن سرباز فداکار ارتش اسلام پس از رشادتها ی بس ی ار در راه دفاع از ک ی ان نظام و انقلاب، در تار ی خ 22/02/1362 دعوت حق را لب ی ک گفت و در منطقه عمل ی ات ی [[مر ی وان]] به درجه ی رف ی ع [[شهادت]] نائل آ مد . روحش شاد و يادش گرام ی باد |
نسخهٔ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۳
شهیدعبداله ی ح ی و ی قره ی ران
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
rId4
زندگی نامه: شه ی د عبدالله ی ح ی و ی قره ی ران، فرزند قباد در سال 1341 در شهر تهران و در خانوادها ی مذهب ی د ی ده به جهان هست ی گشود. و ی پس از سپر ی کردن دوران کودک ی ، راه ی سنگر علم و دانش شد و تحص ی لات خود را تا پا ی ان مقطع دب ی رستان با موفق ی ت به پا ی ان رسان ی د . او در دوران دبيرستان، به عضو ی ت كميته مسجد يزد ی ها درآمد و پس از بازگشت از مدرسه، به پاسدار ی مشغول بود. او در دوران انقلاب نيز با پخش اعلاميه و شرکت در تظاهرات به همراه خانواده، انزجار خود از حکومت فاسد پهلو ی را اعلام داشت. عبدالله در زمان جنگ تحم ی ل ی عراق عل ی ه ا ی ران اسلام ی ، از طريق كميته به جمعآور ی كمكها ی مردم ی برا ی رزمندگان مشغول بود. او با فرا رس ی دن موعد خدمت، لباس مقدس سرباز ی را بر تن کرد و از طر ی ق لشکر 28 سنندج به جبههها ی نبرد حق عل ی ه باطل اعزام گشت. شه ی د ی ح ی و ی در نامههايش د ی گران را به حمايت و پشتيبان ی از امام راحل توص ی ه م ی نمود و خواهران و برادران را به احترام به پدر و مادر سفارش م ی کرد . سرانجام ا ی ن سرباز فداکار ارتش اسلام پس از رشادتها ی بس ی ار در راه دفاع از ک ی ان نظام و انقلاب، در تار ی خ 22/02/1362 دعوت حق را لب ی ک گفت و در منطقه عمل ی ات ی مر ی وان به درجه ی رف ی ع شهادت نائل آ مد . روحش شاد و يادش گرام ی باد
خاطرات:
خاطره ا ی از زبان برادر شه ی د :
آخر ی ن بار که عبدالله به منزل آمده بود به او گفتم که به جبهه نرو؛ رو به من کرد و گفت: در آنجا دختران را به درخت م ی بندند و آنها را آزار و اذ ی ت م ی کنند ما هم چهار خواهر دار ی م و اگر امثال ما به م ی دان برد نرو ی م در آ ی نده خواهران ما ن ی ز به دست دشمن م ی افتند. پس ما وظ ی فه ی شرع ی دار ی م که ا ی ن گونه خدمت کن ی م .
منبع:سایت شهدای ارتش