ویرایش‌ها

شهید خلیل شافی گاو دره

۳۲ بایت اضافه‌شده، ‏۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۳
/* زندگی نامه */
==زندگی نامه==
شهید خلیل شاقی در سال 8/8/1343به [[1343]]به دنیا آمد . کودکی او مانند کودکان دیگر در بازی گذشت ولی کودک ساده و ساکتی بود و خیلی دلسوز بود که همه او را دوست داشتنند . در جوانی بسیار شوخ بود و در مجالسی که او بود پر از شادی می شد چون تمام حرفهای خنده دار می‌گفت و در آن موقع کسی به فکر غم و غصه نبود . بعد در کار نقاشی ساختمان به پدر خود کمک می‌کرد و اگر کسی کمک مي‌‌‌‌‌خواست به سراغ او می آمد و او کمکش می‌کرد و بعد به میکانکی رفت و مکانيکی یاد گرفت و بعد از ‌آن هر کسی در محل ماشینش خراب می‌شد به سراغ او می آ‌مد و خلیل بدون هیچ چشم داشتی به او کمک می‌کرد و بعد زمان [[انقلاب ]] و اوایل آ‌ن همواره به خیابان انقلاب می‌رفت و در تظاهرات شرکت می‌کرد و در زمان آذوقه و لباس از مردم جمع می کرد و به [[مسجد ]] محل می برد و در آ‌نجا آ‌نها را بسته بندی می‌کردند و به [[جبهه ]] می‌فرستادند. بعد وقت [[سربازی ]] او شد با تمام ذوق و شوق ثبت نام کرد و سه ماه آموزشی خود را گذراند و به جبهه منطقه [[کوشک ]] عازم شد و بعد از سه ماه در حالی که اصلاً نوبت دیده بانی او نبود بر سر [[دیده بانی ]] رفت چون دوستش به او گفت که تو بایست تا من بروم و بیایم . دوست او در یک نامه نوشته بود خلیل جای من سر دیده بانی رفت و قلبش گفته بود که من امروز شهید می‌شوم و شما خرمای مرا می‌خورید و سر دیده بانی [[خمپاره ]] به او خورده بود و حدود دو کیلومتر پرتاب شده بود و صبح هم دنبال او گشته بودند چون شب پیدايش نکرده بودند صبح آن روز جنازه شهید خلیل را پیدا کرده بودند و در حالی که از گوش او خون می‌رفت و از کمر به پایین قطع شده بود . روحش شاد و راهش پر رهرو باد
==خاطرات==
۶۹۱
ویرایش